حجاب در ادیان الهی پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

پيوندها  پيوندها   مسابقات  مسابقات   اخبار  اخبار   معرفي کتاب  معرفي کتاب   معرفي نرم افزار  معرفي نرم افزار   ثبت نرم افزار  ثبت نرم افزار   محصولات  محصولات   تلفن همراه  تلفن همراه   صوت و فيلم  صوت و فيلم   نگارخانه  نگارخانه   پرسمان   پرسمان   احاديث  احاديث   داستان  داستان   احکام  احکام   مقالات  مقالات  

  صفحه اول
  پيامک
   ويژه نامه ››
   گفتگو و تحليل ››
   گلبانگ اذان
   بازي آنلاين
   تماس با ما
   درباره ما
   جستجو
   بايگاني









     شمسی

               

  مسیر جاری : مقالات  عفاف و حجاب  حجاب در اديان
حجاب در ادیان الهی

حجاب و پوشش در تمام اديان و مذاهب، داراي جايگاه خاصّي است، و يكي از دلايل اساسي آن اين است كه حجاب و عفاف، يك امر فطري است. داستان حضرت آدم و حوّا نيز فطري بودن پوشش را اثبات مي‏كند. در تورات (كتاب مقدس يهوديان كه براي مسيحيان نيز مقدّس ...


 نویسنده : سعيد عسگری
فطري بودن پوشش:
حجاب و پوشش در تمام اديان و مذاهب، داراي جايگاه خاصّي است، و يكي از دلايل اساسي آن اين است كه حجاب و عفاف، يك امر فطري است. داستان حضرت آدم و حوّا نيز فطري بودن پوشش را اثبات مي‏كند. در تورات (كتاب مقدس يهوديان كه براي مسيحيان نيز مقدّس است)، مي‏خوانيم: «و چون زن ديد كه آن درخت براي خوراك نيكوست و به نظر، خوش‏نما و درختي دلپذير و دانش افزا، پس، از ميوه‏اش گرفته بخورْد و به شوهر خود نيز داد و او خورد. *آنگاه چشمان هر دوي ايشان باز شد و فهميدند كه عريان‏اند؛ پس برگهاي انجير به‏هم دوخته، سترها براي خويشتن ساختند... . »
بعد ادامه مي‏دهد: «و آدم، زن خود را حوّا نام نهاد؛ زيرا كه او مادر جميع زندگان است * و خداوندْ خدا رختها براي آدم و زنش از پوست بساخت و ايشان را پوشانيد».1
بر طبق اين متن، آدم و حوّا لباسي نداشتند و بعد از خوردن شجره ممنوعه چشمشان باز شد و فهميدند كه عريان‏اند كه بلافاصله با برگ درختان خود را پوشاندند و بعداً خداوند لباسي از پوست بديشان ارزاني داشت.
در قرآن كريم در مورد داستان حضرت آدم و حوّا چنين آمده است: فَلَمّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْءتَهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الجَنَّةِ؛2 آن‏گاه كه آدم و حوّا از درخت ممنوعه چشيدند، پوشش خود را از دست داده (عورتشان آشكار گرديد). و به سرعت، با برگ درختان بهشتي خود را پوشاندند.
طبق آيات شريفه قرآن كريم، حضرت آدم و حوّا قبل از چشيدن درخت ممنوعه داراي لباس بوده‏اند؛ امّا با خوردن از آن درخت ممنوعه (بر اثر اغواي شيطان) لباس خود را از دست دادند كه بلافاصله به پوشاندن خود اقدام نمودند. به هر حال، مطابق هر دو نقل، پس از احساس برهنگي (خواه طبق نقل تورات قبل از آن داراي لباس نبوده و يا طبق قرآن كريم داراي لباس بوده‏اند) بلافاصله خود را با برگ‏هاي درختان بهشتي پوشاندند. اين احساس شرم از برهنگي، حتي بدون حضور ناظر بيگانه، و سرعت در پوشاندن خود به وسيله برگ‏ها (ولو به طور موقت)، از آن جهت كه تحت هيچ آموزش يا فرماني از جانب خداوند يا فرشته وحي و يا تذكّر هر يك به ديگري صورت گرفته است، بيانگر فطري بودن پوشش در انسان است و ثابت مي‏كند كه لباس و پوشش، به تدريج و بر اثر تمدن‏ها ايجاد نشده است؛ بلكه انسانهاي نخستين، يا به تعبير بهتر، نخستين انسانها، به طور فطري بدان گرايش داشته‏اند.
حجاب و پوشش در تمام اديان و مذاهب، داراي جايگاه خاصّي است، و يكي از دلايل اساسي آن اين است كه حجاب و عفاف، يك امر فطري است. و بنا به گواهي متون تاريخي، در اكثر قريب به اتفاق ملت‏ها و آيين‏هاي جهان، حجاب در بين زنان، معمول بوده است. هرچند حجاب در طور تاريخ، فراز و نشيبهاي زيادي را طي كرده و گاهي با اعمال سليقه حاكمان، تشديد يا تخفيف يافته است، ولي هيچ‏گاه به‏طور كامل از بين نرفته است. اگر به لباس ملّي كشورهاي جهان بنگريم، به خوبي حجاب و پوشش  زن را در آن مي‏بينيم. دقّت در لباس ملي كشورها ما را از ورق زدن كتب تاريخي براي يافتن ملل و اقوامي كه زنان آنها داراي حجاب بوده‏اند، بي‏نياز مي‏سازد و به خوبي اثبات مي‏كند كه حجاب در ميان اكثر ملت‏هاي جهان، معمول بوده و اختصاص به مذهب يا ملّت خاصي نداشته است.
تمام اديان آسماني، حجاب و پوشش زن را واجب و لازم شمرده‏اند و جامعه بشري را به سوي آن دعوت كرده‏اند؛ زيرا لزوم پوشش و حجاب به طور طبيعي در فطرت زنان به وديعت نهاده شده است و احكام و دستورهاي اديان الهي هماهنگ و همسو با فطرت انساني تشريع شده است؛ پس در همه اديان الهي پوشش و حجاب زن واجب گشته است. در اديان زرتشت، يهوديت، مسيحيت و اسلام، حجاب زنان امري لازم بوده است. كتاب‏هاي مقدس مذهبي، دستورها و احكام ديني، آداب و مراسم و سيره عملي پيروان اين اديان الهي، بهترين شاهد و گواه اثبات اين مدّعاست.
حجاب در شريعت زرتشت
«اَشو زرتشت» با توصيه‏ها و اندرزهاي خود، كوشيده است تا پايه‏هاي حجابي را كه زنان ايراني به عنوان يك فرهنگ ملّي در ظاهر عرف خود رعايت مي‏كنند، در عمق روح آنان متحكّم نمايد و از اين راه، ضمانت اجراي قانون حجاب را در آينده نيز تأمين نمايد و بدين سان، جامعه خويش را در مقابل امكان انحراف‏هاي اخلاقي پنهان، بيمه كند. قسمتي از پند و اندرزهايي كه «اَشو زرتشت» به پيروان خود توصيه نموده را نقل مي‏كنيم، تا اين اقدام مهم «اشو زرتشت» بهتر نمايان گردد و حركت او در جهت تعالي و آموزش ريشه‏هاي «حفظ حجاب» و بيان لزوم توأم نمودن حجاب ظاهري با عفّت باطن، روشن‏تر شود.
او مي‏فرمايد: * اي نوعروسان و دامادان! روي سخنم با شماست. به اندرزم گوش دهيد و گفتارم را به خاطر بسپاريد و با غيرت، در پي زندگاني پاك مَنشي برآييد. هر يك از شما بايد در كردار نيك و مهرورزي، بر ديگري پيشدستي جويد تا آن زندگاني مقدس زناشويي، با خوشي و خرّمي همراه باشد.
* اي مردان و زنان! راه راست را دريابيد و پيروي كنيد. هيچ‏گاه گرد دروغ و خوشي‏هاي زودگذري كه تباه كننده زندگي‏اند، نگرديد؛ زيرا لذّتي كه با بدنامي و گناه همراه باشد، همچون زهر كشنده‏اي است كه با شيريني درآميخته و همانند خودش دوزخي است.
اي نوعروسان و دامادان! روي سخنم با شماست. به اندرزم گوش دهيد و گفتارم را به خاطر بسپاريد و با غيرت، در پي زندگاني پاك مَنشي برآييد. هر يك از شما بايد در كردار نيك و مهرورزي، بر ديگري پيشدستي جويد تا آن زندگاني مقدس زناشويي، با خوشي و خرّمي همراه باشد.
با اين‏گونه كارها زندگاني گيتي خود را تباه مسازيد. * پاداش رهروان نيكي، به كسي مي‏رسد كه هوا، هوس، خودخواهي و آرزوهاي باطل را از خود دور ساخته، بر نفس خويش چيره گردد. كوتاهي و غفلت در اين راه، پايانش جز ناله و افسوس، چيز ديگري نخواهد بود. * فريب‏خوردگاني كه دست به كردار زشت مي‏زنند، گرفتار بدبختي و نيستي خواهند شد و سرانجامشان خروش و فرياد و ناله است؛ ولي زنان و مرداني كه به اندرز و راهنمايي من گوش فرا مي‏دهند، آرامش و خوشي زندگي بهره‏شان خواهد بود و سختي و رنج از آنان دور خواهد گشت و به نيك‏نامي جاوداني خواهند رسيد.3
و در كتاب «وَنْدي داد» اين جمله به طور مكرّر آمده است: «كلام ايزدي است كه كردار زشت را نابود مي‏كند: از تو - اي مرد! - خواهش مي‏كنم پيدايش و فزوني را پاك و پاكيزه ساز! از تو - اي زن! - خواهش مي‏كنم تن و نيرو را پاك و پاكيزه ساز! آرزو دارم صاحب فرزند باشي و شير تو فراوان شود!».4
در كتاب پوشاك باستاني ايرانيان در ذيل عنوان «پوشاك اقليتهاي ميهن ما» در مورد حجاب زنان زرتشتي چنين مي‏خوانيم: «اين پوشاك كه بانوان زرتشتي از آن استفاده مي‏كنند، شباهتي بسيار نزديك به پوشاك بانوان نقاط ديگر كشور ما دارد؛ چنان‏كه روسري آنان از نظر شكل و طرز استفاده، نظير روسري بانوان بختياري است و پيراهن، شبيه پيراهن بانوان لُر در گذشته نزديك است و شلوار، از لحاظ شكل و بُرش، همان شلوار بانوان كُرد آذربايجان غربي است و كلاهك، همان كلاهك بانوان بندري است». دين زرتشت، بر سه اصل اساسيِ، «انديشه نيك»، «گفتار نيك» و «كردار نيك» استوار گشته است. موبدان در تفسير انديشه و كردار نيك مي‏گويند: «يك زرتشتي مؤمن، بايد از نگاه ناپاك به زنان ديگر دوري جويد». در اندرز «آذرباد مار اسپند» موبد موبدان آمده است: «مرد بد چشم را به معاونت خود قبول مكن».5
حجاب در شريعت يهود
رواج حجاب در بين زنان قوم يهود، مطلبي نيست كه كسي بتواند آن را مورد انكار يا ترديد خود قرار دهد. مورّخين، نه‏تنها از مرسوم بودن حجاب در بين زنان يهود سخن گفته‏اند، بلكه به افراطها و سخت‏گيريهاي بي‏شمار آنان نيز در اين زمينه تصريح كرده‏اند. در كتاب «حجاب در اسلام»، آمده است: «گرچه پوشش، در بين عرب مرسوم نبود و اسلام، آن را به‏وجود آورد، ولي در ملل غير عرب، به شديدترين شكل، رواج داشت. در ايران و در بين يهود و مللي كه از فكر يهود پيروي مي‏كردند، حجاب، به مراتب شديدتر از آنچه اسلام مي‏خواست وجود داشت. در بين اين ملتها وجه و كفّين (= صورت و كف دستها) هم پوشيده مي‏شد. حتي در بعضي از ملت‏ها سخن از پوشيدن زن و چهره زن نبود، بلكه سخن از قايم كردن زن بود و اين فكر را به صورت يك عادتِ سفت و سخت درآورده بودند».6
ويل دورانت، كه معمولاً سعي مي‏كند موارد برهنگي يا احياناً تزيينات و آرايش‏هاي زنان هر قوم را با آب و تاب نقل كند تا آن را طبيعي جلوه دهد، در اين مورد مي‏گويد: «در طول قرون وسطا، يهوديان همچنان زنان خويش را با البسه فاخر مي‏آراستند، لكن به آنها اجازه نمي‏دادند كه با سر عريان به ميان مردم روند. نپوشاندن موي سر، خلافي بود كه مرتكب را مستوجب طلاق مي‏ساخت. از جمله تعاليم شرعي يكي آن بود كه مرد يهودي نبايد در حضور زني كه موي سرش هويداست، دست دعا به درگاه خدا بردارد».7 او در توصيف زنان يهودي مي‏گويد: «زندگي جنسي آنان علي‏رغم تعدّد زوجات، به طرز شايان توجّه، منزه از خطايا بود. زنان آنان دوشيزگاني محجوب، همسراني ساعي، مادراني پُرزا، و امين بودند و از آنجا كه زود وصلت مي‏كردند، فحشا به حدّاقل، تخفيف پيدا مي‏كرد».8
در كتاب مقدّس يهوديان، موارد متعدّدي يافت مي‏شود كه به طور صريح و يا ضمني، حجاب و پوشش زن و مسائل مربوط به آن، مورد تأييد قرار گرفته است. در برخي از آنها لفظ «چادر» و «برقع» به كار رفته است كه نشانگر كيفيت پوشش زنان آن عصر است. اينك به پاره‏اي از آن موارد اشاره مي‏گردد. گرچه پوشش، در بين عرب مرسوم نبود و اسلام، آن را به‏وجود آورد، ولي در ملل غير عرب، به شديدترين شكل، رواج داشت. در ايران و در بين يهود و مللي كه از فكر يهود پيروي مي‏كردند.
پوشش كامل در مقابل نامحرم:
در «سفْر پيدايش» تورات، چنين مي‏خوانيم: و رفقه، چشمان خود را بلند كرد و اسحاق را ديد و از شتر خود فرود آمد. زيرا كه از خادم پرسيد: «اين مرد كيست كه در صحرا به استقبال ما مي‏آيد؟». و خادم گفت: «آقاي من است». پس بُرقعِ خود را گرفته، خود را پوشانيد.9
عدم تشبّه مرد و زن به يكديگر
در «تورات» آمده است: «متاع مرد، بر زن روا نباشد و مرد، لباس زن نپوشد؛ زيرا هر كه اين كُند، مكروه يهوه (خداي تو) است».10
نزول عذاب در اثر آرايش دختران يهود براي بيگانگان
در «تورات» مي‏خوانيم:« و خداوند مي‏گويد از اين جهت كه دختران صهيون متكبّرند و با گردن افراشته و غمزات چشم، راه مي‏روند و به ناز مي‏خرام‏اند و به پاهاي خويش، خلخال‏ها را به صدا مي‏آورند * بنابراين، خداوند فَرقِ سر دختران صهيون را كَلْ خواهد ساخت و خداوند، عورت ايشان را برهنه خواهد نمود * و در آن روز، خداوند زينت خلخال‏ها و پيشاني‏بندها و هلال‏ها را دور خواهد كرد*و گوشوارها و دستبندها و روبندها* و دستارها و زنجيرها و كمربندها و عطردان‏ها و تعويذها را* و انگشترها و حلقه‏هاي بيني را * و رداها و شال‏ها و كيسه‏ها را * و آينه‏ها و كتانهاي نازك و عمامه‏ها و بُرقعها را * و واقع مي‏شود كه: به عوض عطريات، عفونت خواهد شد و به عوض كمربند، ريسمان و به عوض موهاي بافته، كَلي و به عوض سينه‏بند، زنّار پلاس و به عوض زيبايي، سوختگي خواهد بود * مردانت به شمشير و شجاعانت در جنگ خواهند افتاد * و دروازه‏هاي وي، ناله و ماتم خواهند كرد و او خراب شده، بر زمين خواهد نشست».11
در طول قرون وسطا، يهوديان همچنان زنان خويش را با البسه فاخر مي‏آراستند، لكن به آنها اجازه نمي‏دادند كه با سر عريان به ميان مردم روند. نپوشاندن موي سر، خلافي بود كه مرتكب را مستوجب طلاق مي‏ساخت.
در تورات، از چادر و برقع و روبنده‏اي كه زنان با آن، سر و صورت و اندام خويش را مي‏پوشانده‏اند، صريحاً نام برده شده است، كه نشانگر كيفيت پوشش زنان است. براي نمونه در كتاب «روت» مي‏خوانيم: «بوعز گفت: زنهار كسي نفهمد كه اين زن به خرمن آمده است. و گفت: چادري كه بر توست، بياور و بگير. پس آن را بگرفت و او شش كيل جو پيموده بر وي گذارد و به شهر رفت».12 در مورد عروس يهودا مي‏خوانيم: «پس رخت بيوگي را از خويشتن بيرون كرد. بُرقعي به رو كشيد و خود را در چادري پوشيد و به دروازه عينايم كه در راه تمنه است، بنشست».13
لزوم پوشاندن سر از نامحرمان:
ويل دورانت مي‏نويسد: اگر زني به نقض قانون يهود مي‏پرداخت، چنان‏كه مثلاً بي‏آن‏كه چيزي بر سر داشت به ميان مردم مي‏رفت، و يا در شارع عام نخ مي‏رشت، يا بر هر سنخي از مردان، درد دل مي‏كرد، يا صدايش آن‏قدر بلند بود كه چون در خانه‏اش تكلّم مي‏نمود، همسايگانش مي‏توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت، مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه‏اي او را طلاق دهد.14 او همچنين مي‏نويسد: ... و به استعمال سرخاب و سرمه، نكوهيده مي‏شمردند. موافق بودند كه مرد، بايد براي پوشاك زن خويش سخاوتمندانه خرج كند؛ لكن غرض آن بود كه زن، خود را براي شوهر خويش بيارايد نه براي ساير مردها.15
در كتاب «حكمة الحجاب و ادلة وجوب النّقاب»، براي تأييد اين‏كه منشأ حجاب زنان يهودي، وجوب حجاب در شريعت موسي(علیه السّلام) بوده، به داستان حضرت موسي و دختران شعيب اشاره شده است كه در آن، حضرت موسي به آنان امر كرد تا پشت سر او حركت كرده و از پشت سر، او را به منزل پدرشان هدايت كنند.16
حجاب در مسيحيت :
همان‏طور كه اشاره شد، اديان الهي، به خاطر تناسبشان با فطرت و احكام كلّي، جهت و شيوه واحدي دارند. در مسيحيت، همانند دين زرتشت و يهود، حجاب زنان امري واجب به شمار مي‏آمده است. «جرجي زيدان»، دانشمند مسيحي در اين‏باره مي‏گويد: «اگر مقصود از حجاب، پوشانيدن تن و بدن است، اين وضع، قبل از اسلام و حتي پيش از ظهور دين مسيح، معمول بوده است و آثار آن هنوز در خود اروپا باقي مانده است».
مسيحيت نه ‏تنها احكام شريعت يهود در مورد حجاب زنان را تغيير نداده و قوانين شديد آن را استمرار بخشيده است، بلكه در برخي موارد، قدم را فراتر نهاده و با تأكيد بيشتري وجوب حجاب را مطرح ساخته است؛ زيرا در شريعت يهود، تشكيل خانواده و ازدواج، امري مقدّس محسوب مي‏شد و حتي در كتاب «تاريخ تمدن» آمده است كه: ازدواج در سن بيست سالگي اجباري بود؛ اما از ديدگاه مسيحيت كه تجرّد، مقدس شمرده شده است جاي هيچ شبهه‏اي باقي نخواهد ماند كه براي از بين رفتن تحريك و تهييج، اين مكتب، زنان را به رعايت پوشش كامل و دوري از آرايش و تزيين، به صورت شديدتري فراخوانده است.
در اين ارتباط، نگاهي به «انجيل» مي‏اندازيم: «... و همچنين زنان خويشتن را بيارايند به لباس مُزيّن به حيا و پرهيز، نه به زلف‏ها و طلا و مرواريد و رخت گران‏بها* بلكه چنان‏كه زناني را مي‏شايد كه دعواي دينداري مي‏كند به اعمال صالحه *...».17 «همچنين اي زنان، شوهران خود را اطاعت نماييد تا اگر بعضي نيز مطيع كلام نشوند، سيرت زنان ايشان را بدون كلام دريابد * چون‏كه سيرت طاهر و خدا ترس شما را ببينند * و شما را زينت ظاهري نباشد از بافتن موي و متحلّي شدن به طلا و پوشيدن لباس * بلكه انسانيت باطني قلبي در لباس غير فاسدِ روح حليم و آرام كه نزد خدا گران‏بهاست * زيرا بدين‏گونه، زنان مقدسه در سابق نيز كه متوكّل به خدا بودند، خويشتن را زينت مي‏نمودند و شوهران خود را اطاعت مي‏كردند * مانند ساره كه ابراهيم را مطيع بود و او را آقا مي‏خواند و شما دختران او شده‏ايد».18
مسيحيت نه‏تنها احكام شريعت يهود در مورد حجاب زنان را تغيير نداده و قوانين شديد آن را استمرار بخشيده است، بلكه در برخي موارد، قدم را فراتر نهاده و با تأكيد بيشتري وجوب حجاب را مطرح ساخته است.
همچنين درباره وقار و امين بودن زن مي‏خوانيم: «و به همين گونه زنان نيز بايد با وقار باشند و نه غيبتگو؛ بلكه هوشيار و در هر امري امين».19 در روايات ما نيز چنين آمده است: حضرت عيسي فرمود: از نگاه كردن به زنان بپرهيزيد؛ زيرا شهوت را در قلب مي‏روياند و همين، براي ايجاد فتنه در شخصِ نگاه كننده كافي است.20
حواريون و پس از آنها پاپ‏ها و كاردينال‏هاي بزرگ كه دستورهاي ديني آنان از طرف كليسا و مذهب مسيحيت لازم‏الاجرا شمرده مي‏شد، با شدّتي هرچه تمام‏تر زنان را به پوشش كامل و دوري از آرايش‏هاي جسمي فرامي‏خوانده‏اند. دكتر «حكيم الهي» استاد دانشگاه لندن در كتاب «زن و آزادي» پس از تشريح وضعيت زن نزد اروپاييان، در مورد حكم پوشش و حجاب زن نزد مسيحيت، عقايد «كلمنت» و «ترتوليان»، (دو مرجع مسيحيت و دو اسقف بزرگ) را درباره حجاب بازگو مي‏كند: «زن بايد كاملاً در حجاب و پوشيده باشد، الّا آن‏كه در خانه خود باشد؛ زيرا فقط لباسي كه او را مي‏پوشاند، مي‏تواند از خيره شدن چشم‏ها به‏سوي او مانع گردد. زن نبايد صورت خود را عريان ارائه دهد تا ديگري را با نگاه كردن به صورتش وادار به گناه نمايد. براي زن مؤمن عيسوي، در نظر خداوند، پسنديده نيست كه نزد بيگانگان به زيور آراسته گردد و حتّي زيبايي طبيعي آن نيز بايد مخفي گردد؛ زيرا براي بينندگان خطرناك است».21
تصويرهايي كه از پوشاك مسيحيان و مردم اروپا انتشار يافته است، به وضوح نشان مي‏دهد كه حجاب در بين زنان، كاملاً رعايت مي‏شده است. «براون و اشنايدر»، در كتاب «پوشاك اقوام مختلف»، برخي از تصاوير مربوط به زنان مسيحي را آورده‏اند كه نشان مي‏دهد همگي آنها داراي لباسي بلند و پوشش سر مي‏باشند.22
حجاب در شريعت اسلام:
اسلام كه آخرين آيين الهي و بالطبع كامل‏ترين دين است و براي هميشه و همه بشريت، از طرف خداوند عالم، نازل شده است، لباس را «هديه الهي» معرفي نموده و وجوب پوشش زنان را با تعديل و انتظام مناسبي به جامعه بشري ارزاني داشته است. از انحرافات و يا افراط و تفريطهايي كه پيرامون پوشش زنان وجود داشته است اجتناب نموده و در تشريح قانون، حدّ و مرزي متناسب با غرايز انساني را در نظر گرفته است. در حجاب اسلامي، سهل‏انگاري‏هاي مضر و سختگيري‏هاي بي‏مورد، وجود ندارد.
حجاب اسلامي آن‏گونه كه غرب تبليغ مي‏كند، به معناي حبس زن در خانه يا پرده‏نشيني و دوري از شركت در مسائل اجتماعي نيست؛ بلكه بدين معناست كه زن در معاشرت خود با مردان بيگانه، موي سر و اندام خود را بپوشاند و به جلوه‏گري و خودنمايي نپردازد. با توجّه به غريزه قدرتمند جنسي، احكام و دستورهاي اسلام، تدابيري است كه خداوند براي تعديل و رام‏كردن و همچنين ارضاي صحيح اين غريزه، تشريح فرموده است.
حجاب در قرآن كريم:
در قرآن كريم، آياتي چند به طور صريح، در مورد وجوب حجاب و حد و كيفيت آن نازل شده است. در سوره نور، طي آيه مفصّلي آمده است: «... و به مردان مؤمن بگو كه چشم‏هاي خود را فرو پوشند و نيز دامان خويش را، كه براي ايشان پاكيزه‏تر است. همانا خداوند به آنچه انجام مي‏دهند، آگاه است. و به بانوان با ايمان بگو چشم‏هاي خود را فرو پوشند و عورت‏هاي خود را از نگاه ديگران پوشيده نگاه دارند و زينت‏هاي خود را جز آن مقداري كه ظاهر است، ننمايند و زينت‏هاي خود را آشكار نسازند، مگر براي شوهرانشان، پدرانشان، پدر شوهرانشان، پسران همسرانشان، برادرانشان، پسر برادرانشان، زنان هم كيششان، كنيزانشان، مردان سفيهي كه تمايلي به زنان ندارند، و يا كودكاني كه از امور جنسي بي‏اطلاع‏اند (غير مميز). و پاهاي خود را بر زمين نكوبند تا زينت‏هاي پنهانشان آشكار شود. و همگي به‏سوي خداوند بازگرديد، اي مؤمنان! باشد كه رستگار شويد». 23
همچنين در سوره احزاب آمده است: «اي پيامبر! به همسران و دختران خويش و بانوان با ايمان بگو كه روپوش خود را برگيرند تا به عفاف و حُريّت شناخته شوند و مورد آزار و تعرّض هوسرانان قرا نگيرند و خداوند، آمرزنده و مهربان است». 24«اي زنان پيامبر! شما اگر تقوا داشته باشيد، همانند ديگران نيستيد. بنا براين، هرگز نرم و نازك با مردان، سخن مگوييد تا آن‏كه دلش بيمار است، به طمع افتد. بلكه متين و نيكو سخن بگوييد و خانه را منزلگاه خويش قرار دهيد و هرگز مانند دوره جاهليت نخستين،(براي نامَحرمان) آرايش و خودآرايي نكنيد و نماز را برپا داريد و زكات را بپردازيد و از خدا و رسولش اطاعت نماييد».25
به مردان مؤمن بگو كه چشم‏هاي خود را فرو پوشند و نيز دامان خويش را، كه براي ايشان پاكيزه‏تر است. همانا خداوند به آنچه انجام مي‏دهند، آگاه است.
حجاب در روايات:
پيامبر گرامي اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و معصومين(علیهم السّلام) علاوه بر تأكيداتي كه بر رعايت حجاب داشته‏اند، با ارائه دستورالعمل‏هايي، جامعه اسلامي را به‏سوي تهذيب و پاكي، رهنمون گشته‏اند كه در اين قسمت، برخي از آنها را نقل مي‏كنيم.
پرهيز از پوشش بدن نما و نازك:
روزي، اسماء - كه خواهر زن پيامبر بود - ، با جامه بدن‏نما و نازكي به خانه پيامبر آمد. پيامبر، روي خود را از او برگرداند و فرمود: اي اسماء! زن، وقتي به حدّ بلوغ رسيد، نبايد جايي از بدن و اندامش ديده شود، مگر صورت و دستها».26
نهي از آرايش و استعمال عطر در خارج از خانه:
پيامبر، در ضمن حديثي، نهي فرمودند از اين‏كه زن، براي ديگران، خود را بيارايد، و فرمود: «اگر براي غير شوهر، خود را آرايش نمود، لازم است خداوند او را با آتش بسوزاند». 27
پرهيز زنان از شبيه ساختن خود به مردان:
پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: خداوند، مرداني را كه شبيه زن مي‏شوند و زناني را كه خود را شبيه مرد قرار مي‏دهند، نفرين كرده است». 28 امام باقر(علیه السّلام) نيز، در ضمن حديثي فرمودند: «جايز نيست كه زن، خود را شبيه مرد نمايد؛ زيرا پيامبر، مرداني را كه مشابه زنان مي‏شوند و همچنين زناني كه خود را شبيه مردها قرار مي‏دهند، نفرين كرده است».29
در قرآن و روايات، علاوه بر دستورهايي كه در مورد حفظ حجاب زنان آمده است، مسئوليت‏هايي نيز به مردان واگذار شده است كه ذيلاً به آنها اشاره مي‏گردد:
عفّت نسبت به زنان مردم:
پيامبر فرمود: «نسبت به زنان مردم، عفيف باشيد تا زنان شما عفيف بمانند».30 دوري از چشم‏چراني‏از امام صادق(علیه السّلام) شده كه مي‏فرمايد: «چشم چراني، تيري است مسموم از تيرهاي شيطان؛ چه بسا، نگاهي كه حسرت‏هاي طولاني را درپي دارد».31 خداوند، مرداني را كه شبيه زن مي‏شوند و زناني را كه خود را شبيه مرد قرار مي‏دهند، نفرين كرده است.
در نگاه فقيهان و دانشمندان مسلمان:
همان‏طور كه اشاره شد، حجاب، از ضروريات اسلام است و تمام فِرَق اسلامي، آن را واجب مي‏دانند، و در اين‏كه زنان بايد به هنگام اداي نماز و در حضور مردان بيگانه، موي سر و تمامي اندام خود را به استثناي صورت و دست‏ها (از مچ به پايين) بپوشاند، اتفاق نظر دارند؛ البته شافعيان و برخي از علماي شيعه پوشاندن صورت را نيز در حضور بيگانگان، لازم شمرده‏اند.
پايان اين نوشتار را به پرسشي از امام خميني(ره)، در مورد حجاب و حد آن، و پاسخ ايشان، كه مي‏تواند نشانگر نظرات دانشمندان مسلمان باشد، اختصاص مي‏دهيم: آيا حجاب از ضروريات اسلام است و منكر آن و كساني كه به اين دستور الهي مخصوصاً در جامعه اسلامي بي‏اعتنايي مي‏كنند، چه حكمي دارند؟اصل حكم حجاب از ضروريات است و منكر آن، حكمِ منكر ضروري را دارد و منكر ضروري، محكوم به كفر است، مگر اين‏كه معلوم باشد كه منكر خدا يا رسول نيست. حدود حجاب اسلامي براي بانوان چيست؟
براي اين منظور، لباس آزاد و شلوار و روسري كفايت مي‏كند؟ و اصولاً چه كيفيتي در لباس و پوشش زن در برابر افراد نامحرم بايد رعايت شود؟واجب است تمام بدن زن بجز قرص صورت و دست‏ها تا مچ، از نامحرم پوشيده شود و لباس مذكور اگر مقدار واجب را بپوشاند، مانعي ندارد؛ ولي پوشيدن چادر، بهتر است و از لباس‏هايي كه توجّه نامحرم را جلب كند، بايد اجتناب شود.32
بررسي نهايي
از بررسي و مقايسه حد و كيفيت حجاب در اديان چهارگانه استنباط مي‏گردد كه حجاب در اديان ديگر، نسبت به اسلام از شدّت بيشتري برخوردار بوده است. به طور مثال، پوشاندن صورت، گرچه در زمان زرتشت معمول نبوده و بعد از او در ميان زرتشتيان معمول شده است، اما طبق آنچه گذشت، چادر و روبنده از اركان اخلاقي مسيحيان و يهوديان محسوب مي‏شده است؛ درحالي‏كه بنابر نظر اكثر فقهاي اسلامي، پوشاندن صورت واجب نيست.
لزوم كناره‏گيري كامل زن در حيض در دين زرتشت، محق دانستن مرد در طلاق زني كه صدايش در كوچه شنيده شده بدون پرداخت مهريه از طرف دين يهود، ركن بودن چادر و روبند و ذكر نام آن دو به طور صريح در كتاب مقدّس مسيحيان و وجوب سكوت زن نزد بيگانه و در كليسا از طرف مسيحيت، بهترين گواه بر اين مطلب است. بنابراين، نه‏تنها اسلام واضع قانون حجاب نبوده است، بلكه در جهت جلوگيري از افراط و تفريط هايي كه در طول تاريخ در مورد حجاب به وجود آمده بود، به قانونمند كردن و تنظيم آن همت گماشته است و آن را به صورتي متعادل، صحيح و متناسب با فطرت انساني زن و غيرتمندي مرد، ارائه نموده است.

 پى نوشت ها:
1. تورات، سفر پيدايش، باب 3، آيات 6 - 8 و 20 - 21. 2.
2. سوره اعراف، آيه 22. 3.
3. يسنا، ص 53، پندهاي 5 - 8 به نقل از: آموزش‏هاي زرتشت پيامبر ايران، رستم شهرزادي، انجمن زرتشتيان، آبان 76. 4
4. وندي داد، ص 275، بند 10.
5. سال‏نماي 1372، انجمن زرتشتيان تهران، ص 10.
6. حجاب در اسلام، ابوالقاسم اشتهاردي، ص 50.
7. تاريخ تمدن، ويل دورانت، ج 12، ص 62.
8. همان، ص 63.
9. سفر پيدايش، باب 24، فقره 64 و 65. به گفته مرجع مذهبي يهوديان ايران «خاخام اوريل داودي»، منشأ و وجوب حجاب در شريعت يهود، مستند به همين فقره است.
10. تورات، سفر تثنيه، باب 22، فقره 5.
11. تورات، كتاب اشعياء نبي، باب سوم، فقره 16 - 26.
12. تورات، كتاب روت، باب دوم، فقره 8 - 10.
13. تورات، سفر پيدايش، باب 38، فقره 14 و 15.
14. تاريخ تمدن، ويل دورانت، ج 12، ص 30.
15. همان، ص 31.
16. ر. ك: حكمة الحجاب وادلة وجوب النقاب، ص 252.
17. انجيل، رساله پولس به تيموناؤس، باب دوّم، فقره 9 - 15.
18. انجيل، رساله پطرس رسول، باب سوم، فقره 1 - 6.
19. انجيل، رساله پولس رسول به تيموناؤس، باب سوم، فقره 11.
20. سفينة البحار، ج 2، ص 596.
21. زن و آزادي، حكيم الهي، ص 53.
22. پوشاك اقوام مختلف، براون و اشنايدر، ص 116.
23. سوره نور، آيه 31.
24. سوره احزاب، آيه 59.
25. سوره احزاب، آيه 32.
26. سنن ابي داود، ج 2، ص 383.
27. بحارالأنوار، ج 103، ص 242.
28. همان جا.
29. همان، ص 258.
30. وسايل الشيعة، ج 14، ص 141.
31. همان، ج 14، ص 138.
32. احكام بانوان، محمد وحيدي، ص 37.

مأخذ : حجاب در ادیان الهی، علی محمدی، انتشارات اشراق
برگرفته از : حدیث زندگی ؛ مرداد و شهریور 1380، شماره 6
منبع :
http://www.hawzah.net

 

شماره مطلب :1082       تاریخ انتشار: 16/9/1389      تعداد بازدید:  374 مرتبه

چاپ متن


نظرات کاربران :

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پرتال تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.

 - نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
 - نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
 - نظراتی که شامل سئوال شرعی یا نتایج مسابقات باشد منتشر نخواهد شد. ( از فرم تماس با ما استفاده فرمایید)
 - نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
 - متن نظر شما می بایست حداکثر 700 کاراکتر باشد.

 
نام و نام خانوادگی : *
متن نظر : *  
کارکتر تايپ شده :  
       

پرتال اداری ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر شهرستان اصفهان

پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

طراحی سايت : اصفهان هاست

کليه حقوق اين سايت برای ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر شهرستان اصفهان محفوظ است