حجاب در اديان و اقوام گذشته پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

پيوندها  پيوندها   مسابقات  مسابقات   اخبار  اخبار   معرفي کتاب  معرفي کتاب   معرفي نرم افزار  معرفي نرم افزار   ثبت نرم افزار  ثبت نرم افزار   محصولات  محصولات   تلفن همراه  تلفن همراه   صوت و فيلم  صوت و فيلم   نگارخانه  نگارخانه   پرسمان   پرسمان   احاديث  احاديث   داستان  داستان   احکام  احکام   مقالات  مقالات  

  صفحه اول
  پيامک
   ويژه نامه ››
   گفتگو و تحليل ››
   گلبانگ اذان
   بازي آنلاين
   تماس با ما
   درباره ما
   جستجو
   بايگاني









     شمسی

               

  مسیر جاری : مقالات  عفاف و حجاب  حجاب در اديان
حجاب در اديان و اقوام گذشته

بنابر گواهى متون تاريخى، در اكثر قريب به اتفاق ملت‏ها و آيين‏هاى جهان، حجاب در بين زنان معمول بوده است؛ هر چند در طول تاريخ، فراز و نشيب‏هاى زيادى را طى كرده و گاهى با اعمال سليقه حاكمان، تشديد يا تخفيف يافته است، ولى هيچگاه بطور كامل از بين نرفته است.


 نويسنده: عباس رجبی
بنابر گواهى متون تاريخى، در اكثر قريب به اتفاق ملت‏ها و آيين‏هاى جهان، حجاب در بين زنان معمول بوده است؛ هر چند در طول تاريخ، فراز و نشيب‏هاى زيادى را طى كرده و گاهى با اعمال سليقه حاكمان، تشديد يا تخفيف يافته است، ولى هيچگاه بطور كامل از بين نرفته است. مورّخان به ندرت از اقوام بدوى كه زنانشان داراى پوشش مناسب نبوده ويا به صورت برهنه در اجتماع ظاهر مى‏شدند، ياد مى‏كنند.
دانشمندان، تاريخ حجاب و پوشش زن را به دوران ما قبل تاريخ و عصر حجر نسبت مى‏دهند. كتاب «زن در آينه تاريخ» پس از طرح مفصل علل و عوامل تاريخى حجاب، مى‏نويسد: با توجه به علل ذكر شده و بررسى آثار و نقوش به دست آمده، پيدايش حجاب به دوران پيش از مذاهب مربوط مى‏شود؛ و به اين دلايل، عقيده عده‏اى كه مى‏گويند «مذهب» موجد حجاب مى‏باشد، صحت ندارد، ولى بايد پذيرفت كه در دگرگونى و تكميل آن بسيار موءثر بوده است.1
1. پوشش زن در يونان و روم باستان
دايره‏المعارف لاروس درباره پوشش زنان يونان باستان مى‏گويد: زنان يونانى در دوره‏هاى گذشته، صورت و اندامشان را تا روى پا مى‏پوشاندند. اين پوشش كه شفاف و بسيار زيبا بود، در جزاير كورس و اِمِرجوس و ديگر جزاير ساخته مى‏شد. زنان فنيقى نيز داراى پوششى قرمز بودند. سخن درباره حجاب، در لابلاى كلمات قديمى‏ترين موءلفين يونانى نيز به چشم مى‏خورد؛ حتى «بنيلوب» (همسر پادشاه «عوليس» فرمانرواى ايتاك) نيز با حجاب بوده است. زنان شهر «ثيب» داراى حجاب خاصى بوده‏اند، بدين صورت كه حتى صورتشان را نيز با پارچه مى‏پوشاندند. اين پارچه داراى دو منفذ بود كه جلوى چشمان قرار مى‏گرفت تا بتوانند ببينند. در «اسپارته» دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولى بعد از ازدواج خود را از چشم مردان مى‏پوشاندند. نقش‏هايى كه بر جاى مانده، حكايت مى‏كند كه زنان سر را مى‏پوشانده، ولى صورت‏هايشان باز بوده است، و وقتى به بازار مى‏رفتند، بر آنان واجب بوده است كه صورت‏هايشان را بپوشانند؛ خواه باكره و خواه داراى همسر باشند. حجاب در بين زنان سيبرى و ساكنان آسياى صغير و زنان شهر ماد (و فارس و عرب) نيز وجود داشته است. زنان رومانى از حجاب شديدترى برخوردار بوده‏اند، به طورى كه وقتى از خانه خارج مى‏شدند، با چادرى بلند تمام بدن را تا روى پاها مى‏پوشاندند و چيزى از برآمدگى‏هاى بدن مشخص نمى‏شد.2
يكى از تاريخ نويسان غربى نيز شواهد زيادى دال بر وجود حجاب در بين زنان يونان و روم باستان آورده است. او درباره «الهه عفت» كه يكى از خدايان يونان باستان است، مى‏گويد: «آرتميس»، الهه عفت است و عالى‏ترين نمونه (و الگو براى) دختران جوان به شمار مى‏آيد. داراى بدنى نيرومند و ورزيده و چابك و به زيور عفّت و تقوا آراسته است.»3
همچنين درباره مردم يكى از قبائلى كه نهصد سال قبل از ميلاد زندگى مى‏كرده‏اند، آمده است : «بالاتر از ارمينان و در كنار درياى سياه، «سكّاها» بيابانگردى مى‏كردند. آنها مردم وحشى و درشت اندام قبائل جنگى نيمه مغول و نيمه اروپايى بسيار نيرومندى بودند كه در ارابه به سرمى‏بردند و زنان خود را سخت در پرده نگاه مى‏داشتند.»4
اين مورّخ در جاى ديگر مى‏گويد: «زنان فقط در صورتى مى‏توانند خويشان و دوستان خود را ملاقات كنند و در جشن‏هاى مذهبى و تماشاخانه‏ها حضور يابند كه كاملاً در حجاب باشند. 5
همچنين از قول يكى از فلاسفه يونان باستان، درباره شدت پوشش زن، نقل مى‏كند: نام يك زن پاك‏دامن را نيز چون شخص او بايد در خانه پنهان داشت.6
2. پوشش زن در ايران باستان
در مورد پوشش زنان ايران باستان، مطالب زيادى در تاريخ وجود دارد. ويل دورانت درباره پوشش زنان ايران باستان و اينكه حجاب بسيار سختى در بين آنان رايج بوده است، مى‏گويد: «زنان طبقات بالاى اجتماع جرأت آن را نداشتند كه جز در تخت روان روپوش‏دار از خانه بيرون بيايند. هرگز به آنان اجازه داده نمى‏شد كه آشكارا با مردان آميزش (اختلاط) كنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هيچ مردى را، ولو پدر يا برادرشان باشد، ببينند. در نقش‏هايى كه در ايران باستان بر جاى مانده، هيچ صورت زن ديده نمى‏شود و نامى از ايشان به نظر نمى‏رسد.»7
از دائره‏المعارف لاروس نيز به دست مى‏آيد كه حجاب در بين مادها و پارس‏ها وجود داشته است.8 همچنين در تفسير اثنى‏عشرى9 آمده است: «تاريخ نشان مى‏دهد كه حجاب در فرس قديم وجود داشته است». در كيش «مازديسنى» نامه شت مهاباد، آيه 90 گويد: زن خواهيد و جفت گيريد و هم خوابه ديگرى را نبينيد و بر او منگريد و با او مياميزيد.»
نصوصى كه بيانگر حجاب زنان ايران باستان است، نشان مى‏دهد كه زنان در دوره‏هاى مختلفى چون دوره مادها، پارسى‏ها (هخامنشيان)، اشكانيان و سامانيان داراى حجاب و پوشش بوده‏اند، كه به چند نمونه آن اشاره مى‏شود:
دوره مادها
در كتاب «پوشاك باستانى ايرانيان» آمده: «اصلى كه بايد در نظر داشت، اين است كه طبق نقوش برجسته و مجسمه‏هاى ما قبل ميلاد، پوشاك زنان آن دوره (مادها) از لحاظ شكل (با كمى تفاوت) با پوشاك مردان يكسان است.»10
وى در ادامه براى توضيح نقوش بر جاى مانده مى‏نويسد: «مرد و زن به واسطه اختلافى كه ميان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تميز داده مى‏شوند. به نظر مى‏رسد كه زنان پوششى نيز روى سر خود گذارده‏اند و از زير آن گيسوهاى بلندشان نمايان است.»11
دوره پارسى‏ها (هخامنشيان)
پارسى‏ها به وسيله كوروش، دولت ماد را از ميان برداشته و سلسله هخامنشى را تأسيس كردند. آنها از نظر لباس همانند مادها بودند. در مورد پوشاك خاص زنان اين دوره آمده است: «از روى برخى نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومى برمى‏خوريم كه پوششى جالب دارند. پيراهن آنان پوششى ساده و بلند يا داراى راسته چين و آستين كوتاه است. به زنان ديگر آن دوره نيز برمى‏خوريم كه از پهلو به اسب سوارند. اينان چادرى مستطيل بر روى همه لباس خود افكنده و در زير آن، يك پيراهن با دامن بلند و در زير آن نيز، پيراهن بلند ديگرى تا به مچ پا نمايان است.»12
دوره اشكانيان
در اين دوره نيز همانند گذشته، حجاب زنان ايرانى كامل بوده است. در اين باره چنين مى‏خوانيم: «لباس زنان اشكانى پيراهنى بلند تا روى زمين، گشاد، پرچين، آستين‏دار و يقه‏راست بوده است. پيراهن ديگرى داشته‏اند كه روى اولى مى‏پوشيدند و قد اين يكى نسبت به اولى كوتاه و ضمناً يقه‏باز بوده است. روى اين دو پيراهن چادرى سرمى‏كردند.»13
در جاى ديگر آمده است: «چادر زنان اشكانى به رنگ‏هاى شاد و ارغوانى و يا سفيد بوده است. گوشه چادر در زير يك تخته فلزى بيضى منقوش يا دكمه كه به وسيله زنجيرى به گردن افكنده شده، بند است. اين چادر به نحوى روى سر مى‏افتاده كه عمامه (نوعى كلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها مى‏پوشانيده است.»14
در كتاب «پارتيان» نيز آمده است: «زنان عهد اشكانى قبايى تا زانو بر تن مى‏كردند، با شنلى كه بر سر افكنده مى‏شد و نيز نقابى داشتند كه معمولاً به پس سر مى‏آويختند.»
دوره ساسانيان
در اين دوره اردشير پسر بابك با استفاده از ضعف اشكانيان، سلسله ساسانيان را بنيان نهاد و دين زرتشت را دين رسمى كشور قرار داد. اوستا را ترجمه و آتشكده‏هاى ويران را بازسازى نمود. زنان در اين دوره كه احكام دينى زرتشتيان در كشور اعمال مى‏شده است، همچنان داراى حجاب كامل بودند. در مورد پوشاك زنان چنين آمده است: «چادر كه از دوره‏هاى پيش مورد استفاده بانوان ايران بوده است، در اين دوره نيز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است.»15
حجاب زنان در اين دوره چنان اهميتى داشت كه «حتى لباس هنرپيشگان زن، مانند لباس‏هاى بلند ساير بانوان، تا پشت پا كشيده شده است.»16
براى اثبات توجه زنان در اين دوره به حجاب، كافى است اين نقل تاريخى را از منابع اسلامى مرور كنيم: هنگامى كه سه تن از دختران كسرى، پادشاه ساسانى، را با ثروت فراوانى از اموال، براى عمر آوردند، شاهزادگان ايرانى را در برابر عمر در حالى‏كه با پوشش و نقاب، خود را پوشانده بودند، ايستاندند، خليفه دستور داد، با آوازى بلند بر آنان فرياد كشند كه: پوشش از چهره برگيريد تا مسلمانان آنها را ببينند و خريداران پول بيشترى به پاى آنها بريزند. دوشيزگان ايرانى از برهنه كردن صورت خوددارى كردند و مشت بر سينه نماينده عمر زدند و آنان را از خود دور ساختند. خليفه خشمناك شد و خواست با تازيانه آنان را بيازارد، در حاليكه شاهزادگان ايرانى مى‏گريستند. حضرت على(عليه‏السلام) به عمر فرمودند: در رفتارت مدارا كن؛ از پيغمبر خدا(صلى‏الله‏عليه‏وآله) شنيدم كه مى‏فرمود : «بزرگ و شريف هر قومى را كه خوار و فقير شده، گرامى بداريد». عمر پس از شنيدن فرمايش حضرت على (عليه‏السلام) آتش خشمش فرو نشست. سپس حضرت اضافه كرد: «با دختران ملوك نبايد معامله دختران بازارى (كنيزان) كرد.»17
3. پوشش زن در اديان بزرگ الهى
حجاب در شريعت حضرت ابراهيم(عليه‏السلام)
در آئين مقدس حضرت ابراهيم (عليه‏السلام) مسأله پوشش زنان، حائز اهميت بوده است. در كتاب تورات چنين مى‏خوانيم: «رفقه چشمان خود را بلند كرده و اسحاق را ديد و از شتر خود فرود آمد، زيرا از خادم پرسيد: اين مرد كيست كه در صحرا به استقبال ما مى‏آيد؟ خادم گفت: آقاى من است. پس برقع خود راگرفته، خود را پوشانيد.»18
از اين بيان روشن مى‏شود كه پوشش زن در مقابل نامحرم در شريعت حضرت ابراهيم (عليه‏السلام) وجود داشته است؛ زيرا «رفقه» در مقابل اسحاق كه به او نامحرم بود، از شتر پياده شد و خود را پوشاند تا چشم اسحاق به او نيفتد.
حجاب در آيين يهود
در اصول اخلاقى «تلمود» كه يكى از كتاب‏هاى مهم دينى و در حقيقت فقه مدون و آيين نامه زندگى يهوديان است، آمده: «اگر زنى به نقض قانون يهود مى‏پرداخت، چنانچه مثلاً بى‏آنكه چيزى بر سر داشت به ميان مردم مى‏رفت و يا در شارع عام نخ مى‏رشت يا با هر سنخى از مردان درد دل مى‏كرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانه‏اش تكلّم مى‏نمود، همسايگانش مى‏توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد.»19
حجاب در آيين مسحيت
در كتاب انجيل آمده است: پولس در رساله خود به قدنتيان تصريح مى‏كند:
«اما مى‏خواهم شما بدانيد كه سر هر مرد، مسيح است و سر زن، مرد و سر مسيح، خدا. هر مردى كه سرپوشيده دعا يا نبوت كند سر خود را رسوا مى‏نمايد. اما هر زنى كه سربرهنه دعا كند، سر خود را رسوا مى‏سازد؛ زيرا اين چنان است كه تراشيده شود. زيرا اگر زن نمى‏پوشد، موى را نيز ببرد و اگر زن را موى بريدن يا تراشيدن قبيح است، بايد بپوشد؛ زيرا كه مرد را نبايد سر خود را بپوشد چون كه او صورت و جلال خداست، اما زن جلال مرد است؛ زيرا كه مرد از زن نيست، بلكه زن از مرد است و نيز مرد به جهت زن آفريده نشده، بلكه زن براى مرد. از اين جهت زن مى‏بايد عزتى بر سر داشته باشد، به سبب فرشتگان... در دل خود انصاف دهيد آيا شايسته است كه زن ناپوشيده نزد خدا دعا كند.»20 پس در جايى كه براى دعا بايد سر زن پوشيده باشد، به هنگام روبه رو شدن با نامحرم پوشش سر لازم‏تر خواهد بود.
و نيز در انجيل، در رساله پولس، به تيموتاوءس مى‏گويد: «و همچنين زنان خود را بيارايند به لباس حيا و پرهيز، نه به زلف‏ها و طلا و مرواريد و رخت گران‏بها، بلكه چنان كه زنانى را مى‏شايد كه دعواى ديندارى مى‏كنند به اعمال صالحه.» 21

 پى نوشت‏ها
1ـ على اكبر علويقى، زن در آيينه تاريخ؛ اگر منظور نويسنده اين است كه حجاب يك امر فطرى است و بر اثر يك رسم اكتسابى به وجود نيامده، ما هم قبول داريم، ولى نمى‏توان پذيرفت دين موجد حجاب نبوده است؛ زيرا اولاً دوران پيش از مذاهب، پيش فرض باطلى است. چون بنا بر آموزه‏هاى دينى، اولين انسان خود پيامبر و داراى مذهب بوده است، ثانياً اگر حجاب را جزئى از تعليمات مذهب بدانيم، به فطرى بودن آن نقصى وارد نكرده‏ايم، زيرا تعاليم دين با فطرت انسان هماهنگى كامل دارد، چنانچه آيه 30 سوره روم بدان اشاره دارد.
2ـ به نقل از دايرة‏المعارف القرن العشرين، 1923.
3ـ ويل دورانت، تاريخ تمدن، ص 520.
4ـ همان، ص 336.
5ـ همان، ص 340.
6ـ همان.
7ـ همان، ص 434.
8ـ به نقل از دايره‏المعارف القرن العشرين، 1923.
9ـ تفسير اثنى عشرى، ج 10، ص 490.
10ـ ضياءپور، پوشاك باستانى ايرانيان، ص 51.
11ـ همان، ص54.
12ـ همان، ص 56.
13ـ جليل ضياء پور، پوشاك زنان ايرانى، ص 194.
14ـ همان، ص 197.
15ـ همان، ص 114.
16ـ على سامى، تمدن ساسانى، ج1، ص 186.
17ـ السيرة الحلبيه، ج 2، ص 234.
18ـ سفر پيدايش، باب 24، آيه 64 و65.
19ـ ويل دورانت، تاريخ تمدن، ج 4، ص 461.
20ـ باب11، آيه 3تا14.
21ـ باب دوم، آيه 9تا 11.

برگرفته از : ماهنامه ياس، شماره 32
منبع :
http://www.bashgah.net

 

شماره مطلب :1084       تاریخ انتشار: 16/9/1389      تعداد بازدید:  395 مرتبه

چاپ متن


نظرات کاربران :

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پرتال تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.

 - نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
 - نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
 - نظراتی که شامل سئوال شرعی یا نتایج مسابقات باشد منتشر نخواهد شد. ( از فرم تماس با ما استفاده فرمایید)
 - نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
 - متن نظر شما می بایست حداکثر 700 کاراکتر باشد.

 
نام و نام خانوادگی : *
متن نظر : *  
کارکتر تايپ شده :  
       

پرتال اداری ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر شهرستان اصفهان

پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

طراحی سايت : اصفهان هاست

کليه حقوق اين سايت برای ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر شهرستان اصفهان محفوظ است