حجاب و شخصيّت زن در اسلام (1) پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

پيوندها  پيوندها   مسابقات  مسابقات   اخبار  اخبار   معرفي کتاب  معرفي کتاب   معرفي نرم افزار  معرفي نرم افزار   ثبت نرم افزار  ثبت نرم افزار   محصولات  محصولات   تلفن همراه  تلفن همراه   صوت و فيلم  صوت و فيلم   نگارخانه  نگارخانه   پرسمان   پرسمان   احاديث  احاديث   داستان  داستان   احکام  احکام   مقالات  مقالات  

  صفحه اول
  پيامک
   ويژه نامه ››
   گفتگو و تحليل ››
   گلبانگ اذان
   بازي آنلاين
   تماس با ما
   درباره ما
   جستجو
   بايگاني









     شمسی

               

  مسیر جاری : مقالات  عفاف و حجاب  حجاب در اديان
حجاب و شخصيّت زن در اسلام (1)

مسئله حجاب و اخلاق اجتماعی زن، چیزی نیست که به تازگی مطرح شود. زیرا مسائل مربوط به این بحث، در آیات و روایات و کتب فقهی و علمی قرن‌ها، در معرض دید همگان، قرار داشت، صاحبنظران درباره آن، بحث‌ها کرده، کتاب‌ها نوشته‌اند. در صده اخیر نیز که فکر و فرهنگ اروپایی، از دروازه‌های غرب، ...


نویسنده : حجة الاسلام و المسلمين محمّدتقی رهبر

مسئله حجاب و اخلاق اجتماعی زن، چیزی نیست که به تازگی مطرح شود. زیرا مسائل مربوط به این بحث، در آیات و روایات و کتب فقهی و علمی قرن‌ها، در معرض دید همگان، قرار داشت، صاحبنظران درباره آن، بحث‌ها کرده، کتاب‌ها نوشته‌اند. در صده اخیر نیز که فکر و فرهنگ اروپایی، از دروازه‌های غرب، به کشورهای اسلامی رخنه کرد. و الگوی زنان مسلمان، را، به الگوی زنان غربی، و آب و رنگ مخصوص آن‌ها، تغییر داد. و بسیاری از ارزش‌های اخلاقی و سنتی و اعتقادی، دستخوش دگرگونی شد. و تبعات شومی را ببار آورد، صاحبان قلم و اندیشه، در مقام دفاع از ارزش‌های اصیل اسلامی، به بازنگری حقوق و حدود حجب و حیا و وقار و عفّت زن در جامعه پرداخته، نقاط مبهم این بحث را، با تحلیلی‌های منطقی، روشن و مدلّل ساختند. و در این زمینه، کتب و نشریات و مقالات بسیاری، عرضه گردید.
با این حال و علی‌رغم واقعیات فطری و اعتقادی که مورد تهاجم تبلیغات غربی و غرب گرایی واقع شده بود، سیاست‌های حاکم بر جوامع اسلامی که دیکته شده کارگزاران طرح‌های مخرب، بوده‌اند، همچنان کوشیده و می‌کوشند که از زن مسلمان، چهره‌ای مسخ شده و متأثر از لجام گسیختگی‌های بیگانه، سازند. و با دامن زدن به شعله‌های فساد که بخشی از آن، از این رهگذر تغذیه می‌شود، زمینه سلطه فرهنگی، سیاسی، و اقتصادی بیگانه را، همواره مساعد نگهدارند.
در جامعه اسلامی ایران، پس از انقلاب که پایگاه حاکمیت عمال بیگانه متلاشی شد،‌ و ارزش‌های انحرافی موجود در هم ریخت، زن ایرانی، با حضور در صحنه انقلاب اسلامی، به اصالت‌های خویش، بازگشتی سریع نموده که رعایت حجاب و پوشش تلاش جهت احیای کرامت واقعی زن و پشت پا زدن به فرهنگ استکباری حاکم از نمودهای بارز آن، بشمار می‌رود. و توجه همه کسانی را که در این کشور قدم گذارند، در وحله اوّل، به خود جلب می‌نماید.
جالب توجه آنکه این الگوی جدید که چهره انقلابی زن را، در هاله‌ای از عزت و عظمت نمودار می‌سازد. و معیارهای پیشین و صادراتی را، به انزوا و تحقیر می‌کشاند، در درون مرزها متوقف نگشته، همانند بسیاری، از مفاهیم و معیارهای ارزشمند اسلامی انقلاب، به خارج سرایت کرد. و با سرعتی چشم‌گیر، در کشورهای اسلامی الگوهای نوینی ساخت، که دختران و بانوان، در محیط دانشگاه‌ها و مجامع دیگر، ره‌آورد انقلاب اسلامی را منعکس کردند. و بازگشت به حجاب و عفاف، بعنوان یک فکر مترقی و ایده اسلامی و انقلابی، در میان زنان آزاد اندیش، بروز کرد. و در برابر چشم جهانیان به نمایش گذاشته شد، تا بدانجا که حساسیت دولت‌های دست نشانده را، بشدت برانگیخت. و آنرا اعلام خطری علیه وضع موجود و ثمره‌ای از بذر انقلاب اسلامی، دانستند. و به مقابله با آن، پرداختند. و بعضاً از ورود خانم‌های با حجاب اسلامی، به مدارس، دانشگاه‌ها و مؤسسات دولتی، ممانعت به عمل آوردند.
این از یک سو، از سوی دیگر برخی عوامل پس مانده، از رژیم پیشین و آنانکه کارگزار طرح‌های استعماری و ضد انقلابی هستند، برآنند که در جامعه انقلابی ایران، مظاهر فساد غربی را، که الگوی مصرفی غربی و لباس‌های ویژه و آرایش‌های زننده و ناسازگار با جو اسلامی ماست، به هر طریق شده نگهدارند. و اگر کاروان فساد، نتواند از در، درآید، آنرا از روزن وارد سازند، که این حربه و ضد ارزشی استکبار هنوز، از دست عوامل خارجی و پاره‌ای قشرهای بی‌تعهد، نیفتاده، سهل است که درصدد تندتر کردن آن برآمده‌اند، تا در دراز مدت، ضربه‌های شدیدی را بر پیکر انقلاب اسلامی وارد سازند. این خطر را نباید ساده انگاشت، چرا که تجارب مکرر تاریخی، نشان داده که شیوع فساد، مهمترین عاملی است که یک جامعه را، از درون می‌پوساند. و زمینه سلطه دشمن را، فراهم می‌سازد که اینبار باید با آگاهی کامل مانع از تکرار تجربه گردید. و با تمام قوا، ریشه‌های فساد را سوزانید. و آن را در نطفه، خفه کرد.
از این رو مسئولیت متفکران، محققان، نویسندگان، هنرمندان و نهادهای قانونگذاری، قضایی، اجرایی و تبلیغی، بسیار حساس است که با اغتنام فرصت، تهدید این خطر را پاسخگو باشند، همانگونه، که قوای مسلح انقلابی و مردمی، در بسیج عمومی دست اندر کار دفع فتنه استکبار، می‌باشند. و خطوط دفاعی‌اش را یکی پس از دیگری، درهم کوبیده و مجال توطئه را از دشمن زخم خورده، گرفته‌اند.
مبالغه نیست اگر بگوئیم: برچیدن بقایای فساد و باز پس راندن موج این تهاجم جدید و مقابله با عوامل آگاه و توطئه‌‌گر و ارشاد بازی خوردگان ساده‌دل و ناآگاه، جهاد سرنوشت‌سازی بمثابه یک درگیری نظامی است. استراتژی حساب شده، به پیکار با او برخاست. نهایت، هر یک تاکتیک خاص و برنامه‌ای مخصوص و سلاح ویژه، می‌طلبد که باید آنرا فراهم کرد. و بکار گرفت.
گرچه فساد هدایت شده، از سوی استکبار جهانی، علیه انقلاب اسلامی را در زاویه‌ای خاص، نمی‌توان محدود کرد و ابعاد مختلفی چون: بدحجابی، مواد مخدر، جلسات سری و گروهی فساد، فیلم‌ها و نوارهای مخرب اخلاق را، دربر می‌گیرد، این از یک سو، و توطئه‌های گروهی و سیاسی، سوء استفاده، رشوه، فساد مالی، احتکار و بحران‌آفرینی در ارزاق عمومی از سوی دیگر که هر یک می‌تواند، نقشی در تضعیف نظام اسلامی و دلسردی برخی اقشار، ایفا کند. و باید با هر یک از این‌ها، مبارزه‌ای جدی، پی‌گیر و گسترده نمود، تا ریشه‌های فساد، در همه زمینه‌ها برکنده شود. و محیط اسلامی، از آلودگی‌ها پاک گردد. ولی آنچه ما فعلاً درصدد آنیم، عبارت از مسئله بدحجابی است که گاه با انحراف‌های اخلاقی همراه می‌باشد. و گاه ناشی از جهل و بی‌تفاوتی است. و در هر صورت، ما آنرا یکی از مسائل مهم اجتماعی، در شرایط کنونی، می‌دانیم، و شاید وجود چنین وضعی برای بسیاری از مسئولان، خالی از ابهام نباشد. وضعی را که در این خصوص مشاهده می‌کنیم، می‌توان معلول عواملی دانست، از جمله: عدم آگاهی، ضعف اعتقادی، لجاجت و موضعگیری لجوجانه، مخالفت با انقلاب اسلامی، تسامح و تساهل، از سوی بعضی خانواده‌های بی‌سرپرست، مشکلات مادی و بحران‌های خانوادگی که البته این مسائل را از مشکلات عموم جوانان بویژه پسران که در کام امواج فساد فرهنگی بیگانه افتاده‌اند، جدا نمی‌توان دانست.
همانگونه که برای مبارزه با این وضع، نمی‌توان تنها بسراغ دختران و بانوان رفت، با این پندار که تنها با کنترل شدید روی امر حجاب، همه مسائل حلّ می‌شود. (و ما در این نوشتار از آن بحث خواهیم کرد).
به هر حال، مسئله بدحجابی و فساد، چیزی است که امروزه نمود بارز دارد. و از آنجا که در طول ده‌ها سال، در رژیم پهلوی برای ترویج بی‌حجابی و فساد و الغاء ارزش‌های اسلامی از طریق القاء تفکرات غربی، کار مداوم در ابعاد تبلیغی، فرهنگی، خانوادگی، اجتماعی و ...صورت گرفته و سرمایه گذاری‌ها شده است، دگرگون ساختن دیدگاه‌های افرادی که بدین وضع خو گرفته‌اند، برنامه‌ریزی صحیح و کار مداوم می‌طلبد تا در ابعاد مختلف این مسئله مهم، اقدام مؤثّر، صورت گیرد. و از همان وسائل و تاکتیک‌ها، که با آن، برای تحمیل این جریان، کسب توفیق کردند. برای برگردانیدن وضع به مجرای صحیح، یاری جسته شود.
عقیده ما بر اینست که عوامل بی‌حجابی و بدحجابی، قبل و بعد از انقلاب، بررسی شود. و سپس راه‌های مقابله با آن، بصورت پیشنهاد در معرض افکار مردم و مسئولین، قرار گیرد. و از آنجا که معتقدیم، حداقل برای پاره‌ای افراد این سؤال هنوز مطرح است که آیا حجاب، بصورت کامل یک دستور و سنت اسلامی است، یا از بینش‌های تند و تعصب آمیز، مایه می‌گیرد؟ ناگزیر بحثی خواهیم داشت، جهت تبیین این مسئله که حجاب، در قرآن، سنّت و سیره اسلامی، جایگاه ویژه دارد. و از ضروریات غیرقابل انکار شرع مطهر است. در همین حال، مناسب است مسئله حجاب و عفاف و حفاظ زن، در بعد تاریخی بررسی شود، تا این نکته نیز روشن گردد که اصول و بذر حفاظ و حجاب، در فطرت زن، از هر نژاد و تبار، نهفته است. و هر حرکتی که بر خلاف فطرت و شریعت، صورت پذیرد. به معنی ضربه‌زدن، به شخصیت و موجودیّت نیمی از پیکر بشریّت، بلکه کل انسانیّت، خواهد بود. خلاصه، مباحثی که باید در این زمینه عنوان شود، عبارتست از:
1- تاریخ حجاب، در جوامع انسانی.
2- حجاب در اسلام.
3- عوامل و ریشه های بی‌حجابی، قبل از انقلاب (در جهان و کشورهای اسلامی).
4- بررسی عوامل بدحجابی، پس از انقلاب.
5- ارائه راه حل‌ها و پیشنهادات، به مردم و مسئولین.

حجاب در قرآن، روایات و فقه
تذکر این نکته قبلاً ضروری به نظر می‌رسد که مسئله حجاب، از مسئله نظر و روابط زن و مرد جدا نیست، چرا که اگر موضوع رابطه و نگاه در کار نباشد، اساساً طرح حجاب، امری عبث و بیهوده خواهد بود. اساساً علت لزوم پوشش بانوان نیز، همین است که در معرض دید مردان نامحرم، قرار می‌گیرند.
پوشش بانوان نیز،همین است که در معرض دید مردان نامحرم، قرار می‌گیرند. و رابطه حساب نشده فیمابین، می‌تواند جرقه شهوات را روشن ساخته، خرمن سعادت ایشان را به آتش کشد. لذا بسیار بجا است که طی این بحث، آیات و روایاتی را بیاوریم که به طور کلی در مقام بیان احکام نظر، پوشش، رابطه میان زن و مرد و عوامل محرّک شهوت است. و در خصوص هر یک، رهنمود لازم را ارائه می‌دهد.
نخست به نقل آیاتی که در این زمینه، آمده و عموماً در سوره نور و احزاب است، می‌پردازیم. و سپس، به ذکر نکته‌ها و اشارات آن مبادرت می‌کنیم. و در صورت لزوم، از روایاتی که در زمینه بحث رسیده، شاهد می‌آوریم:
1- «قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ.»
«وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَه مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ.»
(سوره نور آیات 31-30)
«به مردان با ایمان بگو از نگاه ناروا، دیده فرو پوشند و دامان خود را حفظ کنند که این برای آنان، پاکیزه‌تر است. و خدا بدانچه می‌کنند، آگاهی دارد.
به زنان با ایمان بگو دیدگانشان را فرو بندند. و دامان خویش، پاک نگهدارند. و زیورشان را آشکار، نسازند. مگر آنچه را که از آن، ظاهر است.و باید روسری خود را بر گریبانشان، بیفکنند. و زینت‌هایشان را آشکار نسازند، جز برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدران شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران شوهرانشان، یا برادرانشان، یا برادرزادگانشان، یا خواهر زادگانشان، یا زن‌هایشان، یا مملوکانشان، یا اتباع خانواده، یعنی مردانی که حاجت به زن ندارند، یا اطفالی که از راز زنانگی، آگاه نیستند. و نباید پاهای خود را بر زمین بکوبند که زیورهایی که مخفی داشته‌اند، معلوم گردد.ای مؤمنان! همگی به پیشگاه خدا، توبه کنید. باشد که رستگار شوید.
از دو آیه فوق، مطالب ذیل، مستفاد می‌گردد:
1- وظیفه مرد و زن، در نگاه کردن.
2- پوشش عورت و پاکدامنی، برای مرد و زن.
3- آشکار نکردن زینت پنهان.
4- حکم زینت آشکار.
5- محارم زن.
6- احکام پیرمردان و کودکان فاقد شهوت.
7- پرهیز از خودنمایی و جلب توجه.

و اینک توضیح موارد فوق:
1- نگاه و حدود آن
بیان صریح این آیات، حرمت نظر کردن مرد و زن نامحرم به یکدیگراست. امّا حدود و مشخصات آنرا دقیقاً، مشخص نمی‌کند. بر این اساس، برخی عقیده دارند چون نگاه، به نحو مطلق ممنوع شده و قید و شرطی ندارد، هر نوع نگاهی را شامل می‌گردد. برخی می‌گویند: به قرینه «مِنْ» که ظاهراً در اینجا، به معنی تبعیض است و هم، به قرینه «الآ ما ظهَر منها» که عدم وجوب ستروجه  کفین را می‌فهماند، نگاه کردن به نحو مطلق ممنوع نیست. و موارد استثناء دارد.[1]
جمله «ذلک ازکی لهم» در آیه کریمه، اشاره دارد که توصیه به عفاف و لزوم پرهیز از چشم چرانی و یا خودنمایی زن، به منظور پاک‌سازی جان و روان انسان‌ها و تطهیر آنان از پلیدی، آلودگی، شهوت‌رانی و نابسامانی‌های اخلاقی خانوادگی و اجتماعی است. و این چیزی است که با سعادت مرد و زن و نسل انسانی، بستگی دارد. هدف از محدودیت‌ نظر، و تأکید بر ستر و عفاف، ایجاد محدودیت بدون حکمت نیست. و این را هر فرد منصفی، با تأمّل و تعقّل در می‌یابد.
در روایات ائمه معصومین (علیه السّلام)، راجع به نگاه و اثرات آن، اشارات قابل توجهی وجود دارد. از جمله: تفاسیر در شأن نزول آیه فوق، چنین نقل کرده‌اند:
1- در عصر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، مرد جوانی از انصار، در یکی از کوچه‌های مدینه می‌گذشت. در آن حال، چشمش به زن زیبایی افتاد. جمال آن زن، توجه او را به خود جلب کرد. آنگاه بدنبال وی روان شد و مقداری راه پیمود. در این اثنا که چشمش بطرف آن زن بود، سنگی یا شیشه‌ای که در دیوار بود، به صورتش اصابت کرد و خون جاری شد و بر لباسهایش ریخت، با همان وضع، به حضور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آمد. و ماجرا را به عرض رسانده در این حال، جبرئیل فرود آمد و آیه «قل للمؤمنین یغضّوا من ابصارهم...» را نازل کرد که در آن از نگاه مردان و زنان نامحرم، منع گردیده است. (وسائل ج7/ص 139)
امام صادق (علیه السّلام) می‌فرماید:
2- «النظره سهم من سهام ابليس مسموم و کم من نظره أورثت حسره طويله»
یعنی نگاه، یکی از تیرهای زهرآگین شیطان است. و چه بسا، یک نگاه که حسرت طولانی را در پی دارد.
(وسائل الشیعه ج7/ص138)
در سخن امام (علیه السّلام)، دو نکته جلب‌نظر می‌کند:
نکته اوّل- نگاه، تیری است زهرآلود که از دست شیطان، شلیک می‌شود. تیر زهرآلود،‌ اثر آن تنها به نقطه مورد اصابت، محدود نمی‌شود، بکله زهر آن، در تمام بدن جریان پیدا می‌کند. و نگاه، اینچنین است. وقتی چشم، منظره‌ای را می‌بیند، اثر آن به مغز و قلب سرایت کرده و از آنجا به کلیّه ارگان‌های بدن، که به نوعی، با شهوت جنسی سر و کار دارند، جاری می‌شود. و به دنبال این تحریکات شخص، به فکر گناهان دیگر، می‌افتد. همانگونه که امام صادق (علیه السّلام)، در حدیث دیگری فرمود:
3- «النظره بعد النظره تزرع فی القلب شهوه و کفی بها لصاحبها فتنه» (وسائل ج7/ص 139)
نگاه پس از نگاه، بذر شهوت را در قلب، می‌افشاند. و همین برای به فتنه در افکندن بیننده، کافی است.
اما نکته دوم – در حدیث فوق، اثرات روحی گناه و انفعال‌های روانی و حسرت‌های رنج دهنده بیان شده است. چه، قطع‌نظر از اثر نگاه، بعنوان یک گناه که عقوبت آخرت را در پی دارد، شخص چشم چران، دائماً در یک حالت بی‌خودی و ضعف روحیه و حسرت رنج‌هایی است که از دسترسی نداشتن به مشتهیات موارد دلخواه، ناشی می‌گردد. و این حالت، گاه به نوعی جنون کشیده می‌شود. بدون شک، عشق‌های شکست ‌خورده و اقدامات خطرناک نظیر خودکشی و دیگر عوارض ناشی از آن‌ها، نقطه آغازش، یک نگاه بوده است. بقول باباطاهر:

ز دست دیده و دل هر دو فریاد                که هر چه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش زفولاد                  زنم بردیده تا دل گردد آزاد

و به قول دیگری:

دل برود دیده چو مایل شود                 دست نظر رشته کش دل بود.

در هر حال، هیچکس نمی‌تواند تردید کند که در تلاقی دو عنصر مخالف جنسی، نگاه اولین جرقه ‌ایست که زده می‌شود. و به دنبال آن، آتش سوزی، بوجود می‌آید. از این رو، اسلام نگاه را حرام و ممنوع ساخته، تا از پدید آمدن تحریکات و عواقب نامطلوب آن، پیشگیری کند.
در روایات خاصه و عامه آمده که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) با علی (علیه السّلام) چنین گفت:
4- «يا علی لاتتبع النظره النظره فانّماک لک الأولی و ليس لک الآخره[2]»
و يا «... و الثانيه عليک و الثالثه فيها الهلاک.»[3]
در حدیثی دیگر، چنین می‌خوانیم:
5- «فضل ابن عباس»، جوانی خوش‌ سیما بود. روزی همراه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در حالیکه بر مرکبی سوار بودند و حرکت می‌کردند، زنی خثعمیه آمد و از او مسئله‌ای پرسید و بصورت «فضل»، نگاه می‌کرد و فضل نیز، بصورت آن زن، می‌نگریست. پیامبر (صلی الله علیه و آله) که متوجه این جریان بود، با دست خود، صورت فضل را بگردانید.و عملاً از چشم دوختن دو نامحرم به یکدیگر نهی فرمود.[4]
خلاصه: همانگونه که در اخبار کثیره آمده، و فقها بر اساس آن، فتوی داده‌اند، اگر بطور ناگهانی، چشم مرد به زن نامحرمی افتاد، نباید نظر را ادامه دهد و یا مکرراً نظر نماید که در این صورت، مرتکب گناه گردیده است.
خودداری از نگاه حرام و هر گناه دیگر، موجب تحکیم و تقویت ایمان است و صفای روح و طهارت نفس را تضمین می‌کند. در این خصوص، روایات بسیاری وجود دارد. از جمله روایتی است از امام صادق (علیه السّلام):
«النظر سهم من سهام ابلیس مسموم. من ترکها لله عزوجل لا لغیره اعقبه الله أمنا و ایماناً یجد طعمه»[5]
نگاه، تیر مسمومی است از تیرهای شیطان! هر که برای رضای خدا – نه هدف دیگر- از آن خود داری نماید، خداوند امنیت و ایمانی بدو ارزانی دارد که طعم آنرا دریابد.
از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است:
7- «ما من مسلم ينظر الی محاسن امرئه ثم يغضّ بصره الّا اخلف الله له عباده يجد حلاوتها»[6]
هر آن مسلمانی که نگاهش به زیبایی‌های زنی بیفتد و از نگاه، دیده فرو بندد، خداوند توفیق عبادتی را بدو عوض دهد که شیرینی آنرا دریابد.
و در عقوبت نظربازی، روایت ذیل را از امام صادق (علیه السّلام) می‌نگریم:
8- امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «من ملأ عينه حراما ملأ الله عينه يوم القيامه من النار الا ان يتوب و يرجع» (وسائل، ج7، ص 142)
هر کس، چشم خود را از گناه پر کند، روز قیامت، خدا چشم او را از آتش، پر خواهد ساخت. مگر توبه و بازگشت نماید.
نگاه زن به مرد؟
تا این جا، مربوط به نگاه مرد به زن نامحرم بود. و اما روایاتی که از نگاه زن به مرد نامحرم، نهی نموده است:
قال النّبی (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اشتد غضب الله علی امرئه ذات بعمل ملئت عينها من غير زوجها او غير ذی محرم منها فان فعلت ذلک احبط الله عزوجل کل عمل عملته»[7]
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: خشم خدا شدت گیرد بر زن شوهرداری که چشم خود را از غیر شوهر یا هر نامحرم دیگر، پر کند پس اگر چنین کند، خدا اعمالش را ضایع می‌گرداند.
روایت فوق در «مستدرک» چنین نقل شده:
«اشتد غضب الله علی امرئه ملئت عينها من غير زوجها.»
غضب خدا شدت گیرد بر آن زنی که دیده از نگاه نامحرم، پر کند... و قید شوهردار ندارد.
در روایت دیگری است که از طریق عامه و خاصه، در کتب فریقین نقل شده (با مختصر تفاوت).
9- «استأذن این ام مکتوم علی النّبی (صلی الله علیه و آله) و عنده عایشه و حفصه فقال لهما قوما فادخلا البیت فقالتا: انّه اعمی. فقال(صلی الله علیه و آله): ان لم یکن یَرَکُما فانکما تریانه»
مردی بنام «ابن ام‌ مکثوم»، از پیامبر اذن خواست که وارد خانه شود. عایشه و حفصه، همسران پیامبر نزد وی، بودند. آن حضرت به آن‌ها فرمود: برخیزید، داخل اطاق شوید. گفتند: او نابیناست! فرمود: اگر او شما را نمی‌بیند، شما او را می‌بینید.
در بعضی از روایات به جای عایشه و حفصه، از «ام‌ سلمه» و «میمونه» نام برده شده و تفاوت مختصری در عبارت نیز به چشم می‌خورد.[8]
بر اساس آیات و روایات یاد شده است که عموم فقهای اسلام، اعم از شیعه و سنی، حکم به حرمت و ممنوعیّت نظر کردن مرد، به زن نامحرم و زن، به مرد نامحرم نموده‌اند. و آنرا از ضروریات دین، شمرده‌اند.[9]
تنها اختلافی که در مسئله فوق، بین فقها وجود دارد، در مورد استثناء وجه وکفین است. حداکثر آنچه موافقین، با استثناء وجه وکفین، قائل‌اند، اینکه نظر به صورت و دست‌ها تا مچ، بدون نظر شهوانی و خوف فتنه، مانعی ندارد. و در همین حال، اگر نگاه از روی ریبه و شهوت باشد، از نظر کلیه فقهاء، حرام است.[10] در مسئله فوق، فرقی میان زن و مرد نگذاشته‌اند، در نتیجه نگاه مرد به موی و بدن زن نامحرم و عکس آن بدون شهوت و با شهوت و در هر حال، حرام و ممنوع می‌باشد.

موارد استثناء
لازم به یادآوری است که از حکم کلی فوق، مواردی استثناء شده که در کتب فقهیه بر اساس روایات، مندرج گردیده است. البته این نیز، حدود و شرائطی دارد. این موارد، عبارتست از:
1- دختر یا زنی که شخصی، قصد ازدواج با او را دارد، که می‌تواند زیبایی‌ها و موارد حسن طرف را، از مو و صورت و دست‌ها و پاها، حتی بخشی از اندام را ببیند. مشروط بر اینکه:
الف: لذت بردن، مقصود نباشد.
ب: نگاه، به منظور اطلاع بیشتر و شناخت کامل تر، باشد نه اینکه چیزی بر اطلاعات او نیافزاید.
ج: به آن مقدار نگاه که هدف او را در شناخت تأمین کند، اکتفا نماید. و به بیشتر از آن تجاوز نکند.
د: احتمال توافق ازدواج برود. بنابراین، اگر بداند طرف پیشنهاد ازدواج را رد می‌کند، نظر جایز نیست.
ه: مرد، نمی‌تواند به منظور همسریابی، به این و آن نگاه کند. و تنها در خصوص فرد مورد نظر، نگاه و حتی تکرار آن، جایز است.
و: تزویج با آن زن، در حال حاضر، بلامانع باشد. مثلاً زن، در عدّه دیگری نباشد. و ...
توضیح: احکام فوق، در مورد عکس آن نیز که زنی به مردی نظر کند، جریان دارد.
2- نگاه به زنان اهل کتاب، اقلیت‌های مذهبی و بلکه زنان کفار، جایز است مشروط به آنکه:
الف: قصد لذت و شهوت، در کار نباشد.
ب: ترس افتادن به گناه و حرام وجود نداشته باشد.
ج: تنها به مواردی نگاه جایز است که عادت آن زنان، به آشکار ساختن آن است.
3- نظر به زنانی که به سبب قرابت خانوادگی، خویشاوندی و همشیری، ازدواج با آنان جایز نیست (محارم) مانند مادر، خواهر، دختر، عمه، خاله و ... (که موارد آن در آیه 32 سوره نور، ذکر گردیده و قبلاً ترجمه آن، از نظر گذشت.)
4- در معالجه بیماران، طبیب یا پرستار، می‌تواند به قدر ضرورت به نامحرم نظر کند. و یا بدن او را لمس نماید. و برای آن نیز قیودی ذکر شده است. از جمله:
الف: طبابت، منحصر به مرد باشد. و بیمار نتواند از طبیب زن، استفاده کند.
ب: نظریا لمس کردن، برای تشخیص بیماری، ضروری باشد.
ج: استفاده از وسائل تشخیص، مثل نبض‌ گیر و درجه، اولویت دارد که حتی الامکان باید از آن‌ها کمک بگیرد، نه تماس.
د: در مورد جواز نظر، تنها به مقدار ضرورت، باید اکتفا شود. و تعدی از آن، جایز نیست.
5- در موارد نجات از غرق شدن یا سوختن و سوانح دیگر نیز، حکم همین است. و در صورتی که برای غیر یا تماس، ضرورتی پیش آید، مشمول استثناء فوق می‌باشد.
6- نگاه، به کودکان غیربالغ نیز، در حدّ معمول اگر از روی هوا و هوس نباشد، ممنوع نشده است. (تحریر الوسیله، ج2، ص 245 تا243)
موارد فوق را، از آن جهت آوردیم که شاید برای بسیاری از افراد، ابهاماتی وجود داشته باشد. و چنین پندارند که مثلاً نظر، در موارد فوق الذکر، بطور مطلق جایز و بلامانع است. و شرائط و قیودی ندارد. حال آنکه مطلب، چنین نیست. و موارد استثناء،‌ محدود به حدودی است که تعدی از آن، تعدی از حدود خداوند است و مشمول این آیه می‌گردد: «و من يعص الله و رسوله و بتعدّ حدوده يُدخله ناراً خالداً فيها» (نساء/14)
هر کس، خدا و پیامبرش را نافرمانی کند، و از حدود الهی، تجاوز نماید، خداوند او را، به آتش می‌افکند که برای همیشه در آن معذب باشد.

2- عفت و پاکدامنی
پس از بیان حکم نگاه و محدود ساختن آن، بحث از حفظ عورت و پاکدامنی به میان می‌آید: (و یحفظوا فروجهم... و یحفظن فروجهن) یعنی: مرد و زن مسلمان باید، در حفظ عورت خویش، بکوشند.
حفظ عورت، چه به معنی دور نگهداشتن آن از نظر دیگران باشد، آنگونه که در روایات آمده است.[11] یا به معنی عام‌تری، شامل حفظ از تجاوز و گناه نیز، باشد، در هر حال تکلیفی است که علی السّویه بر مردان و زنان لازم است. و جز در مورد زوجین، استثنایی ندارد. بدین معنی که بر مرد و زن مسلمان، واجب است عورت خود را، از دید دیگر مردان و دیگر زنان، بپوشند. و جنس موافق و مخالف در این جهت، تفاوتی ندارند. همانگونه که نظر کردن بر عورت غیر نیز، اعم از جنس موافق را مخالف، در شرع، حرام و ممنوع می‌باشد. در این خصوص توضیح بیشتری نیاز نیست.
نکته قابل توجه، جمله «ذلک ازکی لهم» است که اشاره دارد، به اینکه حفاظت از حریم عفاف و کنترل نوامیس جامعه، رمز پاکی و عفت و تقوای آدمی و امتیاز او بر بهائم و جانوران است. جامعه‌ای که بخواهد پاک زندگی کند و از رذالت و پلیدی گناه، انحراف‌های جنسی و سقوط اخلاقی در امان باشد، می‌بایست حائل و حاجبی میان مرد و زن داشته باشد.
تا اینجا، میان مرد و زن در احکام مزبور، (خودداری از نگاه و ستر عورت) هیچگونه تفاوتی، وجود ندارد. اما از این به بعد که حکم حجاب مطرح می‌شود، احکام تنها متوجه زنان است. باین معنی: که پوشیدن تمام بدن، به استثنای عورت بر مرد واجب است. بعضی از فقها، احتمال داده‌اند که هر گاه مرد، در معرض دید زن نامحرمی قرار گرفت. و درصدد جلب نظر آن زن برآمد، از باب حرمت معاونت بر گناه، پوشیدن بدن بر مرد واجب گردد. (احکام القرآن، مقدس اردبیلی/ص 543)
در هر حال، بنا به تصریح آیه کریمه: «ولیضربن بخمرهن علی جیویهن و لا یبدین زینتهن ...» بر زنان مسلمان، واجب است با سر اندازهای خود، سر و گردن و سینه و مواضع دیگر زینت را از چشم نامحرمان، بپوشند. اکنون برای روشن‌تر شدن مفاد آیه کریمه، به توضیح پاره‌ای از نکات و واژه‌های آن، مبادرت می‌کنیم:
به گفته اهل لغت، «خُمُر» جمع «خِمار» است. و عبارتست از روسری و مقنعه. «الخمار»: النصیف، و هو ما تغطّی به المرئه رأسها. کل ما ستر شیئا «و يضربن بخمرهن علی جيوبهن»، ای‌ سترا «لأعناقهن». خمار، سراندازی است که زن، سرخود را بدان پوشد. نیز به سرپوشی که چیزی را بپوشاند، خمار گویند.و معنی آیه «و یضربن بخمرهن...»، این است که زنان با سراندازها، گردن خود را بپوشند (اقرب الموارد)
الخمارُ غطاء رأس المرئه المنسبل علی جبينها. و جمعه خُمُر و قال الجبائی: هی المقانع: خمار، سر پوش زن است که بر چهره او آویخته می‌شود. و بقول جبائی: مقعنه‌ها را گویند. (تفسیر تبیان، ج7، ص 43).
الخمارُ کلّ ما ستّر. و منه خِمار المرئه و هو ثوب تغطّی به رأسها (معجم الوسيط)
به هر چیزی که پوشاننده باشد، خمار گویند. خمارزن، پوششی است که بوسیله آن، سرخود را بپوشاند. مراجعه به تفسیر و لغت جهت شناخت معنی خمار، ضرورتی ندارد. و برای نمونه، همین مقدار کافی است.
به هر حال، دستور آیه این است که زنان مسلمان، باید سرانداز خود را بر گردن و گریبان و سینه، بیفکنند تا از دید نامحرمان، مستور باشند. فقهای اسلام گفته‌اند:
از این آیه می‌توان استفاده کرد که پوشیدن صورت، بر زن واجب نیست. زیرا از آن، صحبتی به میان نیامده است. و تنها از پوشش سر و گریبان صحبت شده است.(احکام القرآن- مقدس اردبیلی/544)
قمست بعدی آیه «ولا يبدين زينتهمن الّا ما ظهر منها» نیز، به ضمیمه تفسیر و توضیحی که در روایات ذکر گردید، این مطلب را تأیید می‌کند. مفادّ این قسمت، این است که: نباید زنان، زینت خود را آشکار کنند، مگر آنچه را عادت بر آشکار بودنش، جاری شده است: = (الا ما ظهر منها – ای جرت العاده علی ظهورها) (احکام القرآن/544) آن چیزی که عادت زن، در جامعه‌ها بر آشکار بودنش، قرار گرفته، صورت و دست‌هاست که برای احتیاجات زندگی و معارفه و مسائل حقوقی و کارفعالیت‌های اجتماعی، معمولاً پوشیده نیست. و همانگونه که در روایات آمده و فقها و مفسرین گفته‌اند، مقصود از زینت آشکار، مواضع زینت آشکار است و گرنه خود زینت، موضوعیت برای حکم ندارد (احکام القرآن/ص544)
البتّه باید توجّه داشت که: استثنای وجه وکفین از حکم پوشش، بدلیل ضرورت و پیشگیری از «عسر و حرج» می‌باشد.
در منابع شیعه و سنی، زینت آشکار، تفسیر و بیان شده است:
در تفسیر کشاف است: «الا ما ظهر منها: کالخاتم و الکحل و الخضاب فلا بأس با بدائه للاجانب» (احکام القرآن)
یعنی زینت آشکار، مانند انگشتر، سرمه و خضاب که آشکار کردن این‌ها، برای اجانب، اشکالی ندارد. «علی بن ابراهیم» در تفسیر آیه فوق از امام باقر(علیه السّلام) چنین نقل کرده است:
«فهی الثياب و الحکل و الخاتم و خضاب الکفّ و السّوار»
و الزينه ثلاث: زينه للناس و زينه للمحرم و زينه للزوج، فاما زينه الناس فقد ذکرناها و اما زينه المحرم فموضع القاده فما فوقها و الدملج و ما دونه و الخلخال و ما اسفل منه و اما زينه‌الزوج فالجسد کلّه»:
زینت ظاهر عبارتست از لباس، سرمه، انگشتر، خضاب و دست‌بند (النگو) و زینت سه گونه است: زینت برای مردم، زینت برای محرم و زینت براش شوهر. زینت برای مردم، همانست که گفتم، زینت برای محرم، جای گردن بند است، به بالا. و بازوبند، به پائین. و خلخال (پای برنجن) و پائین‌تر از آن. و امّا زینت شوهر، کلیّه بدن است. این روایت، حدودی را که برای زن مسلمان در رابطه با دیگران مقرّر گشته به خوبی مشخّص نموده است. توضیح بیشتر حدود مقرّره بدین شرح است:
الف- برای شوهر، حد و مرزی ندارد.
ب- برای محارم مانند پدر و فرزند، برادر، دایی، عمو و ... سر و گردن و بازوها و دست‌ها و پاها از مچ به پائین را می‌تواند باز بگذارد و نپوشاند.
ج- برای نامحرمان، قرص صورت و دست‌ها از محل دست بند به پائین، می‌تواند آشکار باشد.
روایات دیگری نیز، در این زمینه وجود دارد که نیازی به نقل آن نیست.
لازم به ذکر است که فتاوی در این خصوص، فرق چندانی با روایات فوق الذکر ندارد که با مراجعه به رساله‌های عملیه فقها، می‌توان آنرا بدست آورد.
از موارد استثناء در آیه فوق که به موجب آن، بر زن واجب نیست کلیّه بدن خود را بپوشاند، کودکان غیر ممیز هستند که از مسائل جنسی، آگاهی ندارند. و پیرمردان سالخورده فاقد شهوت که هیچ گونه تمایل و گرایشی، نسبت به جنس مخالف احساس نمی‌کنند (الشیخ الکبیر الفانی الذی لا حاجه له فی النساء- تفسیر علی بن ابراهیم، ج2، ص 102).
نکته دیگری که از آیه مستفاد می‌گردد، این است که لازم نیست، زنان مسلمان نزد دیگر مسلمان، مستور باشند که معنی و مفهوم آن، این است که در برابر زنان غیر مسلمان، نباید زیبایی‌های پنهان خود را، آشکار سازند. همان گونه که در روایات، به فلسفه این حکم، اشاره شده که زنان غیر مسلمان، چون تقوا ندارند، آنچه از زن مسلمان دیده‌اند، برای شوهرانشان نقل و توصیف می کنند که در نتیجه، مردان بیگانه را به فکر زنان مسلمان می‌اندازد.
البنه اکثر فقها در این مسئله قائل به کراهت شده‌اند. چون دلالت مفهوم آیه را کافی نمی‌دانند. (عروه‌ الوثقی محشّی)

حرکات هوس انگیز زنان
تذکر دیگر آیه به زنان مسلمان، این است که در رفت و آمدها، به نوعی نباشند که صدای زیورآلات مخفی آنان، جلب توجّه کند:
(ولا یضربن بِأرجلهنّ لیعلم ما یُخفین من زینتهنّ.) در تفسیر علی بن ابراهیم چنین ذکر شده «و لا تصرب احدی رجلیها بالاخری، لیقرع الخلخال بالخلخال» یعنی: پای خود را به پای دیگر، نزند که زیورهای پاها به یکدیگر، اصابت کند. و صدای آن، شنیده شود. بدیهی است که به هم خوردن زیورآلات، رأساً ممنوعیتی ندارد امّا از آنجا که زیور، در بدن زنان می‌باشد و صدای آن، مردان را به فکر زنان می‌کشاند، از این رو بدلیل تأثیری که در روحیه مردان، خصوصاً جوانان مجرد دارد، همین مقدار حرکات تحریک‌آمیز، در شرع مطهر، ممنوع گردیده است.
همین معنی را از جمله «وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّه الْأُولَى» (از آیه 32 سوره احزاب) نیز می‌توان استفاده کرد که به زنان پیامبر (صلی الله علیه و آله) هشدار می‌دهد که مانند زنان روزگار جاهلیت قبل از اسلام، خودنمایی و دلبری نکنند. و درصدد جلب نظر مردان اجنبی، نباشند.
اصولاً هر کاری، اعمّ از نوع لباس پوشیدن، آرایش، زینت و هر حرکتی که زن، انجام می‌دهد و قصد از آن، جلب نظر مرد بیگانه، به سوی خود و با انگیزه هوای نفس، تمایلات شیطانی، باشد و در روحیه افراد و عفّت جامعه،‌ اثر سوء بگذارد، حرام و ممنوع است. و در این خصوص، روایات بسیاری است که در یک فصل مستقل، از آن صحبت خواهیم کرد.
در هر حال، کنترل معقول و اخلاقی اسلام، روی نسل انسان و توجه جدی به عفت عمومی جامعه، ایجاب می‌کند که به این دستورات عمیق و ظرافت کاری‌های دقیق، مبادرت نماید.
بازگشت:
و در خاتمه آیه، صحبت از توبه و بازگشت عمومی به خدا و آغوش اسلام است.
مفاد این دستور، این است که انسان‌های ناآگاه و مردان و زنان گمراه و هوس باز، اگر راه بازگشت بپیمایند و با رعایت اصول تقوا و عفاف، تصمیم بر اتخاذ روش صحیح بگیرند، آغوش پر مهر اسلام و عطوفت الهی، بر روی آنان باز است. و این است راه فلاح و رستگاری و نجات آن‌ها، از زندان‌هایی که برای خودساخته و عقوبت آن را می‌کشند. حاصل آنکه: همه انسان‌ها در حد مطلوب از صلاح و روش پسندیده نیستند. هستند انسان‌هایی که به هر دلیل، خواه ضعف تربیت خانوادگی، محیط بد فرهنگی، فساد دستگاه‌های تبلیغاتی، و یا عوامل دیگر برونی و درونی به دام آلودگی، گناه و انحراف، افتاده‌اند. امّا اینان، باید بدانند که بدبخت آفریده نشده‌اند. و مجبور نیستند، گمراه زندگی کنند. و گمراه بمیرند. و به دوزخ درآیند. بلکه مجبور نیستند، گمراه زندگی کنند. و گمراه بمیرند. و به دوزخ درآیند. بلکه زمینه فطرت آنان و رهبری شریعت و رهنمود قرآن و دلالت صالحان، همچنان راه بازگشت را برای آنان، هموار ساخته و یک تصمیم و محاسبه معقول و گرایش ایمانی و رهایی از تعصبات جاهلانه، می‌تواند مسیر زندگی آنان را از وادی حیرت و ضلالت، به کعبه سعادت و ابدیت تغییر دهد.
2- «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا»
«ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: روپوش‌های خود را برکنند، که بدین‌گونه بهتر شناخته می‌شوند تا مورد اذیت، قرار نگیرند. و خدا آمرزنده و مهربان است».
در این آیه، استفاده از «جلباب» (پوشش)،‌ برای زنان مسلمان، توصیه گردیده، و وسیله شناسایی زنان، به عفت، وقار و شخصیت، و نیز دور ماندن از آزار و اذیت بوالهوسان، شناخته شده است.
مفسرین، اتفاق نظر دارند که این آیه، از جمله آیاتی است که لزوم و وجوب حجاب و پوشش را، برای زن مسلمان، اثبات می‌کند. و علمای تفسیر نیز، در شأن نزول این آیه، به مزاحمت‌های جوانان ولگرد، نسبت به زنان مسلمان، اشاره نموده‌اند.
در تفسیر علی بن ابراهیم، چنین آمده است: «سبب نزول آیه، این بود که زنان مسلمان، به مسجد می‌رفتند. و نماز جماعت را با پیامبر (صلی الله علیه و آله)، می‌خواندند هنگامی که آن‌ها، برای نماز مغرب و عشاء و صبح، از خانه بیرون می‌شدند، جوان‌ها بر سر راه آن‌ها، می‌نشستند. و به آزار و تعرض، نسبت به آنان می‌پرداختند. لذا آیه فوق، نازل شد. و به منظور مقابله، با این مزاحمت‌ها زنان را، به رعایت پوشش اسلامی فرا خواند».(تفسیر قمی، ج2/ص 366)
«ابن جوزی» از قول «سدی» در این خصوص، چنین می‌گوید:
«افراد فاسق، زنانی را که در شب، از خانه خارج می‌شدند، اذیت می‌کردند. اگر زنی را پوشیده می‌دیدند، می‌گفتند: این زن، آزاده است. و او را دنبال، نمی‌کردند. و اگر می‌دیدند، پوشیده نیست، به تعقیب و آزار او، می‌پرداختند». (روائع صابونی، ج2، ص 377 بنقل از درالمنثور سیوطی).
در این آیه مبارکه دو مطلب را مورد بحث قرار می‌دهیم:
1- معنی «جلباب» که جمع آن، «جلابیب» است، با توجه به مفهوم لغوی و عرفی کلمه و سیره زنان مسلمان، در صدر اسلام.
2- نقش پوشش، جهت اشتهار زنان به عفاف و مصونیت از طمع و تجاوز فرصت‌طلبان بوالهوس (به عبارت دیگر فلسفه حجاب)
الف) مفهوم جلباب:
بحث و فحص لغوی از مفهوم این واژه، می‌تواند برای فهم مقصد واقعی آیه کریمه، مفید واقع شود. و برای تحلیل گران، خالی از فائده نیست. اینک، با مراجعه به فرهنگ‌های اصیل زبان عرب و برخی لغت‌های عصری، به تبیین مفهوم «جلباب»، می‌پردازیم:
- زمخشری در تفسیر کشاف، «جلباب» را اینگونه معنی کرده است: «الجُلباب ثوب واسع اوسع من الخمار و دون الرداء تلويه المرئه علی رأسها» یعنی: جُلباب، لباس گشادی است از «خمار» (روسری) گشاده‌تر و از رداء کوتاه‌‌تر است که آنرا زن، بر سر می‌اندازد.
و از ابن‌ عباس چنین نقل کرده است: «الرداء الذی يستر من فوق الی اسفل»
جُلباب، رداء و پوششی است که سراسر بدن را از بالا تا به پائین، فرو می‌پوشد.
- «لسان العرب» چنین می‌گوید: «الجُلباب: القميص وثوب و اوسع من الخمار دون الرداء تغطی به المرئه رأسها و صدرها و قيل هو ثوب واسع دون الملحفه تلبسه المرئه، و قيل هو الملحفه» جلباب، پیراهن است، و هم پوششی است که از «سرانداز»، گشاده‌تر و از «رداء» کوتاهتر باشد. و زن سر و سینه خود را با آن، می‌پوشاند. و برخی گفته‌اند: لباس گشادی است کوتاه تر از ملحفه. و به معنی ملحفه نیز، گفته‌اند. (ملحفه، پوششی است که هنگام خوابیدن روی بدن، کشیده می‌شود)، (ملافه).
و از«ابن سکّیت»، نقل کرده که جلباب،‌ به معنی «خمار» است. و از قول لغویین دیگر آورده: «جلباب المرئه ملائتها التی تشتمل بها»، روپوشی که زن خود را در آن، می‌پوشاند (مانند چادر وعبا) جلباب زن، خوانده می‌شود.
- در تفسیر قرطبی است: که [«ثوبٌ اکبر من الخمار» و من این عباس و ابن مسعود: «انه الرداء» و قیل: «القناع» و الصحیح: «انه الثوب الذی يستر جميع البدن»].
جلباب، لباسی بزرگتر از روسری است. ابن عباس و ابن مسعود، آن را به معنی رداء. (عبا) گرفته‌اند. و برخی آنرا، مقنعه گفته‌اند. به نظر صحیح، جلباب لباسی است که همه بدن را بپوشاند.
- معجم الوسیط نیز بمعنی: پیراهن، پوشش برای کلیه بدن، سرانداز، لباس روپوش، چادر و عبا گرفته است.
- معجم مقاییس اللغه گفته: جلباب هوالقمیص. یعنی جلباب، همان پیراهن است.
- اقرب الموارد دارد که: «الجلباب: القميص، وثوب واسع للمرئه دون الملحفه و قيل ما تغطی به المرئه ثيابها» یعنی جلباب، پیراهن است. یا لباسی، گشاد و کمتر از ملحفه و گفته شده: پوششی که زن، لباس‌های دیگر را زیر آن، پنهان می‌دارد.
- در المنجد است که: «الجلباب: القمیص او الثوب الواسع»، جلباب، پیراهن یا لباس گشاده است.
- لاروس چنین آورده: چادر یا جامعه گشاد زنان، بالاپوشی که زنان، روی لباس پوشند. ملحفه که شخص خوابیده، خود را با آن بپوشد.
- مجمع البیان گوید: «الجُلباب خمار المرئه الذی يغطی رأسها و وجها اذا خرجت لحاجه.»
جلباب، سراندازی است که سر و صورت زن را، هنگام خارج شدن از خانه به منظور رفع حاجتی می‌پوشاند.
و از برخی مفسرین، معنایی: خمار، مقنعه، ملائه، ثیاب وقمیص را نقل کرده است.
- تفسیر تبیان بنقل از ابن عباس و مجاهده آورده: «الجلابيب جمع جلباب و هو خمار المرئه و هی المقنعه تغطی جيبها و رأسها اذا خرجت لجاجه»، جلابیب، جمع جلباب است. و آن، سرانداز زنان می‌باشد. مقنعه‌ای که زن، هنگام خروج از منزل به منظور رفع حاجتی، سر و گریبان خود را، با آن می‌پوشاند.
و از حسن نقل کرده «الجلابيب الملاحف تدنيها المرئه علی وجهها.»
جلابیب، لباسی است که تمام بدن را بپوشد. و بر صورت نیز، افکنده شود. صابونی، یکی از علمای معاصر اهل سنت، می‌نویسد: «مفسرین اتفاق نظر دارند که جلباب، روپوشی است که کلیه اعضای بدن را بپوشاند» (روائع، ج2/ ص 378).
از دیگر کتب تفسیر و لغت نیز، مشابه معانی فوق، بدست می‌آید. برای تشخیص مفهوم و مقصود از «جلابیب»، شاید به بیش از این مقدار تفحّص، نیازی نباشد. اما به منظور روشن شدن این مطلب که فهم عمومی لغویین و مفسرین، از واژه مذکور چیست، توجه به آنچه گذشت، خالی از فائده نیست. آنچه از فحص در این موضوع، بدست می‌آید، اینست که «جلباب»، چیزی است غیر از «خمار» خمار، سرانداز و مقنعه است که سر و گردن را، می‌پوشد. و کوچکتر از جلباب است که روی لباس‌های دیگر پوشیده می‌شود. و کیفیت آن، به حسب عرف و عادت، فرق می‌کند. گاهی به صورت عبا، گاهی چادر و یا نوع دیگر. اما قدر مسلم این لباس، لباسی است گشاد و بلند. نه تنگ و چسبان، بگونه‌ای که زیبایی‌های اندام و جاذبیت‌های زیورها و لباس‌های زیرین، که معمولاً رنگ‌های جالب نظر دارد، در درون آن مستور می‌گردد. و زن، می‌تواند به وسیله آن خود را در حفاظی مطمئن، قرار دهد که جلب نظر مردان بیگانه را نکند.
و ازاینجا شاید بتوان نتیجه گرفت که صرف پوشش اندام و زیبایی‌های بدن، در صورتی که آن پوشش جلب نظر کند، یا حجم اندام را به نحو تحریک‌آمیز، نشان دهد برای زن مسلمان، کافی نیست. بلکه پوششی لازم است که اضافه بر استتار اعضای بدن، حجم اندام و جاذبیت‌های لباس و زیور را نیز، بپوشاند.
بنابراین، به روسری‌ها و مانتوهایی که بعضی زنان، می‌پوشند و از لحاظ رنگ و چسبندگی به بدن، جالب نظر و تحریک آمیز است، نمی‌توان عنوان «حجاب اسلامی» داد.

پی نوشت ها:
[1] «غضّن طرفه و من طرقه» بدون «من» و یا «من» استعمال شده است (المنجد)
- «الغضّ: النقصان من الطّراف اوالصوت» (مفردات راغب- مجمع البیان طبرسی) «عضّ بصره: کضّه و حفظه». (لسان العرب)
در خصوص کلمه «مِنْ» چند نظر وجود دارد: ابتدائیه – زائیده – تبعیض.
مرحوم مقدس اردبیلی در «الاحکام القرآن»، زائده بودن آنرا از «اخفش»، نقل کرده و خود نیز آنرا پذیرفته است. «صاحب کشاف» آنرا آمِنِ تبعیضیه دانسته و المیزان ابتدائه گرفته است.
[2] سنن ابی داود جزء 2/ص 246 «روائع البنیان فی آیات احکام القرآن» جلد 2، ص 151/ از ترمنذی و احمد.
ترجمه: ابی عبی! نگاه شایسته تکرار نیست. چه اینکه لذت نگاه نخستین (بدون اراده بیننده را، و نه، نگاه بعدی از نگاهی که از روی اراده و اختیار باشد.)
[3] وسائل الشیعه: ابواب مقدمات النکاح، باب 104، حدیث 3/ مستدرک الوسائل.
ترجمه: در حدیث دیگری است که: ... نگاه دوّمی از روی اختیار)، به زیان بیننده است، و در نگاه سومی، هلاک و نابودی است.
[4] روایع البیان، ج2، ص 156/ به نقل از بخاری و مسلم.
[5] وسائل، ج 7، ص 139.
[6] روایع البیان، ج2، ص 152 از مسند احمد.
[7] وسائل، ج 7، ص 172.
[8] وسائل الشیعه، ج7، ص 172.
- مستدرک الوسائل، ص 468.
- تفسیر کشاف زمخشری از ابوداود، ترمنذی / نسائی و احمد
- مکارم الاخلاق/ 233.
[9] جواهرالکلام، ج29، ص 75، طبع جدید.
[10] جواهر الکلام و روائع البیان، ج2، ص 157.
[11] تفسیرعلی ابن ابراهیم، ج2، ص 101، حدیث از امام صادق (علیه السّلام): کل آیه فی القرآن فی ذکر الفروج فهی من الزنا الا هذه الأیه فانها من النظر فلا یحلّ لرجل مؤمن أنْ ینظر الی فرج اخیه و لا یحل للمرئه أنْ تنظر الی فرج اختها.

منبع : www.pajoohe.com

 

شماره مطلب :2290       تاریخ انتشار: 5/1/1391      تعداد بازدید:  793 مرتبه

چاپ متن


نظرات کاربران :

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پرتال تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.

 - نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
 - نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
 - نظراتی که شامل سئوال شرعی یا نتایج مسابقات باشد منتشر نخواهد شد. ( از فرم تماس با ما استفاده فرمایید)
 - نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
 - متن نظر شما می بایست حداکثر 700 کاراکتر باشد.

 
نام و نام خانوادگی : *
متن نظر : *  
کارکتر تايپ شده :  
       

پرتال اداری ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر شهرستان اصفهان

پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

طراحی سايت : اصفهان هاست

کليه حقوق اين سايت برای ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر شهرستان اصفهان محفوظ است