حجاب و شخصيّت زن در اسلام (2) پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

پيوندها  پيوندها   مسابقات  مسابقات   اخبار  اخبار   معرفي کتاب  معرفي کتاب   معرفي نرم افزار  معرفي نرم افزار   ثبت نرم افزار  ثبت نرم افزار   محصولات  محصولات   تلفن همراه  تلفن همراه   صوت و فيلم  صوت و فيلم   نگارخانه  نگارخانه   پرسمان   پرسمان   احاديث  احاديث   داستان  داستان   احکام  احکام   مقالات  مقالات  

  صفحه اول
  پيامک
   ويژه نامه ››
   گفتگو و تحليل ››
   گلبانگ اذان
   بازي آنلاين
   تماس با ما
   درباره ما
   جستجو
   بايگاني









     شمسی

               

  مسیر جاری : مقالات  عفاف و حجاب  حجاب در اديان
حجاب و شخصيّت زن در اسلام (2)

دراینکه حرمت و شخصیت زن، به عنوان یک گوهر گرانبها، می‌بایست در حرز و حفاظ باشد، جای تردید نیست. حساسیت و ضربه‌پذیری زن، به لحاظ جاذبیت‌هایی که دارد، ایجاب می‌کند که طبق یک سنّت تکوینی که در آفرینش موجود است، وی در حصار و حجابی قرار گیرد که مانع، از طمع و آرزوهای پست دیگران باشد...


نویسنده : حجة الاسلام و المسلمين محمّدتقی رهبر

ب) فلسفه حجاب
در بخش دیگری از آیه، اشاره به فلسفه پوشش است: (ذلک ادنی ان يعرفن فلا يؤذين)
الف: تأثیر پوشش، در حرمت و شخصیت زن مسلمان.
ب: دور ماندن، از دستبرد و آزار مزاحمان.
دراینکه حرمت و شخصیت زن، به عنوان یک گوهر گرانبها، می‌بایست در حرز و حفاظ باشد، جای تردید نیست. حساسیت و ضربه‌پذیری زن، به لحاظ جاذبیت‌هایی که دارد، ایجاب می‌کند که طبق یک سنّت تکوینی که در آفرینش موجود است، وی در حصار و حجابی قرار گیرد که مانع، از طمع و آرزوهای پست دیگران باشد. قانون آفرینش است که موجودات لطیف و آسیب‌پذیر را، در حصاری که آن‌ها را حفظ می‌سازد.
مثلاً مغز بادام و گردو و امثال آن‌ها را، آفریدگار در پوسته‌ای محکم قرار داده، تا از نفوذ عوامل فساد، محفوظ بماند. و برای مدت‌ها، بشود آن را نگهداری کرد. و بطور کلّی، همه مغزها را خدا، در پوسته‌ای مناسب و مطمئن جای داده و برای میوه‌ها که آسیب‌پذیرند، پوسته‌ای مناسب، قرار داده و جواهرات و گوهرهای گرانبها را در دل کوه‌ها و در قعر دریاها، پنهان ساخته است. و طبیعی است اگر چزی سهل الوصول شد، طبعاً در معرض طمع و تجاوز نخواهد بود که گفته‌اند:

دیده بادام، چوبی پرده گشت                      عاقبت از هر دهنی، خورده گشت
شب، چو نبندی، در دیگ حلیم                    گربه و سگ را زملامت، چو بیم!

زن و مرد گرچه از نظر اصول کلی انسانی یکسانند، اما زن، از جنبه خاص زنانگی و ظرافت و لطافت و جاذبیت که خصلت طبیعی او است. با مرد، تفاوت محسوس و انکارناپذیر دارد. همانگونه که دلدادگی و نظربازی مرد، را نیز، در نوعیّت خود، نمی‌توان انکار کرد. در روایات آمده «المرئه ريحانه»، زن همچون ریحان یا شاخه گلی، ظریف است. اگر باغبان او را پاس ندارد، از دید و دست گلچین، مصون نمی‌ماند.
از این رو، قانون آفرینش که این لطف او رقت و زیبایی را به زن داده، در مقابل آن از یکسو، حجب و حیا را بیش از مرد، با فطرت او قرین ساخته که به مضمون روایات، «حیای زن ده برابر حیای مرد است» (مکارم الاخلاق، ص 238) (البته این در حالتی است که فطرت او مسخ نشده باشد) و از سوی دیگر، با مقرر داشتن حکم پوشش، این جوهر لطیف را از سهل الوصول بودن، مصون داشته. و محدوده مطمئن‌تری را، پیرامون او قرار داده است.
همانگونه که اگر دو قطب مثبت و منفی سیم برق، بدون پوشش رها بشوند، آتش سوزی و مرگ در پی دارند. و هرگاه در عایق مناسب قرار گیرند، منشأ چرخش حیات و پدیده‌های بسیار ارزشمند می‌گردند، همچنین، اگر میان مرد و زن، روابط مستقیم و بدون عائق، برقرار شود، جهانی را به فساد و نابودی می‌کشاند. اما اگر در قلمرو شرعی و قانونی، با وجود حایل معقول و منطقی، هدایت شوند، سبب بقای نوع انسان و رشد و شکوفایی و کمال، خواهند بود.
بنابر اصول مسلم یاد شده است که جوامع متمدن عالم، همواره سعی بر آن داشته‌اند که نوامیس خود و زنان و دختران را در هاله‌ای از حرمت، نگهداری کنند. و از حراج کردن و به ابتذال کشیدن آن‌ها، بپرهیزند تاریخ اقوام و ملل، نشان می‌دهد که خانواده‌های محترم را رسم و سنت، بر این بوده که زنان حرمسراها و بانوان خانه‌ها را از دسترس مردان، دور نگهدارند. و یکی از نشانه‌های آن، وجود نوعی حجاب، بر اساس رسومات اقلیمی و نژادی، در میان زنان و دختران همه عصرها بوده است.
بی‌شک، اگر پوشش زن، یک خواسته فطری و یک اصل پذیرفته شده خانوادگی نبود، این راه و رسم، جایگاه معقول و منطقی نداشت. لذا هرگز نمی‌توان ادعا کرد، پوشش نوعی خرافه بوده که هزاران سال در جوامع انسانی، مانده و هم اکنون در قشرهای عظیمی از جوامع بشری، از کلیه نژادها جریان دارد.
تفصیل بیشتر این بحث، به فصل تاریخی مسئله حجاب، مربوط می‌شود. آنچه ما فعلاً درصدد آنیم، آمیختگی فطرت و سنت‌های اجتماعی و قوانین شرعی، جهت حفظ حرمت زن و دور نگهداشتن او، از دسترس دیگران است که در اصل آن تردید نیست گرچه کیفیت و چگونگی آن، قابل بحث فراوان است.
آیه کریمه قرآن، با اشاره به این اصل که مصونیت زنان مسلمان، از دسترس انظار و دست‌های آلوده هوسبازان، رمز شخصیت زن و بالا رفتن اعتبار او در جامعه می‌باشد، زنان مسلمان را به اتخاذ پوشش متناسب با شئونات آنان، فراخوانده است. زیرا وقتی آنان، خود را در پوششی از عفاف و حجاب مستور دارند، دل و دیده هوسبازان، از آن‌ها قطع می‌گردد. و جرأت و جسارت تعشدی، به حریم زنان عفیفه و محجوبه را بخود راه نمی‌دهند. و این در حالی است که اگر زن، خود را بیاراید و عرضه کند و متاع حسن و جمال خود را، در معرض دید و طمع دیگران قرار دهد، با این عمل از ارزش خویش کاسته، خود را به ابتذال کشیده و بهای خود را به حداقل رسانده است.
خلاصه آنکه: زنان باشخصیت را از وقارشان، می‌توان شناخت. و زنان بی‌شخصیت را، با ابتذال و حقارتشان. اینست نکته‌ای که قرآن، بر آن تکیه نموده و تأکید می‌کند که بانوان آزاده مسلمان، باید به نوعی مشی و سلوک نمایند که مردم، آن‌ها را به عنوان الگوی شخصیت و عفت و ایمان بشناسند. نه به عنوان بردگان هوا و هوس و متاع حراج عرضه شده، به بازار عام.
با مشاهده آمار و ارقام بی‌عفتی و هتک حیثیت زن و تجاوز به حریم خانواده‌ها، می‌توان دریافت که آیا زنان ربوده شده، فروخته شده، فریب خورده و پرونده‌های فساد جنسی، مربوط به کدام قشر از زنان است. آیا قشر زنان مسلمان که صاحب و سالار دارند. و در هاله‌ای از عفت و تقوا محصورند، یا آن قشری که پشت پا به اصول حجاب و عفاف زده، خود را به کام هوا و هوس، افکنده‌اند؟!
آیا آن زمان که زن مسلمان، در حریم مقدس اسلامی بود، منکرات اعمّ از: طلاق، خودکشی، فرار از خانه، زندان، و ... بیشتر بر سر راهش، کمین می‌کرد. یا از زمانی که به پیروی از فرهنگ مبتذل غرب، زن مسلمان، در کام طوفان‌‌های شهوت و ابتذال، در غلطید؟ و اصولاً آیا این دو صحنه تاریخی، قابل مقایسه‌اند؟ ... آیا نمونه فجایعی که در نیم قرن اخیر، برای زن ایرانی، با توطئه استعماری و بدست عوامل خود فروخته‌شان، پدید آمد را می‌توان در طول چهارده قرن تاریخ اسلام، مشاهده کرد؟
قرآن با ذکر: «يعرفن فلا يؤذين»، خاطر نشان می‌سازد که هرگاه، زن، به عنوان الگوی عفاف شناخته شد و در پرده‌ای از قداست و ایمان، مستور گردید، مورد طمع و اذیت و تعقیب، قرار نخواهد گرفت. و عواقب تلخ ابتذال، به سراغ او، نخواهد آمد. شواهد عینی این حقیقت را، در بررسی از تاریخ زن در اسلام و در خارج از قلمرو اسلام، به خوبی می‌توان دریافت.[12]
4- «يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا»   (احزاب/33/32)
ای همسران پیامبر! شما مثل دیگر زنان نیستید، اگر تقوی پیشه نمائید. پس در گفتارتان خضوع نکنید (نرم و دلربا، حرف نزنید.) که آنکه قلبش بیمار است، طمع کند. و سخن شایسته، بگویید. و در خانه‌هایتان بمانید. و همانند روزگار جاهلیت نخستین، آرایش و خودنمایی نکنید.
نکات قابل بحث آیه، عبارتند از:
1- مسئولیت سنگین همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله).
2- عدم انحصار حکم، به همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله).
3- نهی از شیرین زبانی و دلربایی، در گفتار.
4- ماندن در خانه.
5- پرهیز از تبرج و خودنمایی.

مسئولیت سنگین همسران پیامبر
حدود مسئولیت یک انسان را، جایگاه اجتماعی و شناخت و آگاهی او از تکالیف و کیفیت ارتباط با منبع قرآن، مشخص می‌کند. آنان که داناترند، با کتاب و سنت بیشتردر ارتباط‌ند، به منبع وحی نزدیکترند و در محیط خانوادگی پاکتری زندگی می‌کنند، بیشتر مورد توجه آحاد جامعه هستند. فلذا، هم مسئولیت آنان سنگین‌تر است. و هم توقع مردم از آنان، بیشتر. به همین جهت، از همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) که همنشین پیامبرند، انتظاری می‌رود که از دیگران، نمی‌رود .از امام باقر (علیه السّلام)، در این خصوص چنین نقل شده:
(اجرها مرّتين و العذاب ضعفين) «پاداش آنان، دو برابر وعقوبت آنان دو برابر است»(تفسیر قمی)
و همین ملاک، در مورد دیگر آحاد امت، قابل ذکر است. بدین معنی که: مثلاً انتظاری که از عالم دینی می‌رود، بیش از انتظاری است که از عامه مردم، و توقّعی که از زن مسلمان، در محیط انقلابی اسلامی است، بیش از آنست که از زن غیر مسلمان یا مسلمان، در محیط غیر اسلامی. درست است که تکلیف، یکی است. اما توقّعات و انتظارات، تفاوت دارد. همانگونه که حدود پاداش و کیفر نیز، متفاوت است.
عدم انحصار حکم، به همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله):
تکالیف و مسئولیت‌هایی که در این آیه، متوجه همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) شده، منحصر به آنان نیست. بلکه وظایفی است که بر زنان دیگر نیز، مقرر است. زیرا اضافه بر آنکه هیچ کس ادعا نکرده آیه مختص و منحصر به همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) باشد، آیات دیگر، به صراحت زنان مسلمان را مخاطب قرار داده، به پوشش و عفت و اخلاق اسلامی، فرا می‌خواند که قبلاً از نظر گذشت و برخی آیات و بخشی از روایات بعد از این، خواهد آمد.
چیزی که در اینجا می‌توان گفت، این است که: احکام الهی، ابتدا بر خاندان رسول (صلی الله علیه و آله)، نازل می‌گردیده، سپس به دیگران اعلام می شده است.در زمینه حجاب و عفاف نیز، همان گونه که برخی مفسرین یادآور شده‌اند، بدین گونه بوده است. (روائع البیان، ج2، ص 379).

گفتار متواضعانه زن
به موجبِ حکم «فلا تخضعن بالقول...»، همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) و زنان مسلمان، از خضوع در گفتار و به کار گرفتن لحن جذاب، ممنوع شده‌اند. چرا که به تعبیر آیه کریمه، بی‌شک سخنان نرم و نازک و لطیف و دلربای یک زن، در قلب‌هایی که زمینه جذب و گرایش به فساد دارند، مؤثر می‌افتد. آری برخورد یک زن، نوع سلام و تعارفات، مکالمه و بالاخره بکار بردن واژه‌های متواضعانه، تأثیر مسلّم دارد. بسا، یک مکالمه تلفنی ساده، می‌تواند در قلب مخاطب، رخنه ایجاد کند.و آهنگ کلام و حرکات لب و دهان، عکس‌العمل بیافریند. بیشتر انحراف‌ها، ابتدا از یک مکالمه، آغاز می‌شود. و با گرم گرفتن و غنج و دلال، به نقطه خطرناک می‌رسد. که گفته‌اند:

آهنگ خوش ازکام و دهان و لب شیرین         ار نغمه کند ور نکند، دل بفریبد!

در حالی که سنگین حرف زدن و جدی برخورد کردن، آب پاکی را روی دست طرف می‌ریزد که از طمع و تمایل، قطع می‌کند.
لذا برخورد زنان مسلمان با مردان، می‌بایست توأم با خضوع و تواضع، نباشد. از واژه‌هایی که رنگ محبت و انس دارد، در تعارفات، استفاده نشود، مکالمه، درحد ضرورت باشد. و در این خصوص، از روایات اسلامی و رهنمودهای ارزنده‌ای که در نوع مکالمه زن و مرد اجنبی به چشم می‌خورد، می‌توان استفاده کرد.
عن الصادق (علیه السّلام): «و کان اميرالمؤمنين (علیه السّلام) يسلّم علی النساء و کان يکره ان  يسلم علی الشابه منهن و يقول:
اتخوف ان يعجببنی صوتها فيدخل علیّ اکثر مما طلبت من الاجرثم قال، انما قال ذلک لغيره و ان عبر عن نفسه واراد بذلک ايضا التخوف من ان يظن به ظانّ أن يعجبه صوتها فيکفر.»(مکارم الاخلاق/ص 235 وسائل ج7/ ص 174)(وسائل ج7/ص174)
به فرموده امام صادق (علیه السّلام)، علی (علیه‌السلام) به زنان سلام می‌کرد. اما خوشایند او نبود به زنان جوان، سلام کند. او در این خصوص می‌گفت: می‌ترسم صدای او، مرا خوش آید و از این راه، زیانی متوجه من گردد که بیشتر است، از پاداشی که از سلام کردن، انتظار دارم.
سپس امام صادق فرمود: البته علی (علیه السّلام) این را برای دیگران گفته، گرچه از خود، تعبیر فرموده است. و نیز فرموده: می‌ترسم صدای نامحرم، بر من اثر گذارد تا مبادا کسی تصور کند، او را صدای نامحرم خوش آیند است. و کافر شود.
آری مقام و منزلت معنوی امیرمؤمنان (علیه السّلام)، بالاتر از آنست که با صدای یک زن متأثر گردد. امّا برای بسیاری از افراد دیگر، به ویژه جوانان، خوف آن هست که تحت تأثیر جاذبه کلام زنان جوان، قرار گیرند. از این‌رو آن حضرت، به دیگران می‌آموزد،‌ در روابط زن و مرد به نکته‌های ظریف اخلاقی، توجه کنند.

دست دادن و مزاح کردن
روایت دیگری است از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله): «من صافح المرئه حراماً، جاء يوم القيامه مغلولاً، ثم يؤمر به الی النار. و من فاکه امرئه لايملکها، حبسه الله لکل کلمه کلمها فی الدنيا، الف عام»(وسائل جلد7/ص 143)
هر آنکه دست بدست زن نامحرمی بدهد، روز قیامت می‌آید، در حالیکه در غل و زنجیر است. و به سوی آتش، رانده می‌شود. و هر آنکه با زن اجنبیه بگوید و بخندد، خداوند او را، برای هر کلمه، هزار سال زندانی خواهد نمود.
روایت دیگری داریم که به زنان توصیه می‌کند، در حرف زدن با مردان نامحرم، به حداقل و به مقدار ضرورت، اکتفا کنند. و صدای خود را حالت لطافت، ندهند که سبب جلب نظر بیگانه باشد.

خانه حریم امن زن
سپس به زنان پیامبر (صلی الله علیه و آله) هشدار می‌دهد که در خانه، قرار گیرند. و همانند زنان جاهلیت نخستین، تبرج و خودنمایی، نکنند. جنبه اخلاقی این حکم، که همان تحرّز و پرهیز از آمیزش و مراوده با مردان بیگانه است، اختصاص به همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) ندارد. و شامل عموم زنان می‌شود. همانگونه که در روایات بسیاری آمده که بهترین محیط زندگی برای زن، خانه اوست. حتی ثواب نماز زنان جوان در خانه به مراتب از حضور در مساجد و مجامع، بالاتر شمرده شده است. و البته این بدان معنی نیست که زن از فعالیت اجتماعی، محروم باشد. زیرا هرگاه شرایط و ظروف، ایجاب کند. و اولویّت حضور زن در جامعه احساس گردد، طبیعتاً زن بار مسئولیت‌های اجتماعی را هم به دوش خواهد کشید. تاریخ اسلام گویای این واقعیت است که زنان مسلمان، از صدر اول اسلام، در عرصه اجتماع، نقش مؤثر و ارزنده داشته‌اند. و حتی در میدان‌های جنگ، بخش‌هایی از کار دفاع و امداد را، بر عهده می‌گرفته‌اند. اینک، نمونه‌هایی از آن را به طور مختصر و گذرا یادآور می‌شویم:

1- صفیه دخترعبدالمطلب:
ابن هشام در سیره می‌نویسد: هرگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای مبارزه با دشمن بیرون می‌شد، بعضی از زنان خود را همراه می‌برد. در غزوه خندق، خانواده و همسران خود را در قلعه «حسان بن ثابت» که از دژهای محکم مدینه بود، گذارد. مردی یهودی به عنوان جاسوسی، در اطراف قلعه، گشت می‌زد. «صفیّه» به حسان گفت: می‌بینی که این یهودی، در اطراف قلعه، گشت می‌زند! می‌ترسم در این زمان که پیامبر (صلی الله علیه و آله) و یاران او، حضور ندارند یعنی دیگر یهودان را خبر دهد و بر ما حمله آورند. برو او را به قتل برسان! حسّان گفت: ای دخترعبدالمطلب، خدایت بیامرزد. به خدا سوگند، من چنین کاری را به خود نمی‌بینم! صفیّه چون این سخن از حسان شنید، برخاست و عمودی گرفت و از قلعه فرود آمد و آن مرد یهودی را به قتل رسانید و برگشت و به حسان، خبر کشتن او را داد... همین که خبر کشته شدن آن مرد، به دیگر یهودان رسید، مرعوب شده، گفتند: پیامبر (صلی الله علیه و آله) خانواده خود را، تنها نمی‌گذارد،و متفرق شدند.(المرئه فی ظل الاسلام 8، 7، 236/ مریم فضل‌الله)
صفیّه در جنگ احد نیز، با دشمنان پیکار و ستیز می‌کرد.

2- «ام ورقه» دختر عبدالله بن حارث انصاری:
وی از زنان با فضیلتی بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله)، به دیدن او می‌رفت. و او را «شهیده» می‌نامید. در جنگ بدر، خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله) عرض کرد: اجازه دهید، برای مداوای مجرمین، در جنگ شرکت کنم. شاید خدا شهادت را نصیب من گرداند! پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: خدا شهادت را نصیب تو می‌کند. در خانه بمان، تو شهیده‌ای! او، قرآن را جمع‌آوری می‌کرد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: برای اهل خانه‌ات، در نماز امامت کن! او را مؤذنی بود. و امامت خانواده را می‌کرد، تا هنگامی که شهید شد.(مدرک فوق، ص 247 از طبقات ابن سعد و تهذیب ابن حجر)

3- «ام رمیثه»، دخترعمربن هشام بن عبدالمطلب:
مجاهده‌ای بزرگوار و بانویی خردمند بود که اسلام، اختیار کرد. و با پیامبر (صلی الله علیه و آله) بیعت نمود. و در فتح خیبر، در محضر رسول الله حضور داشت.(مدرک فوق، ص 249 از ابن هشام/ طبری/ ابن حجر)

4- «ام حکیم» مخزومیه:
مجاهده‌ای گرانقدر، بود که در واقعه «یرموک»، حضور داشت. و سرسختانه جنگید. و در واقعه «مرج الصغر»، عمود خیمه را گرفت و هفت تن از رومیان را، به قتل رسانید.(مدرک فوق، ص 250 از طبری/ طبقات سیره ابن هشام)

5- «برکه» دختر ثعلبه: (ام ایمن)
از اولین زنانی بود که هجرت نمودند. دو هجرت داشت. هجرت به حبثه. و هجرت به مدینه. این بانوی بزرگوار، در جنگ‌های «حنین، احد و خیبر» حضور داشت. و سپاهیان اسلام را آب می‌داد.(مدرک فوق، ص 251- از طبری/ و طبقات ابن سعد)

6- «حمنه» بنت جحش:
از زنان مهاجری بود که با پیامبر(صلی الله علیه و آله)، جهاد کرد. و در احد، شرکت داشت. و تشنگان را آب می‌داد.(مدرک فوق، ص 251 از ابن سعد/ تاریخ طبری)

7- «ام حبیب»
از زنان مجاهده عصر پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود که مصاحبت آن حضرت را درک کرد. و در واقعه «یرموک»، حضور داشت. و مردان را به نبرد، تشویق می‌کرد. هنگامی که رومیان حمله آوردند. و عمرو بن عاص و یارانش را متفرق ساخته، پیشروی می‌کردند، جمعی از زنان، با در دست داشتن عمودهای آهنین، از بلندی‌ها پایین آمده و بر مردان دشمن، حمله بردند ام حبیب فرید میزد: ننگ و نفرت باد بر مردی که همسر خود را رها سازد و از ناموس خود روی بگرداند...! و بدین گونه، مسلمانان را برگردانید و عمرو بن عاص و یارانش، به نزدیک قرارگاه خود بازگشتند.(مدرک سابق، ص 250 از استیعاب و اعلام النساء)

8- «لیلی غفاریه»:
او، بانویی مجاهد و مبارز بود.در جنگ‌ها، پیامبر (صلی الله علیه و آله) را همراهی می‌کرد. و در کار جنگ، کمک می داد. هنگامی که علی (علیه السّلام)، برای سرکوبی فتنه اصحاب جمل، عازم بصره شد، او با وی همراه بود. آنگاه نزد عایشه آمد و به او گفت: آیا از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله)، فضیلتی در حق علی(علیه السّلام) شنیده‌ای؟
عایشه پاسخ داد: آری. روزی علی (علیه السّلام)، در حالی که جامه کهنه‌ای بر تن داشت، نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد. و من نزد او بودم. آنگاه علی (علیه السّلام)، در میان ما نشست. من گفتم: جایی وسیع‌تر از این نبود؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: ای عایشه برادر مرا نزد من، بگذار. او، اولین کسی است که اسلام آورده و آخرین کسی است که مرا همراهی می‌کند. و در قیامت پیش از همه، با من دیدار خواهد کرد.(مدرک سابق، ص 252 از استیعاب ابن عبدالبر، و اعلام النسا عمررضا کحاله)

9- «اروی» دختر حارث بن عبدالمطلب:
وی، از زنان اهل ادب و فضیلت و دارای بلاغت در سخن و صراحت در گفتار و مجاهدت در راه اسلام بود. داستان گفتگوی او با معاویه، معروف است که بطور خلاصه اشاره می‌شود: در موسم حج، بر معاویه وارد شد. و در حالیکه مروان و عمرو عاص نزد او بودند، معاویه را مورد حمله، قرار داد. و از کارشکنی‌های او و خاندانش، در دعوت پیامبر (صلی الله علیه و آله)، سخن گفت. و برخورد خصمانه او را، با علی (علیه السّلام) یاد کرد. و چون عمرو بن عاص و مروان حکم خواستند، جلو گفتار او را بگیرند، آنان را با تیغ گفتار و ذکر سوابق ننگین آنان، سرجای خود نشانید. و بالاخره معاویه، درصدد دلجویی و استمالت از او برآمد. و به وی پیشنهاد کرد، حاجتی از او بخواهد، او شش هزار دینار طلبید.
معاویه گفت: می‌خواهی با این مبلغ چه کنی؟ گفت: حوائج فرزندان عبدالمطلب را تأمین کنم. پسران و دخترانشان را تزویج نمایم. و به زیارت مدینه و خانه خدا بروم. معاویه گفت: خواسته تو را تأمین می‌کنم. و امیدوار بود که او را، از علی (علیه السّلام) و محبت او، جدا کند. آنگاه گفت: اگر علی بود این مبلغ را به تو نمی‌داد.
اروی گفت: راست می‌گویی! علی امانت را ادا می‌کرد. و به امر خدا پایبند بود. و تو امانت را ضایع می‌کنی. و امر خدا را زیر پا می‌نهی. و مال خدا را که در کتابش، برای صاحبان حق مقرر نموده، به کسانی که مستحق آن نیستند، می‌دهی. علی (علیه السّلام) به جنگ با تو سرگرم شد. و ما را به گرفتن حقمان، واگذاشت. و تو فکر نکن، از مال خود به ما چیزی داده‌ای! ما حق خود را از تو خواستیم. و بیش از آن، چیزی نمی‌خواهیم.
آنگاه با چهره خشمگین، خطاب به معاویه کرد و گفت: خدا، دهانت را بشکند. و روزگارت را، سیاه کند. تو علی (علیه السّلام) را بدین گونه یاد می‌کنی! این بگفت: و صدا، به گریه بلند کرد. و اشعاری سرود که از جمله است:
الا یا عین و یحک اسعدینا
الا وابکی امیرالمؤمنینا
ولا والله لا انسی علیا (علیه السّلام)
و حسن صلائه فی الراکعینا
اذا استقبلت وجه ابی حسین (علیه السّلام)
رأیت البدر راع لنا ظرینا
ای دیدگان! ما را یاری دهید. و در سوگ امیرمؤمنان، اشک بریزید. به خدا سوگند، فراموش نمی‌کنم علی (علیه السّلام) و نماز شکوهمندش را، در میان نمازگذاران.
هرگاه با سیمای پدر حسین (علیه السّلام)، مواجه گردی، ماه شب چهاردهم را می‌بینی که چشم‌ها را خیره کرده است.
معاویه، چون این بشنید گفت: خاله! حاجتت را بگو. گفت: احتیاجی به تو ندارم. و بیرون شد. آنگاه معاویه چون این بشنید، با حاضران مجلس خود گفت: اگر هر یک از شما، با وی سخن بگوید همه را به نوعی مجاب می‌کند! آری، زنان بنی‌هاشم، از دیگر مردان، زبان آورترند.(مدرک سابق از بلاغات النساء ابن طیفور و عقد الفرید ابن عبدربه)

10- زینب بن خزیمه، «همسر» عبيده بن حارت بن عبدالمطلب:
این بانوی مسلمان و مجاهده، در جنگ بدر، حضور داشت. شوهرش، گرم کارزار بود. و او به مداوای مجروحین، می‌پرداخت. شوهرش شهید شد، امّا وی همچنان کار مداوای مجرومین را ادامه داد...! و در سن شصت سالگی،‌ به همسری پیامبر (صلی الله علیه و آله) درآمد. (روائع البیان، ص 333)
این‌ها نمونه‌هایی است، از تلاش و جهاد و حضور زن مسلمان، در صحنه‌های اجتماع، جنگ و مبارزاتِ سیاسی و نظامی! و نموداری از سخن و بلاغت و فرهنگ و سازندگی  حماسه آفرینی زنان قهرمان صدر اسلام.
بی‌شک، مواردی از این قبیل، در تاریخ اسلام بسیار است که ما اینک به صدد نقل آن، نیستیم. و از کتب تاریخی و شرح حال زنان تاریخ اسلام، بیشتر از این را باید خواست. موارد فوق را از آن جهت آوردیم که تصور نشود، وقتی به زنان گفته می‌شود، خانه را حریم امن و محیط فعّالیت خود قرار دهند، این به معنای ممنوعیت زن، از فعالیت‌های اجتماعی، سازندگی، دفاع مقدس و سایر تلاش‌های مشروع و حیاتی است.
البته، غفلت نورزیم که حضور در صحنه اجتماع، نظیر موارد فوق، دومین وظیفه زنان مسلمان است. و هرگاه، نیاز و ضرورت پیش آید، زنان، به مشارکت و حضور در جامعه، فراخوانده می‌شوند. و این در حالی است که مسئولیت اولیّه زن، مسئولیت‌های خانوادگی و تدبیر و تأمین منزل و تربیت فرزند و خلاصه آن چیزی است که درون منزل و نه بیرون، تعلق دارد. و فعالیت‌های اجتماعی، نباید لطمه‌ای به وظایف اولیّه زن، وارد سازد. و اختلال، در امور داخل زندگی را موجب شود. زیرا طبیعی است که جامعه، در مرحله دوم است. و خانواده‌، در مرحله اول. و اگر سنگ زیرین جامعه که خانواده‌ها است، متلاشی گردد جامعه، رو به ویرانی و اضمحلال خواهد نهاد. از این رو در توصیه‌های بی‌شماری که به زنان مسلمان شده، ملاحظه می‌کنیم که مسئولیت‌های داخل منزل، دارای اولویت بیشتر تلقی گردیده است. و شوهرداری و خانه‌داری زنان به منزله جهاد فی سبیل الله، قلمداد شده

 

شماره مطلب :2293       تاریخ انتشار: 5/1/1391      تعداد بازدید:  784 مرتبه

چاپ متن


نظرات کاربران :

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پرتال تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.

 - نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
 - نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
 - نظراتی که شامل سئوال شرعی یا نتایج مسابقات باشد منتشر نخواهد شد. ( از فرم تماس با ما استفاده فرمایید)
 - نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
 - متن نظر شما می بایست حداکثر 700 کاراکتر باشد.

 
نام و نام خانوادگی : *
متن نظر : *  
کارکتر تايپ شده :  
       

پرتال اداری ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر شهرستان اصفهان

پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

طراحی سايت : اصفهان هاست

کليه حقوق اين سايت برای ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر شهرستان اصفهان محفوظ است