سه سکانس ازداستان چادرمان پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

پيوندها  پيوندها   مسابقات  مسابقات   اخبار  اخبار   معرفي کتاب  معرفي کتاب   معرفي نرم افزار  معرفي نرم افزار   ثبت نرم افزار  ثبت نرم افزار   محصولات  محصولات   تلفن همراه  تلفن همراه   صوت و فيلم  صوت و فيلم   نگارخانه  نگارخانه   پرسمان   پرسمان   احاديث  احاديث   داستان  داستان   احکام  احکام   مقالات  مقالات  

  صفحه اول
  پيامک
   ويژه نامه ››
   گفتگو و تحليل ››
   گلبانگ اذان
   بازي آنلاين
   تماس با ما
   درباره ما
   جستجو
   بايگاني









     شمسی

               

  مسیر جاری : داستان  عفاف و حجاب  سایر داستان ها
سه سکانس ازداستان چادرمان

خانمی میانسال با ظاهری معمولی که اطرافمان زیاد است ،‌ براندازم میکند . من که متوجه سنگینی نگاهش هستم ، نگاهم را از او می دزدم . انگار که صبرش تمام شده باشد ، می گوید : "‌ اوه اوه ، تو این گرما ، این چادر سیاه چیه سرت ؟ روسریت که بلند و مشکیه ، حجابت کامله دیگه ...


سکانس اوّل در اتوبوس
خانمی میانسال با ظاهری معمولی که اطرافمان زیاد است ،‌ براندازم میکند . من که متوجه سنگینی نگاهش هستم ، نگاهم را از او می دزدم . انگار که صبرش تمام شده باشد ، می گوید : "‌ اوه اوه ، تو این گرما ، این چادر سیاه چیه سرت ؟ روسریت که بلند و مشکیه ، حجابت کامله دیگه . واسه چی اینو گذاشتی سرت ؟". بعد هم دستی به چادرم می کشد و می گوید : " کلفتم هم هست . چه لزومی داره آخه ؟!! گرمت نمیشه ؟"من هم دیدم وقتش شده ! با لبخند گفتم : " جهنم گرمتره " !

سکانس دوّم در مسجد!
با معلم دینی و عربی دبیرستانم نگاه تو نگاه شدم . رفتم سلام واحوالپرسی و طاعات قبول ! بهم گفت :"اوه ، چه خبره ؟ بکش این روسری رو عقبتر . در این حد هم درست نیست !!! الان میگن(!)زیاد حجاب کردن هم ایراد داره !!! من خودم اینقدر از این جور حجاب کردن ضربه دیدم !! "( شنیده بودم همسرش بدبین و سختگیر است). گفتم واسه کی باید بکشمش عقبتر ؟

سکانس سوّم در مهمانی
از آقایون فامیل (!) ، که آدم یک بوم و دو هوایی بود ، بهم گفت : "شما این ویژه نامه خاتون رو خوندین ؟ " . میدانستم منظورش را . گفتم : "چطور ؟" . گفت :"حتما بگیرین ، بخونین و یه تحلیلی رو حجابتون داشته باشید !!! ویژه نامه ی خوبیه ". فکر کرده بود حرف جدیدی زده و من غافلم از آنچه گفته می شود و اصلاً به گوشم نخورده اینها ، که با اعتماد چادرم را گرفته ام . میان تعجّبش گفتم : "اتفاقاً خوانده ام " ادامه دادم : شما بر حسب اتفاق چشمتان به مطلبی راجع به چادر افتاده که از قضا بی اشکال هم نیست . شما نظر مراجع تقلید و بزرگان رو راجع به چادر خوندین ؟" . سرش را انداخت پایین و گفت : خب بعععععله هر کی یه نظری داره !!!! . تو دلم گفتم : مرجع تقلید شد هرکی و کارشناس مدعو روزنامه ایران شده صاحب نظر!!

این سکانس ها را که کنار هم میگذارم ، باور میکنم مشکل اول پوشش بانوانمان ، بی اطلاعی بانوان و آقایان نسبت به پوشش برتر و الزام های آن است. کار فرهنگی برای باورهایمان نشده . البته به این معنا نیست که الزاماً همه ی بد حجابها ،از فقر فکری و معرفتی به این ورطه افتادند، ولی درصدی از مسئله به آگاهی کم آنان و خانواده هایشان نسبت به حجاب بر میگردد . در این شرایط روزنامه ی کثیرالانتشار کشور مطلبی را درج میکند که به جای فرهنگسازی، غوغاسازی می کند ! همین روزنامه ها ، چند بار نظر مراجع و مقام معظم رهبری را درمورد پوشش بانوان و چادر ، انتشارداده اند؟...

منبع : rasekhoon.net

 

شماره مطلب :3178       تاریخ انتشار: 22/9/1392      تعداد بازدید:  424 مرتبه

چاپ متن


نظرات کاربران :

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پرتال تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.

 - نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
 - نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
 - نظراتی که شامل سئوال شرعی یا نتایج مسابقات باشد منتشر نخواهد شد. ( از فرم تماس با ما استفاده فرمایید)
 - نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
 - متن نظر شما می بایست حداکثر 700 کاراکتر باشد.

 
نام و نام خانوادگی : *
متن نظر : *  
کارکتر تايپ شده :  
       

پرتال اداری ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر شهرستان اصفهان

پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

طراحی سايت : اصفهان هاست

کليه حقوق اين سايت برای ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر شهرستان اصفهان محفوظ است