بهشت خانواده (4)؛ حجاب پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

پيوندها  پيوندها   مسابقات  مسابقات   اخبار  اخبار   معرفي کتاب  معرفي کتاب   معرفي نرم افزار  معرفي نرم افزار   ثبت نرم افزار  ثبت نرم افزار   محصولات  محصولات   تلفن همراه  تلفن همراه   صوت و فيلم  صوت و فيلم   نگارخانه  نگارخانه   پرسمان   پرسمان   احاديث  احاديث   داستان  داستان   احکام  احکام   مقالات  مقالات  

  صفحه اول
  پيامک
   ويژه نامه ››
   گفتگو و تحليل ››
   گلبانگ اذان
   بازي آنلاين
   تماس با ما
   درباره ما
   جستجو
   بايگاني









     شمسی

               

  مسیر جاری : مقالات  عفاف و حجاب  حجاب در اديان
بهشت خانواده (4)؛ حجاب

« شوهر نبايد نسبت به زنش تعصب و غيرت ورزى بيجا داشته باشد» ، اكنون بايد روشن شود كه موارد غيرت ورزى از نظر اسلام ، كجا و در چه حد است ، تا اضافه بر آن را بيجا بشماريم . غيرت ورزى شوهر درباره زن ، نسبت به حجاب و عفاف او مى باشد. در اين درس درباره دستور اسلام نسبت به حجاب زن بحث مى كنيم ...


نويسنده : دكتر سيد جواد مصطفوى
گفتيم : « شوهر نبايد نسبت به زنش تعصب و غيرت ورزى بيجا داشته باشد» ، اكنون بايد روشن شود كه موارد غيرت ورزى از نظر اسلام ، كجا و در چه حد است ، تا اضافه بر آن را بيجا بشماريم .
غيرت ورزى شوهر درباره زن ، نسبت به حجاب و عفاف او مى باشد. در اين درس درباره دستور اسلام نسبت به حجاب زن بحث مى كنيم :
در آيات قرآن و احاديث و روايات اسلامى چنانكه در ضمن « دليل» خواهيم گفت حجاب زن به دو گونه مختلف مطرح شده است . در برخى از مآخذ سخت گيرى و محدوديت زيادى براى زن قائل مى شود تا آنجا كه :
1- شوهر اگر بتواند كارى كند كه هيچ مردى زنش را نشناسد، بهتر است .
2- صداى زن عورت است و نبايد به گوش نامحرم برسد.
3- زن نبايد پاهايش را طورى به زمين بزند كه صداى خلخال پايش به گوش ‍ مردى برسد.
در مقابل اين دسته از مآخذ، ادلى ديگرى وجود دارد كه در نظر ابتدائى مخالف با اينهاست ، مانند:
1- هر مرد و زن نامحرمى مى توانند با يكديگر دست بدهند به شرط آنكه با دستكش باشد و دست يكديگر را نفشارند، البته اين عمل كراهت دارد.
2- هر مردى مى تواند به هر زنى سلام كند، و او را به غذائى كه مى خورد، دعوت كند مگر زن جوانى كه صدايش محرك و وسوسه انگيز باشد. كه نسبت به چنين زنى كراهت دارد.
3- پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم) در جنگها و مسافرتها يكى از همسرانش را همراه خود مى برد و در جنگ احد دخترش حضرت فاطمه عليها السلام ، حضور داشت .
4- اصحاب پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم) چهره فاطمه عليها السلام را كه از گرسنگى زرد شده بود ديده اند.

اينها نمونه هائى بود، از دو دسته مآخذ مختلف كه درباره حجاب و عفاف زن نقل شده است . نمونه هاى بسيار ديگرى هم وجود دارد كه جوينده در آيات و احاديث مشاهده مى كند.
در مقام حل مطلب و رفع اختلاف هر زن مسلمانى بايد به مرجع تقليدش ‍ رجوع كند و فتواى او را بخواند و عمل كند، اما از نظر طرح يك مساله علمى ، به عقيده نويسنده ، تضاد و تناقضى بين اين دو دسته از ماخذ وجود ندارد، زيرا:
اولا: محدوديت و در خانه نگهداشتن زن ، مشروط شده است به اينكه « اگر مرد بتواند» يعنى اگر وضع اجتماعى و خانوادگى ، در شهر يا روستايى چنين باشد كه براى زن هيچ لزومى نداشته باشد كه از خانه بيرون برود، به طورى كه تمام احتياجات خود و شوهر و فرزندانش با بودن او در خانه تامين شود، و رابطه با مردان بيگانه را شوهر و فرزندانش به عهده گيرند، بهتر است چنين زنى با مردان بيگانه رفت و آمد و آشنايى نداشته باشد. اگر خواننده محترم بگويد: در زمان ما، از ميان صدها زن يك زن مى تواند اينگونه زندگى كند، اسلام پاسخ مى دهد: اين دستور هم نسبت به همان يك زن صادر شده است .
ثانيا: بدون شك تاكيد اسلام در امر حجاب ، به خاطر خير خواهى و دلسوزى نسبت به خود زن و حفظ عفاف و شخصيت اوست ، و زنان در جذابيت و دلربائى مختلفند، اسلام به زنانى كه قيافه و صداى وسوسه انگيزى دارند، محدوديت مى دهد كه در برابر مردان ، مخصوصا جوانان آشكار نشوند و آنان را تحريك نكنند، ولى نسبت به زنان عادى و كهنسال و روستائيان ساده پوش تا حدى آن محدوديت را برمى دارد.
ثالثا: از لحاظ مقررات اسلام ، چنانكه رعايت عفت بر زن واجب است ، صله رحم هم بر او واجب است و ترك آن از گناهان كبيره بشمار مى رود، چنانكه قضاء حوائج زنان مسلمان واداء حقوق آنها هم بر هر زن مسلمانى واجب است به طورى كه در درس چهاردهم گفته شد. بنابراين زن بايد هم به ديدن خويشانش برود و هم عفت خود را حفظ كند.
رابعا: تاريخ نشان داده است كه قدرت غريزه جنسى و فريبكارى و وسوسه شيطانى خيلى بيشتر از آن است كه پسر يا دختر جوانى فكر كند كه او مى تواند در ميان آتش برود و خود را حفظ كند. شما به هر دختر جوانى بگوييد: حجاب خود را حفظ كن ، مبادا پسران هرزه فريبت دهند مى گويد: من قويتر از آنم كه در دام هرزگان افتم ، من حجاب و محدوديت نمى خواهم ، ولى خداوند مهربان و پيغمبر خيرخواه او مى گويد: براى زن بهتر است ، حجاب خود را رعايت كند.
اگر وضع اجتماعى طورى باشد كه مثلا از ميان ده دختر يك دختر فريب بخورد، اسلام دلسوز و خيرخواه به همه دختران دستور مى دهد حجاب را رعايت كنند و از مرآ و منظر جوانان به دور باشند، زيرا آن دخترى كه فريب مى خورد، معلوم نيست كدام يك از آنهاست ، بنابراين لزوم حجاب 9 دختر را شما به عنوان پيشگيرى و رعايت احتياط فرض كنيد، شما دختران عزيز از انواع حيله گريها و دغل بازيهاى جوانان هرزه اطلاع نداريد. تاريخ نشان مى دهد كه آنها حتى زنان شوهردار را فريب داده و به دام انداخته اند.
خامسا: چنانكه مراعات عفت بر زنان لازم است ، سهولت و رواج كارهاى اجتماعى چنانكه مردم در فشار و سختى نباشند هم واجب است شايد استثناء وجه و كفين يعنى عدم وجوب پوشيدن صورت و كف و پشت دستها بر زنان ، هر چند جوان باشند، به همين جهت است ، چنانكه در زمان احرام حج و عمره بر زنان واجبست كه صورت خود را باز گذارند، هر چند در ميان انبوه مردان باشند. و نيز بنده ئى كه در خانه زنى خدمت مى كند، اگر موى سر و ساق پاى خانمش را ببيند، مانعى ندارد.
بنابر آنچه گفتيم حدود غيرت ورزى باجا و بيجا كاملا مشخص مى شود: غيرت ورزى شوهر نسبت به زن زمانى پسنديده و مطلوب است كه احتمال فريب خوردن و بدام افتادن او عاقلانه باشد يا حتى اگر وضع زن طورى باشد كه پسر جوان را تحريك كند و به اصطلاح به نظر ريبه (با سوء نيت و قصد لذت ) به او نگاه كند، خود زن وظيفه دارد كه در آن مورد و با آن وضع ظاهر نشود و شوهر هم بايد او را از قبآن كار منع كند، ولى اگر وضع زنى عادى است و هيچ گونه احتمال فساد و ريبه ئى در كار نيست ، شوهر نبايد سخت گيرى و جلوگيرى كند و آيات و روايات مختلف اسلامى هم به همين جهت ناظر است ، يعنى در مورد زنان جاذب و صاحب وضع جالب سخت گيرى و محدوديت است و براى زنان عادى و داراى وضع غير جاذب ، دستور اسلام هم ساده و عادى است و در موردى هم كه فساد و ريبه مشكوك باشد، عقل حكم مى كند، به عنوان پيشگيرى و رعايت احتياط و نيز به خاطر اهميت عفت زن و سلامت نسل ، لباس زن و حركات و نگاه او جاذب و جالب نباشد.
- و ان استطعت أن لا يعرفن غيرك فافعل .
اگر بتوانى كارى كن ، كه زنانت غير تو نشناسند. (1)
- فلا تخضعن بالقول فيطمع الذى فى قلبه مرض .
شما زنان نبايد صداى خود را در گفتار نازك كنيد تا مرد بيمار دل به طمع افتد. (2)
از آيه شريفه استفاده مى شود كه اگر سخن گفتن زن ساده و عادى باشد مانعى ندارد و حرمت در صورتى است كه زن عمدا صدايش را نازك و محرك كند، و شرط ديگرى كه از آيه استفاده مى شود اينست كه حرمت در صورتى است كه آن صدا را مرد بى تقوايى بشنود و در زن طمع كند، پس اگر زن چنين وضعى را در شنوندگان سراغ نداشته باشد، مثل اينكه شنوندگان ، زنان و كودكان و سالخوردگان باشند، سخن گفتن و حتى نازك كردن صدا هم مانعى ندارد و نيز استفاده ديگرى كه از آيه شريفه مى شود، اين است كه : بستر و حجاب و محدوديتى كه اسلام براى زن قائل است ، به خاطر مفاسدى است كه از بى پرده بودن و آشكار شدن او در برابر مردان بى تقوى حاصل مى شود، - چنانكه در درس چهاردهم از قول شيخ حر عاملى نقل كرديم - ولى اين سخن به آن معنا نيست كه حجاب و تستر بر زن لازم نيست ، مگر در صورتى كه فساد و ريبه ئى در كار باشد، زيرا چنانكه در همين درس گفتيم ، چون وقوع فساد آشكار نيست و دختر سست عنصر و پسر هرزه شناخته نمى شود، به عنوان احتياط و پيشگيرى از وقوع مفسده احتمالى ، به حكم عقل تستر و حجاب بر همه زنان لازم مى شود تا عده قليل و حتى يك درصد آنها هم به تباهى و فساد كشانده نشوند.
- يا أيها النبى قل لازواجك و بناتك و نساء المومنين يدنين عليهن من جلابيبهن ، ذلك أدنى ان يعرفن فلا يؤ ذين . اى پيغمبر به همسران و دخترانت و نيز به زنان مومنين بگو، روپوشهايشان را به خودشان بپيچند اين مناسبتر است كه آنان را بشناسند و آزارشان نكنند. (3)
وقتى زنان چادر يا عباى روپوشى را به خود پيچيدند، جوانان هرزه اى كه در سر راه ايستاده اند، مى فهمند كه آنها زنان عفيف و پاكدامن مى باشند، لذا ايشان را با شوخى كردن و متلك گفتن آزار نمى دهند.
- والقواعد من النساء اللاتى لا يرجون نكاحا فليس عليهن جناح أن يضعن يثابهن غير متبرجات بزينه و أن يستعففن خير لهن .
و زنانى كه از عادت و زائيدن وامانده اند و اميد شوهر كردن ندارند، گناهى بر آنها نيست كه بدون نمايش زينت ، روپوش خويش نزد نامحرمان ، از تن برگيرند، ولى اگر خوددارى كنند، برايشان بهتر است . (4)
مقصود از روپوش ، عبا يا چادر يا هر جامه ديگرى است كه زن روى پيراهن و روسرى خود مى پوشد. پوشيدن چنين روپوشى براى زنان جوان لازم است و براى زنان پيرى كه اميد شوهر كردن ندارند، لازم نيست به شرط اينكه به قصد نمايش زينت نباشد ولى آنها هم اگر رعايت عفت كنند و آن روپوش را كنار نگذارند بهتر است .
- استأذن ابن ام مكتوم على النبى (صلى الله عليه و آله و سلم ) و عنده عايشه و حفصه ، فقال لهما: قوما فادخلا البيت ، فقالتا: انه أعمى ، فقال ان لم يركما فانكما تريانه .
ابن ام مكتوم - كه نابينا بود - اجازه گرفت و خدمت پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسيد، در حالى كه دو زوجه آنحضرت : عايشه و حفصه نزدش ‍ بودند، حضرت به آنها فرمود: برخيزيد و به خانه رويد، آنها گفتند: او كه نابيناست . فرمود: اگر او شما را نمى بيند، شما كه او را مى بينيد. (5)
پيداست كه اين حديث در مورد نهى از نگاه كردن زن به مرد است نه مرد به زن ، بعلاوه فقهاء عظام در اين حديث احتمال خصوصيت مورد مى دهند و مى گويند اين حكم را نمى توان تعميم داد، يعنى تنها به استناد به اين حديث نمى توانيم بگوييم : اگر زنى در برابر مرد كورى قرار گيرد و تصميم جدى بگيرد كه به آن مرد نگاه نكند، باز هم لازم باشد، از نزد او برخيزد و برود، بلكه در چنين موردى مى توان گفت : زن اختيار دارد كه يا آنجا بنشيند و به مرد نگاه نكند، يا از آنجا برخيزد و برود تا او را نبيند، مگر اين كه دليل ديگرى داشته باشيم كه برخاستن را به طور كلى لازم بداند.
- و لا يضربن بأرجلهن ليعلم ما يخفين زينتهن .
زنان پاهاى خود را جورى به زمين نزنند كه زينتهاى نهانى ايشان دانسته شود. (6)
- عن أبيعبدالله (صلى الله عليه و آله و سلم ) قال : ما يأمن الذين ينظرون فى أدبار النساء أن ينظر بذلك فى نسائهم .
امام صادق (عليه السّلام) فرمود: كسانى كه به پشت و عقب زنان نگاه مى كنند، ايمن نباشند از اين كه ديگران به عقب زنان آنها نگاه كنند. (7)
-قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ): اذا جلست المرأه مجلسا فقامت عنه فلا يجلس أحد فى مجلسها حتى يبرد.
هر گاه زنى از جائى كه نشسته بر خيزد، مردى در آنجا ننشيند مگر زمانى كه سرد شود. (8)
- عن ابى بصير، عن أبيعبدالله ، قال : قلت له : هل يصافح الرجل المرأه ليست بذات محرم ؟
فقال : لا، الا من وراء التوب - و فى اخرى - و لا يغمزكفها.
ابوبصير گويد: از امام صادق (عليه السّلام) پرسيدم : آيا مرد مى تواند با زن نامحرم دست بدهد؟ فرمود: نه ، مگر از زير پارچه ئى . و در روايت ديگر است كه دست زن را فشار ندهد. (9)
- عن أبيعبدالله (عليه السّلام) قال : كان رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) يسلم على النساء و يرددن عليه و كان اميرالمومنين (عليه السّلام) يسلم على النساء و كان يكره أن يسلم على الشابه منهن ...
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به زنها سلام مى كرد و زنها جواب مى دادند و اميرالمومنين (عليه السّلام) به زنها سلام مى كرد، ولى از سلام كردن به زن جوان كراهت داشت . (10)
- كان رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) اذا اراد سفرا أقرع بين نسائه فأيتهن خرج سهمها خرج بها...
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) هر گاه مى خواست به سفر برود، براى بردن زنى همراه خويش قرعه مى كشيد و اسم هر زن كه در قرعه بيرون مى آمد، او را همراه خود مى برد. (11)
- عن عمران بن الحصين ، قال : كنت عند النبى (صلى الله عليه و آله و سلم ) جالسا اذ أقبلت فاطمه عليها السلام و قد تغير وجهها من الجوع
عمران گويد خدمت پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نشسته بودم كه فاطمه (عليها السلام) وارد شد، در حالى كه چهره اش از گرسنگى دگرگون بود. و در روايت ديگر جابر بن عبد الله انصارى چهره حضرت فاطمه را از گرسنگى زرد مى بيند. (12)
- عن أبى بصير، عن أبيعبدالله (عليه السّلام) قال سألته عن قول الله عزوجل « و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها» قال الخاتم و المسكه .
ابو بصير گويد از امام صادق (عليه السّلام) پرسيدم از معنى آيه شريفه « زنان نبايد زينت دست خود را آشكار كنند مگر آنچه خود ظاهر است» فرمود: (مقصود از آنچه ظاهر است ) انگشتر و دست برنجن مى باشد. (يعنى ديدن انگشتر و دست بند زن مانعى ندارد زيرا پوشيدن و نگاه داشتن آن موجب عسر و حرج است . (13)
- فلما كان ليله الزفاف أتى النبى (صلى الله عليه و آله و سلم ) ببغلته الشهباء و ثنى عليها قطيفه و قال لفاطمه : اركبى و أمر سلمان أن يقودها.
حضرت فاطمه (عليه السّلام) در شب عروسيش سوار بر استرى بود و سلمان افسار آن را گرفته و مى برد. (14)
- سمعت أبا عبدالله (عليه السّلام) يقول : ان رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) دخل بيت ام سلمه فشم ريحا طيبه فقال أتتكم الحولاء فقالت هوذا هى ... (15)
زنى به نام « حولاء» در مدينه عطر فروشى مى كرد و يكى از مشتريانش ‍ پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بود. (16)
- سمعت أبا عبدالله (عليه السّلام) يقول : لابأس بالنظر الى رأوس ‍ أهل تهامه و الاعراب و أهل السواد والعلوج لأنهم اذانهوا لا ينتهون .
امام صادق (عليه السّلام) مى فرمايد: نگاه كردن به موى سر زنان چادرنشين و روستائيان و گبران آتش پرست و اقليتهاى مذهبى مانعى ندارد، زيرا اگر آنان را نهى كنى ، گوش نمى كنند. (17)
از دليلى كه امام (عليه السّلام) در آخر روايت فرمود، معلوم مى شود كه هر زن روستايى شامل اين حكم نيست ، بلكه روستائى اى كه قدرت فهم مسائل دين را نداشته باشد، چنانكه زن ديوانه هم چنين است .
 
پی نوشت ها :
1- نهج البلاغه ، مكتوب 31
2- احزاب ، آيه 32
3- قرآن كريم ، احزاب 59
4- قرآن كريم ، سوره نور،ى 20
5- وسائل ، ج 14 ص 171
6- سوره نور،ى 31
7- وسائل ، ج 14 ص 145
8- وسائل ، ج 14، ص 185
9- وسائل ، ج 14، ص 151
10- وسائل ، ج 14، ص 173
11- بحار، ج 20، ص 310
12- بحار 43، ص 27، وسائل ، ج 14، ص 159
13- وسائل ج 14، ص 146
14- وسائل ، ج 14، ص 62
15- ترجمه اين دو روايت نقل به معنى شده است .
16- وسائل ، ج 14، ص 75
17- وسائل ، ج 14، ص 149-150
 
برگرفته از: کتاب بهشت خانواده ، جلد اول ، دكتر سيد جواد مصطفوى
منبع : ghadeer.org

 

شماره مطلب :84126       تاریخ انتشار: 19/3/1393      تعداد بازدید:  224 مرتبه

چاپ متن


نظرات کاربران :

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پرتال تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.

 - نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
 - نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
 - نظراتی که شامل سئوال شرعی یا نتایج مسابقات باشد منتشر نخواهد شد. ( از فرم تماس با ما استفاده فرمایید)
 - نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
 - متن نظر شما می بایست حداکثر 700 کاراکتر باشد.

 
نام و نام خانوادگی : *
متن نظر : *  
کارکتر تايپ شده :  
       

پرتال اداری ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر شهرستان اصفهان

پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

طراحی سايت : اصفهان هاست

کليه حقوق اين سايت برای ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر شهرستان اصفهان محفوظ است