زنی که لباسش مسجد شد پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

پيوندها  پيوندها   مسابقات  مسابقات   اخبار  اخبار   معرفي کتاب  معرفي کتاب   معرفي نرم افزار  معرفي نرم افزار   ثبت نرم افزار  ثبت نرم افزار   محصولات  محصولات   تلفن همراه  تلفن همراه   صوت و فيلم  صوت و فيلم   نگارخانه  نگارخانه   پرسمان   پرسمان   احاديث  احاديث   داستان  داستان   احکام  احکام   مقالات  مقالات  

  صفحه اول
  پيامک
   ويژه نامه ››
   گفتگو و تحليل ››
   گلبانگ اذان
   بازي آنلاين
   تماس با ما
   درباره ما
   جستجو
   بايگاني









     شمسی

               

  مسیر جاری : داستان  عفاف و حجاب  سایر داستان ها
زنی که لباسش مسجد شد

عده ی زیادی از زنان وبچه ها با حال آشفته به نزد همسر فرماندار رفتند واظهار ناراحتی کردند و حوایج خود را بیان نمودند و وضع رقت بار بچه های کوچک وزن های بی سرپرست تاثیر بسزایی در روحیه آن زن با ایمان ایجاد کرد...


ابن بطوطه در (رحله) آورده است که یکی از خلفای بنی عباس برای جمع آوری مالیات بر مردم بلخ سخت می گرفت وبر آنها غضب می نمود  ومردم به دلیل فقر مالی توانایی پرداخت مالیات را نداشتند، وی فردی را به عنوان فرماندار بلخ منصوب نمود و او را مامور جمع آوری مالیات کرد فرماندار از خود اراده ای نداشت و وقتی به بلخ رسید فرمانی صادر کرد که من از طرف خلیفه  آمده ام هر کس مالیات خود را نپردازد به عقوبت دچار می شود  اعلام این خبر در میان مردم سر و صدا بر پا کرد وشهر دچار آشوب شد ، مردم شهر پس از مشورت باهم تصمیم گرفتند که سراغ همسر فرماندار بروند تا شاید گشایشی شود.
عده ی زیادی از زنان وبچه ها با حال آشفته به نزد همسر فرماندار رفتند واظهار ناراحتی کردند و حوایج خود را بیان نمودند و وضع رقت بار بچه های کوچک وزن های بی سرپرست تاثیر بسزایی در روحیه آن زن با ایمان ایجاد کرد.
زن با ایمان با دیدن این منظره پیراهن مرصع به جواهرات که ارزش زیادی داشت ، و برای بعضی از مجالس عروسی تهیه شده بود به شوهر خود داد وبه جای مالیات مردم بلخ به نزد خلیفه فرستاد .
فرماندار پیراهن همسر خود را به نزد خلیفه برد، وخلیفه با اطلاع از این جریان مالیات را بر مردم شهر بلخ بخشید ودستورداد برای همیشه از مردم بلخ مالیات نگیرند و پیراهن را به آن زن بر گردانند .
فرماندار پیراهن را به بلخ بر گرداند و گفت: خلیفه به همت شما احترام گذاشت وبرای همیشه از مالیات مردم بلخ گذشت کرد. همسر فرماندار بلخ پرسید :آیا خلیفه  به این پیراهن نگاه کردیا نه ؟ فرماندار جواب داد: بلی.
زن گفت: پیراهنی که نظر نامحرم برآن افتاده باشد را نمی پوشم . آن را بفروشید تا در بلخ مسجدی بنا کنند، مسجد کنونی بلخ از فروش همان پیراهن است . آری این گونه زنان عفیفه و پاکدامن در طول تاریخ کم نیستند.(1)

پی نوشت :
1. رساله حقوق امام سجاد شرح نراقی

منبع : iranema.ir

 

شماره مطلب :85230       تاریخ انتشار: 7/4/1393      تعداد بازدید:  426 مرتبه

چاپ متن


نظرات کاربران :

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پرتال تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.

 - نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
 - نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
 - نظراتی که شامل سئوال شرعی یا نتایج مسابقات باشد منتشر نخواهد شد. ( از فرم تماس با ما استفاده فرمایید)
 - نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
 - متن نظر شما می بایست حداکثر 700 کاراکتر باشد.

 
نام و نام خانوادگی : *
متن نظر : *  
کارکتر تايپ شده :  
       

پرتال اداری ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر شهرستان اصفهان

پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

طراحی سايت : اصفهان هاست

کليه حقوق اين سايت برای ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر شهرستان اصفهان محفوظ است