نقش‌های زنانه و نقش‌های مردانه پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

پيوندها  پيوندها   مسابقات  مسابقات   اخبار  اخبار   معرفي کتاب  معرفي کتاب   معرفي نرم افزار  معرفي نرم افزار   ثبت نرم افزار  ثبت نرم افزار   محصولات  محصولات   تلفن همراه  تلفن همراه   صوت و فيلم  صوت و فيلم   نگارخانه  نگارخانه   پرسمان   پرسمان   احاديث  احاديث   داستان  داستان   احکام  احکام   مقالات  مقالات  

  صفحه اول
  پيامک
   ويژه نامه ››
   گفتگو و تحليل ››
   گلبانگ اذان
   بازي آنلاين
   تماس با ما
   درباره ما
   جستجو
   بايگاني









     شمسی

               

  مسیر جاری : مقالات  عفاف و حجاب  ساير مقالات
نقش‌های زنانه و نقش‌های مردانه

چه بپذیریم و چه نپذیریم، مقولۀ اشتغال زنان در جامعۀ امروز از دیدگاه بسیاری از کارشناسان به مسأله یا بهتر بگوییم، به معضلی برای نظام اسلامی تبدیل شده است. گرایش بی‌رویۀ‌ زنان به بازار کار و و اصرار آنان به صِرف پذیرش نقش در جامعه به‌دلیل تغییرات هویتی و فرهنگی ایجاد‌شده ...


نویسنده : ابوالفضل اقبالی
چه بپذیریم و چه نپذیریم، مقولۀ اشتغال زنان در جامعۀ امروز از دیدگاه بسیاری از کارشناسان به مسأله یا بهتر بگوییم، به معضلی برای نظام اسلامی تبدیل شده است. گرایش بی‌رویۀ‌ زنان به بازار کار و و اصرار آنان به صِرف پذیرش نقش در جامعه به‌دلیل تغییرات هویتی و فرهنگی ایجاد‌شده در جامعۀ درحالِ گذار ایران، باعث طرح این پرسش می‌شود که واقعاً چگونه باید این پدیده را مدیریت کرد؟ نوشتار حاضر قصد دارد به‌منظور ارائۀ راهکار مدیریتی برای نظام اسلامی در موضوع اشتغال زنان، با تبیین نظام ارزشی حاکم بر نقش اجتماعی زنان در جامعۀ اسلامی، به تبیین نقش‌های زنانه و نقش‌های مردانه در جامعه بپردازد.               
چه بپذیریم و چه نپذیریم، مقولۀ اشتغال زنان در جامعۀ امروز از دیدگاه بسیاری از کارشناسان به مسأله یا بهتر بگوییم، به معضلی برای نظام اسلامی تبدیل شده است. گرایش بی‌رویۀ‌ زنان به بازار کار و و اصرار آنان به صِرف پذیرش نقش در جامعه به‌دلیل تغییرات هویتی و فرهنگی ایجاد‌شده در جامعۀ درحالِ گذار ایران، باعث طرح این پرسش می‌شود که واقعاً چگونه باید این پدیده را مدیریت کرد؟ نوشتار حاضر قصد دارد به‌منظور ارائۀ راهکار مدیریتی برای نظام اسلامی در موضوع اشتغال زنان، با تبیین نظام ارزشی حاکم بر نقش اجتماعی زنان در جامعۀ اسلامی، به تبیین نقش‌های زنانه و نقش‌های مردانه در جامعه بپردازد.
 
الف. نظام ارزشی حاکم بر نقش اجتماعی زنان
1. مطلوب‌نبودن اختلاط زن و مرد
از مهم‌ترین ارزش‌های اجتماعی دین مبین اسلام که ارتباط مستقیم با تبیین الگوی نقش اجتماعی زن دارد این است که در آموزه‌های اسلامی، اختلاط زن و مرد بسیار مذمت و نکوهش شده و فرد را از تعامل مرد و زن نامحرم به‌جز در ‌مواقع ضرورت، به‌شدت برحذر داشته‌ است. دین اسلام ازآنجاکه به‌دنبال جلوگیری از فساد و انحطاط اخلاقی جامعه است و ارتباط مرد و زن نامحرم را کاملاً مستعد به گناه کشیده‌شدن و عامل اصلی فساد اخلاقی می‌داند، تأکید فراوان دارد که مرد و زن نامحرم تاجایی‌که برایشان امکان دارد، از اختلاط و تعامل با یکدیگر بپرهیزند. البته باید به این نکته توجه کرد که از دیدگاه اسلام، ارتباط میان زن و مرد نامحرم به‌خودی‌خود ممنوعیتی ندارد؛ زیرا در جامعه‌ای که معمولاً نیمی از آن جنس مرد و نیم دیگر را جنس زن تشکیل می‌دهد، چاره‌ای جز ارتباط دو جنس مخالف با یکدیگر نیست و اگر اسلام به‌طورکلی مخالف تعامل زن و مرد بود، قاعدتاً دستورات و آموزه‌هایی چون رعایت حجاب در پوشش و عفاف در رفتار و گفتار برای زنان و نیز تأکید بر چشم‌پوشی مردان در مقابلِ زنان نامحرم، چندان موضوعیتی پیدا نمی‌کرد.
وجود این دستورات نشان‌دهندۀ این است که نفس ارتباط و تعامل زن و مرد ازنظر اسلام ممنوع نبوده و فقط مقیّد به شروط و ملاحظاتی است. با وجود همۀ این آموزه‌ها و توصیه‌ها در ارتباط با نامحرم که نشان می‌دهد اسلام با تعامل زن و مرد مخالفتی ندارد؛ از مجموعۀ روایات و سیرۀ معصومین(علیه السلام) و نیز تجربه‌های تاریخی جوامع اسلامی این‌گونه برداشت می‌شود که اختلاط بدون دلیل و بیش از حد ضرورت میان مرد و زن نامحرم خواه‌ناخواه زمینه‌های فساد اخلاقی را فراهم می‌آورد و ما نیز بر این نکته تأکید داریم. به‌عبارت‌دیگر، با وجود دستورالعمل‌هایی که در اسلام درزمینۀ ایمن‌سازی ارتباط با نامحرم برای زنان و مردان وجود دارد، مسیر صحیح جلوگیری از فساد و زوال اخلاقی زن و مرد، کاستن از ارتباطات خارج از ضرورت و ممانعت از اختلاط بدون دلیل و چارچوب میان آنان است. علاوه‌بر آیۀ ۲۵ سورۀ مبارکۀ نساء، در روایات بسیاری نیز بر این مهم تأکید ‌شده است. (1)
در باب آسیب‌های اجتماعی و اخلاقی ناشی از اختلاط بی‌حد‌وحصر و آزادی بی‌قید تعاملات میان زن و مرد سخن بسیار می‌توان گفت؛ اما نوشتار حاضر مجال آن را ندارد و مراجعه به آمارهای جرائم و آسیب‌های اجتماعی و زوال اخلاقی در کشورهای غربی که محدودیتی در ارتباط بین زن و مرد ندارند، مفید خواهد بود (2)
 
2. عزت و احترام زن
از دیگر اصول و ارزش‌هایی که دیدگاه اسلام بر روی آن به‌شدت پافشاری و تأکید کرده است، حرمت و شأن زن مؤمن و مسلمان به‌خصوص در برابر مردان نامحرم است. اسلام دو جنس زن و مرد را در گوهر انسانى و شرافت، يكى مى‌داند و از اين لحاظ، تفاوتى بين ايشان قائل نيست. قرآن تمام انسان‌ها را بدون در‌نظر‌گرفتن جنسيت و نژاد و... داراى كرامت مى‌داند (3). اشاره به اين اصل، مهم و اساسى است؛ اما در اين ميان، اكرام و احترام به زن جايگاه خاص و ممتازى دارد. دین اسلام برای زنان مسلمان و مؤمن در برابر مردان نامحرم عزت و احترامی بسیار قائل است و بسیاری از آموزه‌های دینی مردان را به حفظ حرمت زنان مسلمان و رعایت شأن و عزت آنان و مراقبت بر رفتار و گفتار خود در برابر آنان امر و توصیه و تأکید می‌کند. خداوند در قرآن خطاب به مردان می‌فرماید:
«و عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ؛ و با آن‌ها (زنانتان) به شایستگى رفتار كنید» (4)؛
«...لاتَضارُوهُنَّ لِتَضیقُوا عَلیهِنَّ...؛ هرگز بر زنانتان ضرر وارد نسازید و آنان را در ضیق و فشار قرار ندهید» (5)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: «ما اَکْرَمَ النِساءَ اِلاّ کَریِم وَ لا اَهانَهُنَّ اِلاّلَئیم؛ کسى‌که بهره‌اى از کرامت برده باشد، زنان را احترام و اکرام مى‌کند و به زنان، اهانت نمى‌کند مگر انسانِ پست» (6)
و نیز موارد بسیار دیگری که احترام به زنان و دختران را تأکید می‌کند. (7).
«تكبر در اسلام صفت مذمومی به‌شمار می‌رود؛ اما در فرهنگ اسلام زن باید در برابر مرد نامحرم متكبر باشد و از خضوع و كرنش دوری جوید، زیرا این امر كرامت زن را تضمین می‌كند»(8)
 
3. محوریت زن در خانواده
اصل دیگری که از آموزه‌های اسلامی می‌توان برداشت کرد و شارع مقدس بر آن تأکید بسیاری داشته این است که خانواده در جامعۀ اسلامی مبتنی‌بر محور زن است. خانواده در هر جامعه‌ای شامل افراد مشخصی است که به‌عنوان فعالان این اجتماع کوچک یا نهاد اجتماعی مطرح هستند. در این نهاد، هرکدام از افراد وظایف خانوادگی و اعمال مربوط به خود که مطابق با موقعیت آن‌ها می‌باشد را بر‌عهده دارند؛ ضمن اینکه در بسیاری از موضوعات زندگی با یکدیگر وجه مشترک دارند. در دین مبین اسلام برداشت کلی از مجموع روایات و سیرۀ اهل‌بیت(علیه السلام) بر این است که امور داخل خانه و روشن‌نگه‌داشتن چراغ خانواده بر‌عهدۀ زن خانه است و هیچ موضوعی برای زنان ارزشمندتر و مهم‌تر از حفظ و نگهداری نهاد خانواده شمرده نشده است. اگرچه حضور اجتماعی زنان و اشتغال آنان به فعالیت در عرصۀ عمومی در دین اسلام مجاز شمرده شده است؛ اما باید توجه کرد که جواز عملی به‌معنای اولویت آن عمل نیست. یعنی خیلی از رفتارها و تصمیم‌ها در زندگی افراد وجود دارند که هیچ دلیلی مبنی‌بر حرمت یا ممنوعیت آن‌ها وجود ندارد و فرد مجاز به انتخاب هریک از آن‌هاست؛ اما از دیگر سو، این مجوز نمی‌تواند علت و دلیلی برای ارجحیت آن عمل یا تصمیم در زندگی فرد باشد و مقولاتی همچون علایق، ارزش‌ها، مصالح، توانایی و استعداد و مفاهیمی از این قبیل در تعیین اولویت و رجحان این موضوعات مجاز دخالت مؤثر دارند. مقولۀ حضور زن در عرصۀ عمومی نیز از این قبیل احکام است. خداوند در دین اسلام هیچ مانع و حرمتی برای صِرف فعالیت اجتماعی و اشتغال زن در‌نظر نگرفته است؛ اما باعنایت‌به موضوعات متعددی که بیان شد، توصیه‌های بسیاری در دین مبین اسلام به چشم می‌خورد که زن را درون خانه و مدیریت عرصۀ خصوصی زندگی خانوادگی بیشتر می‌پسندد.
در بیان این حقیقت که زن محور خانواده بوده و اولویت اسلام برای زنان رسیدگی به امور خانه و خانواده و گرم و شاداب نگه‌داشتن کانون این نهاد مقدس است، احادیث و روایات بسیاری در کتب روایی شیعه وجود دارند (9). علاوه‌بر آن از اینکه مرد در آیات قرآن سرپرست خانواده تلقی‌شده و وظیفۀ تأمین مخارج خانواده برعهدۀ وی گذارده شده است و زنان در این زمینه هیچ‌گونه وظیفه و تکلیفی ندارند، معلوم می‌شود که اسلام ترجیحی برای اشتغال زنان در خارج از منزل ندارد و مصلحت را در این دیده که زنان به تدبیر عرصۀ خصوصی بپردازند.
 
4. تأکید بر مربی‌بودن زن
از دیگر اصولی که دین اسلام در دیدگاه اجتماعی و به‌خصوص در ارتباط با نقش زن در خانواده و اجتماع توجه فراوانی به آن کرده، توجه‌کردن بر نقش تربیتی زن باتکیه‌بر اختصاصات و ویژگی‌های جسمی و بُعد روحی و عاطفی وی چه درون خانه و با فرزند و همسر و چه در محیط اجتماع است. بُعد جسمانی و قابلیت‌های بدن زن در وابستگی کودک به وی برای ادامۀ حیات و بُعد عاطفی و احساسی او برای ارضای نیاز روحی و معنوی فرزند و شوهر از اختصاصات ویژۀ زنان برای مربی‌بودن آنان است. به‌عبارت‌دیگر، زنان با‌توجه‌به استعدادها و ویژگی‌های طبیعی خود در زمینۀ احساسات قوی و هوش عاطفی مناسب‌ترین گزینه برای پرداختن به موضوعات تربیتی و انسان‌ساز هستند.
حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه) در ارتباط با نقش تربیتی زن می‌فرمایند: «زن، انسانی بزرگ و مربی جامعه است. اوست که با تربیت صحیح خود، انسان درست می‌کند و کشور را آباد می‌نماید» (10) و نیز می‌فرمایند: «نقش زنان در عالم از ویژگی‌های خاصی برخوردار است. صلاح و فساد یک جامعه از صلاح و فساد زنان در آن جامعه سرچشمه می‌گیرد. زن یکتا موجودی است که می‌تواند از دامن خود افرادی به جامعه تحویل دهد که از برکتش یک جامعه، بلکه جامعه‌ها به ارزش‌های والای انسانی کشیده شوند» (11)
«دامن مادر بزرگ‌ترین مدرسه‌ای است که بچه در آنجا تربیت می‌شود. آنچه بچه از مادر می‌شنود، غیر از آن چیزی است که از معلم می‌شنود. بچه از مادر بهتر از معلم می‌شنود. در دامن مادر بهتر تربیت می‌شود تا در جوار پدر، تا در جوار معلم» (12)
 
ب. موضوع اشتغال زنان و تفکیک جنسیتی نقش‌ها
از نقش‌هایی که دین مبین اسلام برای زنان در جامعه مجاز شمرده است، فعالیت اقتصادی و برخورداری از شغل درآمدزا در جامعه است؛ البته عهده‌دار‌شدن این نقش برای زنان جنبۀ‌ وظیفه و فریضه ندارد و واجب‌بودن این موضوع برای مردان متصور‌ شده و تلاش مرد برای تأمین هزینه‌های خانواده در روایات همچون جهاد فی سبیل‌الله تلقی ‌شده است (13) و سستی در این موضوع به‌شدت مذموم است (14)
با‌عنایت‌به آیات مبارکۀ قرآن (15) و احادیث و روایات فراوان و متعدد (16) که بر جواز اشتغال برای زنان دلالت دارند و نیز گزارش‌های تاریخی از سیرۀ زنان اهل‌بیت(علیه السلام) و زنان صحابه که به اشتغال و کسب درآمد می‌پرداختند و پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله و سلم) نیز مخالفتی با آن نداشتند (17) و نیز نظرات بزرگان و اندیشمندان دینی و کارشناسان این عرصه (18) مبیّن این حقیقت است که اشتغال زنان موضوعی صرفاً مجاز و منوط به تمایل زن البته با اجازه و صلاح‌دید همسرش است (19)
جواز اشتغال زنان مانند تحصیل و علم‌آموزی آنان به معنای بی‌قید‌بودن آن و جایز‌شمردن ورود زنان به هر نوع شغل و فعالیتی در جامعه نبوده و دارای ملاحظاتی است که به‌نظر می‌رسد بررسی و تحلیل آن‌ها در تبیین دقیق‌تر الگوی نقش اجتماعی زنان کمک شایانی خواهد کرد.
از مهم‌ترین ملاحظاتی که در باب اشتغال زنان وجود دارد، مقولۀ نقش‌های زنانه و نقش‌های مردانه در جامعه است. نقش‌های زنانه و مردانه با‌توجه‌به موارد زیر تعیین می‌شوند:
۱. در دیدگاه اسلامی با نظر به محدودیت‌هایی که برای ورود مردان به بعضی عرصه‌ها وجود دارد، نقش‌هایی وجود دارند که حضور زنان در آن‌ها هم به‌لحاظ عرفی و شرعی پذیرفتنی‌تر و هم بازدهی زنان در آن عرصه‌ها بیشتر است. نقش‌هایی که هم موضوع زنانه داشته و هم برای زنان صورت می‌گیرد که نیازمند فاعلی زنانه نیز هستند، مشاغلی ازقبیل پزشک زنان، آرایشگری زنان، آموزش زنان، خدمات به زنان و... .
۲. شرایط و استعدادهای ویژۀ زنان که به‌صورت ذاتی با مردان تفاوت‌های اساسی دارند، آنان را مهیای پذیرش نقش‌هایی خاص کرده که ترجیح و تأکید دین اسلام را نیز به‌همراه دارند، مانند مشاغلی همچون معلمی، مربی‌گری، مشاوره، مددکاری، بافندگی، نقش هنری و... که در روایات نیز این‌گونه تقسیم کار و تفکیک جنسیتی نقش‌ها به چشم می‌خورد (20)
۳. با‌توجه‌به شرایط خاص جسمانی زن که دین اسلام او را با عبارتی نظیر ریحانه (21) خطاب می‌کند، پذیرش بعضی از نقش‌ها و فعالیت‌های اجتماعی به‌عنوان شغل برای وی کاری سخت و طاقت‌فرسا بوده و با ویژگی‌های وی سازگاری ندارند، مانند مشاغلی چون فعالیت در معدن، بنّایی، کارگری در شرایط سخت، رانندگی و مسافرکشی، شوفری، آهنگری و... .
۴. در اسلام با‌عنایت‌به ارزش‌هایی که بر مقولۀ نقش زنان در جامعه حاکم است ازجمله تکبر و عزت و احترام زن در مقابل نامحرم (22) باعث می‌شود که بعضی از مشاغل برای زنان مطابق با شأن آنان تلقی نشود؛ مانند مشاغلی چون منشی‌گری یا مستخدم‌بودن زنان. همان‌طورکه رهبر عزیز انقلاب که سخنان ایشان، منشور اجتماعی و فرهنگی و سیاسی زنان جامعه است، می‌فرمایند: «تکبر برای زن‌ها در مقابل مرد بیگانه ممدوح است. این حالت در بعضی از مشاغل به‌کلی از بین می‌رود؛ مثل منشی‌گری و مستخدم‌بودن زن» (23)
 
ج. دو نکتۀ بسیار مهم:
1. تزاحم اشتغال زنان با وظایف خانوادگی
نکتۀ بسیار مهمی که در باب اشتغال زنان در خارج از خانه وجود دارد، تزاحم آن با رسیدگی به وظایف و نقش‌های خانوادگی مانند همسری و مادری است. حضور زنان در عرصه‌های شغلی جامعه مساوی با صَرف زمان و انرژی آن‌هاست. این فرسوده‌شدن بخش درخور توجهی از زمان و نیروی آن‌ها، خودبه‌خود باعث کم‌شدن شادابی و نشاط لازم آنان برای حضور در خانه و ایفای نقش‌های مادری و همسری خود می‌شود و به نوبۀ خود می‌تواند آنان را تحت‌الشعاع قرار داده و از کیفیت پرداختن به آن‌ها بکاهد (24)
 
2. مطلوب‌نبودن اشتغال زنان با ذائقۀ مردان
از دیگر ملاحظات مربوط به‌بحث اشتغال زنان این است که مردان عموماً با اشتغال همسرانشان و دخالت آنان در تأمین مخارج زندگی سازگاری ندارند و همواره دوست دارند که خود تأمین‌کنندۀ نیازهای همسر و مخارج زندگی باشند و همسرشان صرفاً به امور مربوط به خانواده بپردازد. جسی برنارد می‌نویسد:
«پشتکار و تکاپوی زیاد که ‌به موفقیت منجر خواهد شد و ویژگی‌هایی که برای به دست‌آوردن شغل پردرآمد در جامعه‌مان ضروری است، دقیقاً آن چیزی است که اکثر مردان نمی‌خواهند در زنان وجود داشته باشد. امروز مردان حرفه‌ای و متخصص آینده، آنانی که حداقل در مدارس هستند، هنوز به‌دنبال مادرانی برای اولاد خود هستند. آنان به‌دنبال زنان متخصصی نیستند که بتوانند در دنیا به اندازۀ همان پیشرفت و استقلال آن‌ها کار کنند» (25)
 
د. راهکارهای مدیریتی:
در پایان این نوشتار، درصدد پیشنهاد راهکارهایی هستیم که از‌یک‌سو، زنان را به ایفای نقش‌های اجتماعی و اقتصادی، متناسب با ویژگی‌ها و مسئولیت‌های زنانه فراخواند و از‌سوی دیگر، کاهش فشار‌های جسمی و روانی و افزایش حس هم‌بستگی خانوادگی و اجتماعی را در‌پی داشته باشد؛ اما به‌دلیل جلوگیری از اطالۀ کلام، پیشنهادها به‌صورت فهرست‌وار بیان می‌شود.
۱. بازنگری در الگو‌ها و شاخص‌های توسعه؛
۲. اصلاح نگرش‌ها به خانواده؛
۳. اصلاح الگوهای سبک زندگی؛
۴. مدیریت منابع انسانی؛
۵. اصلاح نظام تأمین اجتماعی؛
۶. اصلاح نظام پولی؛
۷. اولویت اشتغال سرپرست خانوار؛
۸. ایجاد امنیت در محیط‌های کار؛
۹. توسعۀ مشاغل خانگی و انعطاف‌پذیر؛
۱۰. توسعۀ مشاغل نیمه‌وقت و دوره‌ای؛
۱۱. نظارت ویژه بر بازار کار زنان؛
۱۲. اصلاح مقررات ساعت کار زنان در شب؛
۱۳. مهارت‌افزایی به اعضای خانواده؛
۱۴. مهارت‌افزایی زنان شاغل.
 
منابع
قرآن کریم.
پایدار، ابوالقاسم(۱۳۷۶)؛ نهج‌الفصاحه، تهران: جاویدان.
تمیمی، عبدالواحد‌بن‌محمد(۱۳۶۶)؛ غررالحکم و دررالکلم، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزۀ علمیه.
حرانی، حسن‌بن‌شعبه(۱۴۰۴ق)؛ تحف‌العقول، قم: جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم.
حر عاملى، محمد‌بن‌حسن(۱۴۱۶ق)؛ وسايل الشيعه الى تفاصيل مسائل الشريعه، قم: مؤسسۀ آل‌‌البيت لاحياء التراث.
خمینی، سیدروح‌الله(۱۳۶۸)؛ صحیفۀ نور، تهران: دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت امام.
داولینگ، کولت(۱۳۸۵)؛ عقدۀ سیندرلا، تهران: روشنگران و مطالعات زنان.
سجستانی، سلیمان‌بن‌اشعث(۱۳۷۳)؛ سنن ابی‌داوود، قم: دارالاحیاء السنه النبویه.
سیدرضی، محمد‌بن‌حسین(۱۳۸۰)؛ نهج‌‌البلاغه، ترجمۀ سید‌جعفر شهیدی، تهران: علمی فرهنگی.
صدوق، محمد‌‌بن‌‌علی(۱۴۱۳ق)؛ من لایحضره الفقیه، قم: جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم.
طباطبایی، سیدمحمدحسین(۱۳۷۰)؛ المیزان فی التفسیر القرآن، تهران: بنياد علمى علامه طباطبايى.
طباطبایی یزدی، سیدکاظم(۱۳۳۷ق)؛ عروة الوثقی، قم: مؤسسۀ نشر اسلامى.
طبرسى، حسن‌‌بن‌فضل(۱۴۰۸ق)؛ مكارم الاخلاق، بيروت: دارالحوراء.
کراجکي، ابوالفتح(۱۴۱۰ق)؛ کنزالفوائد، قم: مکتب المصطفوي.
كلينى، محمد‌بن‌يعقوب(۱۳۶۵)؛ الكافى، تهران: دارالكتب الاسلامية.
كلينى، محمد‌بن‌يعقوب(۱۳۶۵)؛ فروع كافى، تهران: دارالكتب الاسلامية.
مجلسي، محمدباقر(۱۴۰۴ق)؛ بحارالانوار، بیروت: مؤسسة الوفاء.
محمدی ری‌شهری، محمد(۱۳۸۶)؛ میزان‌الحکمه، قم: دارالحدیث.
ملا‌احمد، هما(۱۳۸۰)؛ «بررسی پیامد اشتغال برای زنان شاغل و فرزند اول آن‌ها»، پایان‌نامۀ کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی، دانشگاه شیراز.
نوري طبرسي، حسين‌بن‌محمدتقی(۱۴۰۱ق)؛ مستدرک‌الوسايل و مستنبط المسايل، قم: مؤسسۀ آل‌‌البيت لاحياء التراث.
 
پی نوشت ها:
1) وسائل‌الشیعه: ج۲۰: ۱۹۷و۱۹۸؛ الکافی: ج۵: ۵۱۸؛ فروع کافی: ج۵: ۵۳۶؛ نهج‌البلاغه، نامۀ۳۱؛ عروة‌الوثقى: ۶۰۷؛ تحف‌العقول: ۲۵؛ سنن ابى‌داود: ج۲: ۶۵۸
2) ر.ک: سازمان عفو بین‌الملل، ۲۰۰۹
3) اسراء،۷۰
4) نساء، ۱۹
5) طلاق، ۵
6) کنز‌العمال، ج۱۶: ۳۷۱؛ نهج‌الفصاحه: ح۱۵۲۰
7) وسائل‌الشیعه: ج۲۱: ۳۶۲و۳۶۵؛ مستدرک‌الوسائل، ج۱۵: ۱۱۸؛ الكافي، ج۶: ۴؛ بحارالانوار، ج۶۸: ۳۸۹
8) مقام معظم رهبری،۷۱/۹/۲۵
9) بحارالانوار، ج۴۳: ۹۲؛ نوادر راوندى: ۱۴
10) صحیفۀ نور، ج۶: ۱۸۷
11) همان، ج۱۶: ۱۲۵
12) همان، ج۱۶: ۱۵۴
13) الکافی، ج۵: ۸۸
14) وسائل الشیعه، ج۱۲: ۳۸‌؛ بحار‌الانوار، ج۸: ۱۱۱؛ من لایحضره الفقیه، ج۳: ۱۶۹؛ فروع کافى، ج۵: ۸۶؛ میزان‌الحکمه، ج۱۱: ۵۱۸
15) بقره، ۲۳۴‌؛ نساء، ۳۲‌؛ قصص، ۲۳
16) بحارالانوار، ج۹: ۱۰۰؛ وسائل‌الشیعه، ج۱۲: ۴۹؛ مستدرک‌الوسائل، ج۱۳: ۱۲
17) وسائل‌الشیعه، ج۲۲: ۲۴۶‌؛ بحارالانوار، ج۴۷: ۴۹
18) صحیفۀ نور، ج۷: ۳۳۹؛ مقام معظم رهبری ۲۰ /۱۲/۱۳۷۵‌؛ علامه طباطبایی،۱۳۷۰: ۳۸۲
19) قانون مدنی، مادۀ ۱۱۱۷
20) بحار‌الانوار، ج۱۰۳: ۲۵۸
21) وسائل‌الشیعه، ج۲۰: ۱۶۸؛ بحارالانوار، ج۷۴: ۲۳۵؛ مستدرک‌الوسائل، ج۱۴: ۲۵۱؛ الکافی، ج۵: ۵۱۰؛ من لایحضره الفقیه، ج۳: ۵۵۶‌؛ نهج‌البلاغه، نامۀ۳۱؛ غررالحکم، ۴۰۸؛ تحف‌العقول: ۸۵؛ مکارم‌الاخلاق، ۲۱۸؛ کنزالفوائد، ج۱: ۳۷۶
22) احزاب، ۳۲؛ نهج‌البلاغه، حکمت۲۳۴
23) مقام معظم رهبری،۱۳/۱۲/۸۴
24) ملااحمد، ۱۳۸۰: ۱۴۶
25) داولینگ، ۱۳۸۸: ۲۵۵
 
منبع: matnezendegi.ir 
 

شماره مطلب :85236       تاریخ انتشار: 9/4/1393      تعداد بازدید:  230 مرتبه

چاپ متن


نظرات کاربران :

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پرتال تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.

 - نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
 - نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
 - نظراتی که شامل سئوال شرعی یا نتایج مسابقات باشد منتشر نخواهد شد. ( از فرم تماس با ما استفاده فرمایید)
 - نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
 - متن نظر شما می بایست حداکثر 700 کاراکتر باشد.

 
نام و نام خانوادگی : *
متن نظر : *  
کارکتر تايپ شده :  
       

پرتال اداری ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر شهرستان اصفهان

پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

طراحی سايت : اصفهان هاست

کليه حقوق اين سايت برای ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر شهرستان اصفهان محفوظ است