بررسي رابطه حجاب با سلامت رواني زنان پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

پيوندها  پيوندها   مسابقات  مسابقات   اخبار  اخبار   معرفي کتاب  معرفي کتاب   معرفي نرم افزار  معرفي نرم افزار   ثبت نرم افزار  ثبت نرم افزار   محصولات  محصولات   تلفن همراه  تلفن همراه   صوت و فيلم  صوت و فيلم   نگارخانه  نگارخانه   پرسمان   پرسمان   احاديث  احاديث   داستان  داستان   احکام  احکام   مقالات  مقالات  

  صفحه اول
  پيامک
   ويژه نامه ››
   گفتگو و تحليل ››
   گلبانگ اذان
   بازي آنلاين
   تماس با ما
   درباره ما
   جستجو
   بايگاني









     شمسی

               

  مسیر جاری : مقالات  عفاف و حجاب  حجاب و فرد
بررسي رابطه حجاب با سلامت رواني زنان

شکي نيست که حجاب و پوشش تأثير زيادي بر روح و روان زن دارد. عفاف و پوشيدگي براي زن همچون سد و حفاظي است که در سايه آن از هر ذلّت و تحقيري در امان مي ماند. در يک بررسي ساده مي توان به طور جزئي تر به آثار حجاب در سلامت رواني زن پي برد.


شکي نيست که حجاب و پوشش تأثير زيادي بر روح و روان زن دارد. عفاف و پوشيدگي براي زن همچون سد و حفاظي است که در سايه آن از هر ذلّت و تحقيري در امان مي ماند.
در يک بررسي ساده مي توان به طور جزئي تر به آثار حجاب در سلامت رواني زن پي برد. در اين جا به بعضي از آثاري که حجاب در سلامتي و آرامش رواني زنان دارد، اشاره مي کنيم.
 
1-امنيت
اگر انسان ها در زندگي روزمرّه خود و در کوچه و خيابان، محل کار، تحصيل و حتي داخل منزل احساس امنيت نکنند و دائما در ترس و دلهره باشند، به تدريج دچار اضطراب مي شوند. در اين ميان زنان به دليل ويژگي هاي شخصيتي و موقعيت اجتماعي شان، آسيب پذيري بيشتري دارند و طبعا نياز بيشتري به امنيت دارند.
زيرا در بين جوامع بشري هميشه مرداني وجود دارند که به جهت نداشتن تربيت صحيح انساني، به دنبال فرصتي هستند تا زنان را مورد سوء استفاده هاي جنسي قرار دهند و يا حداقل مرداني که زمينه هاي انحرافي در آنها وجود دارد، و به تعبير قرآن «فِي قَلْبِهِ مَرَض» (1) يعني بيمار دل هستند، با ديدن کوچک ترين محرّک جنسي، عنان اختيار را از کف داده و نسبت به زنان بي حرمتي روا مي دارند.
در تفسير علي بن ابراهيم قمي (2) آمده است: زنان مسلمان به مسجد مي رفتند و نماز جماعت را با پيامبر مي خواندند. هنگامي که ايشان براي خواندن نماز صبح و يا مغرب و عشا از خانه بيرون مي رفتند، جوان ها بر سر راهشان مي نشستند و به تعرّض و آزار آنان مي پرداختند. در اين زمان آيه 59 سوره احزاب نازل گرديد و بر پوشش زنان به عنوان حفاظ در مقابل آزار و اذيت ديگران تأکيد کرد.
 
2-ارزشمند شدن زن
يکي ديگر از ثمرات حجاب براي زن، گران بهاتر شدن او براي مرد و در نتيجه، به وجود آمدن عشق است که لذّت بخش ترين عواطف انساني است. نياز به دوست داشن و محبوب ديگران واقع شدن، همچنان که «مزلو» روانشناس غربي در سلسله مراتب خود به آن اشاره کرده، يکي از نيازهاي مهم هر انسان است. ميزان اين نياز در زنان بيش از مردان است؛ زيرا موجوديت رواني و شخصيتي زن به اين است که مورد توجّه و محبت ديگران، به ويژه نزديکانش مثل پدر، مادر، شوهر و فرزندان واقع شود، به طوري که اگر اين جايگاه را نداشته باشد اميد خود را در زندگي از دست مي دهد؛ به عبارت ديگر، شکست در عشق، شکست در همه چيز اوست.
«ويل دورانت» نياز اصلي زن در زندگي زناشويي را، مورد محبت و توجه مرد واقع شدن مي داند و در اين باره مي نويسد: «زن وقتي زنده است که معشوق باشد و توجه به او مايه حيات اوست» و در جاي ديگر مي نويسد: «مي گويند زنان بيشتر به دنبال ستايش ها و تحسين هاي مطلق و مبهم مردانند و بيشتر مي خواهند که مردان به خواست آنها توجّه کنند و اين امر از ميل آنها به لذّت جنسي بيشتر است؛ در خيلي از موارد لذّت محبوب بودن آنان را بيشتر خرسند مي سازد.» (3).
در مقابل، اگر زنان مورد بي مهري و بي توجهي قرار گيرند و يا تحقير شوند، بيش از ديگران در معرض ناراحتي ها و مشکلات رواني قرار مي گيرند و سلامت رواني خود را از دست مي دهند. آنان زماني مي توانند اين نياز را در خود تأمين کنند که ارزش واقعي خود را به عنوان يک انسان از دست ندهند. مسئله مهم اين است که زن از چه راهي مي تواند ارزش واقعي خود را حفظ کند؟ اسلام و ساير اديان الهي بهترين عامل حفظ ارزش زن را «حجاب» مي دانند.
 
بي ترديد حجاب و خودداري هاي ظريفانه زن، او را در نظر مرد محبوب مي کند و مرد را آماده فداکاري و جان فشاني براي او مي کند. در واقع نقش مهم حجاب براي زن حفظ جايگاه معشوقيت اوست. اما اگر زن زيبايي هاي خود را در معرض نمايش قرار دهد، کم کم براي مردان عادي مي شود و به تدريج از ارزش او کاسته مي شود؛ ولي وقتي زن خود را مي پوشاند، نه تنها ارزش او کم نمي شود، بلکه براي مرد جذاب تر و رؤيايي تر جلوه مي کند. زيرا «حجب براي دختر همچون وسيله دفاعي است که به او اجازه مي دهد تا از ميان خواستگاران خود شايسته ترين آنان را برگزيند، يا خواستگار خود را ناچار سازد که پيش از دست يافتن بر وي به تهذيب خود بپردازد. موانعي که حجب و عفّت زنان در برابر شهوت مردان ايجاد کرده، خود عاملي است که عاطفه و عشق شاعرانه را پديد آورده و ارزش زن را در چشم مرد بالا برده است.» (4).
«سيمون دوبووار» دانشمند و حقوق دان معروف فرانسوي مي گويد: «دختران جوان دوست دارند، مردانْ خودِ آنها را بخواهند، نه برقراري رابطه جنسي با آنان را؛ فلذا نگاه هاي مردان در عين اينکه آنها را مي ستايد، آزار هم مي دهد. هوس مذکّر به همان اندازه که تحسين است، توهين است. دختران طبيعتا اگر احساس کنند مردان به بدن آنها نظر جنسي دارند، سعي مي کنند خود را بپوشانند. شرم و حيا از همين جا معلوم مي شود.» (5).
 
3-تعديل غريزه خودنمايي و تبرّج
پوشش و حجاب به دليل اينکه نقش اساسي در متعادل کردن غريزه خودنمايي و تبرج زن دارد، عامل مهمي براي جلوگيري از بخش بزرگي از اضطراب ها و دغدغه هاي فکري زن محسوب مي شود، زيرا آزادي زن در خودآرايي و به نمايش گذاردن جلوه هاي زنانه در جامعه، باعث افراط در تجمّل و توجّه به زيبايي هاي ظاهري مي شود، که اين توجه افراطي مي تواند سبب بروز اختلال هاي رواني در زن شود. توضيح اين که وقتي زن مکشوف و آرايش کرده در بين مردان ظاهر مي شود، طبعا عده اي خوششان مي آيد و او را مورد تحسين و تکريم (ظاهري) قرار مي دهند. به همين جهت دائما سعي مي کند وضع ظاهري خود را طوري قرار دهد که بيشتر مورد پسند آنها واقع شود. معمولاً اين گونه زنان و دختران براي اينکه زيباتر شوند، هر روز وقت زيادي را صرف آرايش و تقليد از مدهاي جديد مي نمايند. اين روند مي تواند ناراحتي هاي رواني زيادي را براي آنان ايجاد کند و به دليل اينکه هميشه کارها به دلخواه پيش نمي رود، باعث بروز نگراني هايي براي آنها مي شود. بطور مثال اين تصوّر، که آيا با صرف اين همه وقت و هزينه مالي توانسته اند جلب نظر ديگران بکنند و مورد پسند آنان شوند يا برعکس، مورد تمسخر و تحقير آنانند، مي تواند دائما ذهن آنها را به خود مشغول کند و آنها را به موجوداتي نگران تبديل نمايد. دليل ديگري که مي تواند بر نگراني آنها بيفزايد اين تصور است که هر لحظه ممکن است رقيبي زيباتر از راه برسد و شکار آنها را بربايد؛ و بالاخره دليل سومي که باعث ناراحتي و استرس براي آنها مي شود اين است که مي بينند به مرور زمان از زيبايي هايشان کاسته مي شود و زنان جوان تر و زيباتر جاي آنها را مي گيرند و نقش آنها را در ربودن دل ها کم تر مي کنند. خصوصا وقتي مشاهده مي کنند همان مرداني که چندي پيش خريدار کرشمه هايشان بودند، ديگر حاضر نيستند با آنها مراوده داشته باشند و بهاي چنداني به آنها نمي دهند، اينجاست که دچار افسردگي و اضطراب مي شوند و حتي گاه ديده شده که دست به انتحار مي زنند.
اين در حالي است که رعايت حجاب سبب افزايش جذابيت و زيبايي زن مي شود. در روايتي از امام علي (عليه السلام) رسيده که فرمودند: «زَکاةُ الْجَمالِ اَلْعِفافُ» (6).
عفت و حجاب سبب افزايش و رشد زيبايي مي شود. و نيز در روايت ديگر مي فرمايد: «صِيانَهُ الْمَرْأةِ اَنْعَمُ لِحالِها (اَدْوَمُ) لِجَمالِها»؛ پوشش و حجاب به روح و روان زن بيش از هر چيز ديگر سلامتي مي بخشد و سبب دوام زيبايي او مي شود (7).
 
4-محافظت از عواطف انساني زن
يکي از تفاوت هاي آشکار بين زن و مرد تفاوت در ميزان عواطف و احساسات است. خداوند متعال احساسات و عواطف زن را قوي تر و متنوع تر از مرد قرار داده است. نقش اين عواطف در زندگي انسان بسيار مهمّ و حياتي است به طوري که بدون وجود آن، ادامه زندگي ناممکن مي شود. اين نقش مي تواند به دو جهت باشد: اول منبعي مهم و عاملي اصلي براي آرامش و سکون در زندگي زناشويي است، (8). و دوم مسئوليت مادري است که آفرينش بر عهده زن قرار داده است. اين مسئوليت استعداد مادري زماني مي تواند فعليّت پيدا کند که روح و روان زن سرشار از عاطفه باشد، تا با تربيت فرزندان، عواطف انساني را به آنها منتقل کند؛ عواطفي که جامعه انساني شديدا به آن نيازمند است و تمام مصائب و مشکلات دنياي کنوني بشريت از کمبود آن نشأت مي گيرد.
آنچه در اينجا توجّه به آن بسيار حائز هميّت است، اين است که چگونه بايد از اين منبع بسيار با ارزش حفاظت کرد و در رشد و گسترش آن کوشيد تا خرابي و فساد در آن راه نيابد و نسل بشري متضرّر نگردد؟ اسلام با واجب کردن حجاب، بهترين راه را براي حفظ و بقاء عواطف و احساسات با ارزش و انساني زن تعيين کرده است. عواطفي که اگر در زن نابود شود نه تنها هسته رواني زن را تهديد مي کند و او را دچار مشکلات رواني حادّ مي کند، بلکه جامعه انساني را نيز به نابودي مي کشاند.
 
5-پايبندي به اصول اخلاق انساني
يکي از ضروري ترين نيازهاي بشريت در رسيدن به سلامت رواني، اخلاق و پايبندي به اصول آن است. انسان زماني مي تواند به سلامت و آرامش رواني برسد که در سايه ايمان و اخلاق زندگي کند. شرط اصلي پايبندي به اخلاق، پرهيز از سقوط در پرتگاه شهوات حيواني است.
پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)، در حديثي بزرگ ترين زمينه سقوط اخلاق را افتادن مردان و زنان در دام شهوات جنسي مي داند. همچنين امام رضا (عليه السلام) وجود روابط آزاد بين زن و مرد را علت بسياري از جنايات و مفاسد اخلاقي معرفي مي کند.
بنابراين مي توان نتيجه گرفت، حفظ اخلاق و ايمان جوامع و برقراري صلح و صفا بستگي زيادي به حفظ حجاب و حريم زن و مرد دارد. اينجاست که ما مي توانيم به ارزش حجاب و پوشش زن پي ببريم و آن را به عنوان عاملي مهم در حفظ اخلاق و راهي براي رسيدن به سلامت رواني زنان و بالتبع ساير افراد محسوب کنيم. ولتر (به نقل از افکار جاويدان) درباره نقش زن در حفظ اخلاق مي گويد: وظيفه زنان تهذيب اخلاق مردان است. و نيز مي گويد: زن آفريده شد تا شيرازه سعادت و ارتقاء موجودات پيوسته بماند.
 
6-حفظ استواري خانواده
يکي ديگر از آثار و فوايد حجاب که در سلامت رواني زنان تأثير دارد، نقشي است که در پايبندي همسران به پيمان مقدّس ازدواج دارد. زيرا حجاب و پوشش باعث مي شود زن از نگاه هاي آلوده مردان هوس باز و گرفتار شدن به دام عشق هاي آزاد محفوظ بماند و به زندگي و خانواده خود وفادار باشد. از طرف ديگر شيوع بي حجابي و بي بندوباري، باعث مي شود شوهران به جاي توجّه و محبت به همسران شان، به دنبال لذّت جويي از زنان آرايش کرده کوچه و بازار باشند و زنان نيز از جلوه گري و طنّازي براي به دام انداختن مردان بيگانه، ابايي نداشته باشند و در نتيجه عشق و علاقه بين همسران از بين رفته و باعث فروپاشي خانواده شود.
آزاد شدن از قيد خانه و خانواده، به معناي از دست دادن آرامش و امنيت رواني است. خانه را مسکن گويند، زيرا محل سکونت و آرامش روحي براي انسان است. اگر زن اين جاي امن و سکون و محل شکوفايي استعدادها و نيروهاي دروني اش را از دست بدهد، آرامش و سلامت رواني خود را نيز از دست مي دهد. استرس ها و فشارهاي رواني که امروز دامن گير زنان غربي شده، به اين جهت است که بي بندوباري و داشتن روابط جنسي، سبب شده از زندگي در خانه بيزار شوند، وظيفه مادري خود را فراموش کنند و به جاي آن در قيد و بند رقابت هاي زندگي مدرن امروزي بيفتند و تمام ارزش هاي معنوي خود را فدا کنند.
شهيد مطهري نيز در اين باره مي گويد: «فلسفه پوشش و منع کاميابي جنسي از غير همسر مشروع، از نظر اجتماع خانوادگي اين است که همسر قانوني شخص، از لحاظ رواني، عامل خوشبخت کردن او به شمار مي رود؛ در حالي که در سيستم آزادي کاميابي، همسر قانوني از لحاظ رواني يک نفر رقيب و مزاحم و زندانبان به شمار مي رود و در نتيجه کانون خانوادگي بر اساس دشمني و نفرت پايه گذاري مي شود.»
لمبروزو، نيز مي گويد: «بارها ديده شده است در ممالکي که (زنها) بيشتر طنّازي و دلبري مي نمايند، مردها نسبت به آنها بدبين بوده و از قبول زناشويي سرپيچي مي کنند و بارها مشاهده شده است که حتي بعد از تشکيل خانواده در اثر آشنايي مردان با اين گونه زنان، نفاق و جدايي ميان همسرها توليد گشته است»
 
پی نوشت ها:
1- احزاب، 32
2- ج 2، ص 196
3- لذات فلسفه، ص 135 و ص 34
4- تاريخ تمدن، ج 1، ص 60
5- جنس دوم، ص 56
6- مستدرک الوسائل، ج 7، ص 46
7- همان، ج 14، ص 255
8- ر.ک: روم /21
 
گردآورنده:ستوان يكم كبري زماني _ كارشناس اجتماعي فرماندهي انتظامي شهرستان اصفهان
منبع: news.police.ir
 

شماره مطلب :85289       تاریخ انتشار: 24/4/1393      تعداد بازدید:  270 مرتبه

چاپ متن


نظرات کاربران :

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پرتال تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.

 - نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
 - نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
 - نظراتی که شامل سئوال شرعی یا نتایج مسابقات باشد منتشر نخواهد شد. ( از فرم تماس با ما استفاده فرمایید)
 - نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
 - متن نظر شما می بایست حداکثر 700 کاراکتر باشد.

 
نام و نام خانوادگی : *
متن نظر : *  
کارکتر تايپ شده :  
       

پرتال اداری ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر شهرستان اصفهان

پرتال علمی پژوهشی راه بهشت

طراحی سايت : اصفهان هاست

کليه حقوق اين سايت برای ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر شهرستان اصفهان محفوظ است